معرفی بهترین سایت های اخبار تکنولوژی و سبک زندگی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
دانلود پروژه های پژوهشی با موضوع بررسی تأثیر … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

تغییرات غیرمجاز در سیستمها یا برنامه‌ها.
قصور در اعمال تغییرات لازم در سیستمها یا برنامه‌ها.
دخالتهای دستی نابجا.
احتمال بالقوه از دست رفتن اطلاعات یا ناتوانی در دسترسی به اطلاعات مورد نیاز. درشرایطی نظـیر موارد زیر که مستـلزم قضاوت و آزادی عمـل است، جنبه‌های دستی سیستمها ممکن است مناسبتر باشد:
معاملات بزرگ، غیرعادی یا غیرمکرر.
شرایطی که تشخیص یا پیش‌بینی اشتباهات دشوار است.
شرایط متغیری که به یک واکنش کنترلی، خارج از حدود یک کنترل خودکار موجود، نیاز است.
نظارت بر اثربخشی کنترلهای خودکار.
کنترلهای دستی توسط افراد انجام می‌شود و از این‌رو، کنترلهای داخلی واحد مورد رسیدگی را در معرض خطرهای بخصوصی قرار می‌دهد. کنترلهای دستی ممکن است کمتر از کنترلهای خودکار قابل اعتماد باشد، زیرا به‌آسانی می‌تواند دور زده شود، نادیده گرفته شود یا زیر پا گذارده شود و همچنین، بیشتر در معرض رخداد اشتباهات و خطاهای ساده قرار دارد. از این رو، نمی‌توان فرض کرد که اجزای کنترلهای دستی به طور یکنواخت اعمال می‌شود. سیستمهای دستی ممکن است در موارد زیر چندان مناسب نباشد:
معاملات متعدد یا مستمر، یا در شرایطی که اشتباهات مورد انتظار یا قابل پیش‌بینی می‌تواند به‌وسیله پارامترهای کنترلی خودکار، پیشگیری یا کشف شود.
فعالیتهای کنترلی، در مواردی که راهکارهای خاص برای اجرای یک کنترل را بتوان به‌نحو مناسبی طراحی و خودکار نمود.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

میزان و ماهیت خطرهای کنترلهای داخلی به ماهیت و ویژگیهای سیستم اطلاعاتی واحد مورد رسیدگی بستگی دارد. از این‌رو، حسـابرس در شنـاخت کنتـرلهای داخلی، مناسب بودن واکنـش واحد مـورد رسیدگی را در برابر خطـرهای ناشی از استـفاده از سیستمهای فناوری اطلاعات یا دستی از طریق برقراری کنترلهای مؤثر، مورد توجه قرار می‌دهد.
۲-۱۲- محدودیتهای کنترلهای داخلی
کنترلهای داخلی، صرف نظر از نحوه طراحی و اجرای آن، تنها می‌تواند اطمینانی معقول از دستیابی به اهداف گزارشگری مالی را برای واحد مورد رسیدگی تأمین کند. احتمال دستیابی به این اهداف، تحت تأثیر محدودیتهای ذاتی کنترلهای داخلی است. این محدودیتها،شامل این واقعیت است که قضاوت انسان در تصمیم‌گیری می‌تواند اشتباه‌آمیز باشد و به‌دلیل خطاهای انسانی، چون اشتباهات ساده، کنترلهای داخلی می‌تواند مختل شود. برای مثال، چنانچه کارکنان سیستم اطلاعاتی واحد مورد رسیدگی چگونگی ‌پردازش معاملات فروش توسط سیستم ثبت سفارش را بطور کامل درک نکنند، ممکن است تغییراتی را به اشتباه در سیستم طراحی کنند که سیستم، فروش های یک خط تولید جدید را پردازش کند. از سوی دیگر، این تغییرات ممکن است به درستی طراحی شود، اما به ‌وسیله افرادی که طرح را به برنامه تبدیل می‌کنند، اشتباه درک شود. اشتباهات ممکن است در اثر استفاده از اطلاعات تهیه شده توسط فناوری اطلاعات نیز رخ دهد. برای مثال، کنترلهای خودکار ممکن است به منظورگزارش معاملات بیش از یک مبلغ معین طراحی شود تا مورد بررسی مدیریت قرارگیرد، اما افراد مسئول بررسی ممکن است هدف از این گزارشها را درک نکنند واز این رو،آنها را بررسی نکنند یا اقلام غیرعادی را پی‌جویی ننمایند. افزون بر این، کنترلها می‌تواند به‌وسیله تبانی دویا چند نفری از یرپا گذاری نابجای مدیریت، بی‌اثرشود. برای مثال، مدیریت ممکن است به توافق هایی جنبی با مشتریان برسد که مفاد و شرایط استانداردقراردادهای فروش واحد مورد رسیدگی را تغییر ‌دهد و بدینسان، به شناخت درآمد نادرست بینجامد. همچنین، کنترلهای ویرایشی تعبیه شده در برنامه‌ها که برای شناسایی و گزارش معاملات افزون برسقف اعتباری مشخصی طراحی شده، ممکن است نادیده گرفته شود یابه عمد،از کارانداخته شود.واحدهای کوچکتر اغلب کارکنان اندکی دارند که ممکن است میزان تفکیک وظایف را محدود کند. اما در مورد زمینه‌های اصلی، حتی در یک واحد مورد رسیدگی خیلی کوچک،برقراری حدودی از تفکیک وظایف یا سایر اشکال کنترلهای ساده،ولی مؤثر،عملی است. احتمال زیرپا گذاری کنترلها توسط صاحب سرمایه- مدیر به میزان زیادی به محیط کنترلی و به ویژه، به نگرش صاحب سرمایه- مدیرنسبت به اهمیت کنترلهای داخلی،بستگی دارد.
۲-۱۳- محیط کنترلی
حسابرس باید از محیط کنترلی شناخت کسب کند. محیط کنترلی، وظایف راهبری و مدیریتی و نگرش، آگاهی و اقدامات مدیریت نسبت به کنترلهای داخلی و اهمیت آن در واحد مورد رسیدگی را در بر می‌گیرد. محیط کنترلی با تنظیم جو واحد تجاری، برهشیاری کنترلی کارکنان اثر می‌گذارد. محیط کنترلی، اساس کنترلهای داخلی اثربخش است و نظم و ساختار را به وجود می‌آورد.
مسئولیت اصلی پیشگیری و کشف تقلب و اشتباه با مدیریت واحد مورد رسیدگی است. حسابرس در ارزیابی طراحی محیط کنترلی و نحوه اعمال آن، از چگونگی ایجاد و حفظ فرهنگ درستکاری و ارزشهای اخلاقی و برقراری کنترلهای مناسب برای پیشگیری و کشف تقلب و اشتباه در داخل واحد مورد رسیدگی توسط مدیریت، شناخت حاصل می‌کند.
حسابرس در ارزیابی طراحی محیط کنترلی واحد مورد رسیدگی، عناصر زیر و چگونگی اعمال آن در واحد مورد رسیدگی را مورد توجه قرار می‌دهد:
۱- اشاعه و تقویت درستکاری و ارزشهای اخلاقی ـ عناصر زیربنایی مؤثر بر اثربخشی طراحی، اجرا و نظارت بر کنترلها.
۲- پایبندی به صلاحیت- توجه مدیریت به سطوح صلاحیت لازم برای مشاغل خاص و چگونگی تبدیل آن به تجربه و دانش مورد نیاز.
۳ – مشارکت هیئت مدیره ـ استقلال هیئت مدیره از مدیران اجرایی، تجربه و شأن آنان، میزان مشارکت و فعالیتهای بازبینی آنان، اطلاعات دریافتی آنان، میزانی که مسایل دشوار با آنان طرح و پیگیری می‌شود و تعامل هیئت مدیره با حسابرسان داخلی و مستقل.
۴- نگرش و شیوه اجرایی مدیریت- رویکرد مدیریت نسبت به پذیرش و مدیریت خطرهای تجاری و نگرش و اقدامات مدیریت نسبت به گزارشگری مالی، پردازش اطلاعات و وظایف و کارکنان حسابداری.
۵- ساختار سازمانی- چارچوب لازم‌ برای برنامه‌ریزی، اجرا، کنترل و بررسی فعالیتهای واحد مورد رسیدگی برای دستیابی به اهداف آن.
۶- تعیین اختیار و مسئولیت- چگونگی تعیین اختیار و مسئولیت فعالیتهای عملیاتی و نحوه برقراری روابط گزارشگری و سلسله مراتب اختیارات.
۷- سیاستها و روش های منابع انسانی- استخدام، آشناسازی، آموزش، ارزیابی، مشاوره، ارتقا، حقوق و مزایا و اقدامات اصلاحی.
حسابرس در شناخت اجزای محیط کنترلی، اعمال شدن یا نشدن آنها را نیز مورد توجه قرار می‌دهد. معمولاً، حسابرس شواهد حسابرسی مربوط را از طریق ترکیبی از پرس و جو و سایر روش های برآورد خطر، مانند تأیید پرس و جوها از طریق مشاهده یا وارسی مدارک، کسب می‌کند. برای مثال، حسابرس می‌تواند با پرس و جو از مدیریت و کارکنان، از نحوه ابلاغ نظرات مدیریت به کارکنان درباره فعالیتهای تجاری و ارزشهای اخلاقی، شناخت کسـب کنـد. حسابـرس اعمـال شدن یا نشدن کنتـرلهـا را، مثلاً ازطـریق وجـود آیین رفتارحرفه‌ای مدون و اقدامات مدیریت برای پشتیبانی از آیین رفتار حرفه‌ای یا نادیده‌ گرفتن موارد تخطی از آن، یا تجویز استثناهایی برآن، تعیین می‌کند.
شواهد حسابرسی درباره اجزای محیط کنترلی ممکن است به صورت مستند در دسترس نباشد، به ویژه در واحدهای تجاری کوچکتر که اطلاع‌رسانی بین مدیریت و سایر کارکنان می‌تواند علیرغم غیر رسمی بودن، مؤثر باشد. برای مثال، تعهد مدیریت به حفظ صلاحیت و ارزشهای اخلاقی اغلب به جای آیین رفتار حرفه‌ای مدون ، به‌وسیله رفتار و نگرش ابرازی آنان در اداره امور تجاری واحد مورد رسیدگی پدیدار می‌شود. درنتیجه، نگرش، آگاهی و اقدامات مدیریت، در طراحی محیط کنترلی واحدهای کوچکتر، از اهمیت خاصی برخوردار است. افزون‌بر این، در مواردی که صاحب سرمایه دیگری وجود نداشته باشد، نقش مدیریت اغلب بعهده صاحب سرمایه- مدیر است.
مسئولیتهای کلی مدیریت در اساسنامه و آیین‌نامه‌ها یا به‌موجب سایر مقررات، مشخص می‌شود. یکی از نقشهای هیئت مدیره، متعادل کردن فشارهای وارده بر مدیران اجرایی درارتباط با گزارشگری مالی است. برای مثال، مبنای حقوق و مزایای مدیران اجرایی می‌تواند به دلیل وجود تضاد بین الزامات گزارشگری مطلوب و منافع محسوس حاصل از نتایج عملکرد بهتر، مدیران اجرایی را تحت فشار قرار دهد. حسابرس در کسب شناخت از محیط کنترلی، موضوعاتی چون استقلال هیئت‌ مدیره و توانایی آنان در ارزیابی اقدامات مدیران اجرایی را، مورد توجه قرار می‌دهد. حسابرس همچنین وجود یک کمیته حسابرسی که معاملات تجاری واحد مورد رسیدگی را درک کند و مطلوبیت ارائه صورتهای مالی را از تمام جنبه‌های با اهمیت، طبق استانداردهای حسابداری ارزیابی کند، مورد توجه قرار می‌دهد.
ماهیت محیط کنترلی واحد مورد رسیدگی به‌گونه‌ای است که اثری فراگیر بر ارزیابی خطرهای تحریف با اهمیت دارد. برای مثال، کنترلهای صاحب سرمایه- مدیر ممکن است نارسایی تفکیک وظایف را در یک شرکت کوچک جبران کند یا وجود هیئت مدیره‌ای فعال و مستقل ممکن است نگرش و شیوه عملیاتی مدیریت اجرایی را در واحدهای بزرگتر، تحت تأثیر قرار دهد. ارزیابی حسابرس از طراحی محیط کنترلی واحد مورد رسیدگی شامل توجه به این مراتب است که آیا نقاط قوت اجزای محیط کنترلی درمجموع، زیربنای مناسبی را برای سایر اجزای کنترلهای داخلی تأمین می‌کند یا خیر و آیا نقاط ضعف کنترلهای داخلی، آنها را بی‌اثر نمی‌کند. برای مثال، سیاستها و روش های استخدام منابع انسانی مبنی‌بر استخدام کارکنان کارآمد امور مالی و فناوری اطلاعات، ممکن است گرایش شدید مدیریت را برای بیش‌نمایی سود، کاهش ندهد. تغییرات ایجاد شده در محیط کنترلی می‌تواند بر مربوط بودن اطلاعات کسب شده در حسابرسیهای قبلی اثر گذارد. برای مثال، تصمیم مدیریت درباره تخصیص منابع اضافی برای آموزش فعالیتهای گزارشگری مالی و هشیاری نسبت به آن ممکن است خطر رخ دادن اشتباهات را در پردازش اطلاعات مالی کاهش دهد. از سوی دیگر، قصور مدیریت در تخصیص منابع کافی برای توجه به خطرهای ایمنی ویژه فناوری اطلاعات، ممکن است از طریق امکان انجام تغییرات نادرست در برنامه‌ها یا اطلاعات رایانه‌ای یا از طریق امکان پردازش معاملات غیرمجاز، اثری منفی بر کنترلهای داخلی بگذارد.
در مواردی که حسابرس خطرهای تحریف با اهمیت را برآورد می‌کند، وجود یک محیط کنترلی مناسب می‌تواند عاملی مثبت باشد و همان‌طورکه میدانید، ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان روش های حسابرسی را تحت تأثیر قرار ‌دهد. بخصوص، اگرچه محیط کنترلی مناسب، به طور مطلق از تقلب پیشگیری نمی‌کند، اما ممکن است به کاهش خطر تقلب کمک کند. برعکس، ضعفهای موجود در محیط کنترلی ممکن است اثر بخشی کنترلها را از بین ببرد و از این‌رو، در برآورد حسابرس از خطرهای تحریف با اهمیت، بخصوص در ارتباط با تقلب، عواملی منفی محسوب شود.
محیط کنترلی به تنهایی از یک تحریف با اهمیت در گروه معاملات، مانده حسابها و موارد افشا و ادعاهای مربوط، پیشگیری یا آن را کشف و اصلاح نمی‌کند. از این‌رو، حسابرس، هنگام برآورد خطرهای تحریف با اهمیت، معمولاً اثر سایر اجزای کنترلهای داخلی، مانند نظارت بر کنترلها و اجرای فعالیتهای کنترلی خاص را همراه با محیط کنترلی مورد توجه قرار می‌دهد.
۲-۱۴- فرایند ارزبایی خطر توسط واحد مورد رسیدگی
حسابرس باید شناخت مناسبی از فرایند مورد استفاده واحد مورد رسیدگی برای شناسایی خطرهای تجاری مربوط به اهداف گزارشگری مالی و تعیین اقدامات لازم برای مدیریت آن خطرها و نتایج آنها کسب کند. این فرایند به عنوان ” فرایند ارزیابی خطر توسط واحد مورد رسیدگی“ تعریف شده است و مبنای تصمیم‌گیری مدیریت برای شناسایی خطرهایی است که باید مدیریت شود.
حسابرس در ارزیابی طراحی و اجرای فرایند ارزیابی خطر توسط واحد مورد رسیدگی، نحوه عمل مدیریت درباره شناسایی خطرهای تجاری مربوط به گزارشگری مالی، برآورد اهمیت خطرها، ارزیابی احتمال وقوع آن و تصمیم‌گیری درباره مدیریت آن را مشخص می‌کند. چنانچه فرایند ارزیابی خطر توسط واحد مورد رسیدگی برای شرایط موجود مناسب باشد، حسابرس را در شناسایی خطرهای تحریف با اهمیت کمک می‌کند.
حسابرس درباره خطرهای تجاری شناسایی شده توسط مدیریت پرس و جو و احتمال منجر شدن آن به تحریف با اهمیت را ارزیابی می‌کند. حسابرس در جریان حسابرسی ممکن است به خطرهای تحریف با اهمیتی برخورد کند که مدیریت نتوانسته است آنها را شناسایی کند. در چنین مواردی، حسابرس بررسی می‌کند که آیا نوعی خطر تجاری وجود داشته است که باید توسط فرایند ارزیابی خطر توسط واحد مورد رسیدگی شناسایی می‌شد یا خیر و درصورت مثبت بودن پاسخ، حسابرس علت شناسایی نشدن آن توسط فرایند و مناسب بودن آن فرایند برای شرایط موجود را، بررسی می‌کند.
در یک واحد کوچک، ، حسابرس در مورد نحوه شناسایی خطرهای تجاری توسط مدیریت و نحوه برخورد با آنها، با مدیریت مذاکره می‌کند.
۲-۱۵- سیستم اطلاعاتی(شامل فرایندهای تجاری مربوط ، مرتبط با گزارشگری مالی و اطلاع‌رسانی)
سیستم اطلاعاتی مربوط به اهداف گزارشگری مالی، که شامل سیستم حسابداری است، از روشها و مستندات پیش‌بینی شده برای شروع، ثبت، پردازش و گزارش معاملات و سایر رویدادهای واحد مورد رسیدگی و پاسخگویی درباره داراییها، بدهیها و حقوق صاحبان سهام، تشکیل می‌شود.
حسابرس باید از سیستم اطلاعاتی، شامل فرایند‌های تجاری مربوط، مرتبط با گزارشگری مالی، در زمینه‌هایی چون موارد زیر، شناخت حاصل کند :
۱- گروه های معاملات در عملیات واحد مورد رسیدگی که نسبت به صورتهای مالی با اهمیت است.
۲- روش های موجود در هریک از سیستمهای رایانه‌ای و دستی که به‌وسیله آنها معاملات یاد شده در بالا شروع، ثبت، پردازش و در صورتهای مالی گزارش می‌شود.
۳- سوابق حسابداری مربوط، اعم از رایانه‌ای یا دستی، اطلاعات پشتوانه و حسابهای خاص در صورتهای مالی از لحاظ شروع، ثبت، پردازش و گزارشگری معاملات.
۴- چگونه سیستم اطلاعاتی، رویدادهایی غیر از گروه های معاملات را که نسبت به صورتهای مالی با اهمیت است، شناسایی می‌کند.
۵- فرایند گزارشگری مالی مورد استفاده برای تهیه صورتهای مالی واحد مورد رسیدگی، شامل برآوردها ی حسابداری و موارد افشای با اهمیت.
حسـابرس ‌بـرای کسـب این‌شنـاخت، روشـهای مـورد استـفاده بـرای انتقال اطلاعات از سیستمهای پردازش معاملات به دفتـر کل یا سیستمهای گزارشگری مالی را ارزیابی می‌کند. حسابرس همچنین روش های واحد مورد رسیدگی برای کسب اطلاعات مربوط به گزارشگری مالی درباره رویدادهایی غیر از معاملات، مانند استهلاک داراییها و تغییرات در حسابهای دریافتنی لاوصول را شناسایی می‌کند.
سیستم اطلاعاتی یک واحد تجاری معمولاً شامل استفاده از ثبتهای حسابداری استاندارد می‌باشد که بر مبنایی مستمر برای ثبت معاملاتی مانند خرید، فروش و پرداخت وجوه نقد در دفتـر کل الـزامی است، یا بـرای ثبت برآوردهای حسابداری است که بطور دوره‌ای توسط مدیریت انجام می‌شود، مانند تغییرات در برآورد حسابهای دریافتنی لاوصول.
فرایند گزارشگری مالی یک واحد تجاری شامل استفاده از ثبتهای حسابداری غیراستاندارد‌‌ بـرای ثبت معاملات‌ غیرعادی و غیرمستمر یا تعدیلات‌ نیز می‌باشد. نمونه‌هایی از چنین ثبتهایی شامل تعدیلات تلفیقی و ثبتهای مربوط به ترکیب تجاری یا واگذاری یا برآوردهای غیرمستمر مانند کاهش ارزش دارایی است. در سیستمهای ثبت دستی دفتر کل، ثبتهای حسابداری غیراستاندارد ممکن است از طریق وارسی دفاتر کل و روزنامه و مستندات پشتوانه، شناسایی شود. اما، درمواردی که برای نگهداری دفترکل و تهیه صورتهای مالی از روش های خودکار استفاده می‌شود، چنین ثبتهایی تنها می‌تواند به شکل الکترونیکی وجود داشته باشد و ممکن است با بهره گرفتن از تکنیکهای حسابرسی به کمک رایانه به آسانی شناسایی شود.
فرایند تهیه صورتهای مالی شامل روش های طراحی شده به منظور حصول اطمینان از جمع‌ آوری، ثبت، پردازش، تلخیص و گزارش مناسب اطلاعات لازم برای افشا طبق استانداردهای حسابداری در صورتهای مالی است.
حسابـرس برای کسـب شنـاخت، خطـرهای تحریف با اهمیت مرتبط با نادیده‌ گرفتن کنترلهای حاکم‌بر ثبتهای حسابداری استاندارد و کنترلهای مربوط به ثبتهای حسابداری غیراستاندارد را ارزیابی می‌کند. برای مثال، پردازشها و کنترلهای خودکار ممکن است خطر اشتباه را کاهش دهد، اما بر خطر نقض چنین پردازشهای خودکار توسط افراد (برای مثال، از طریق تغییر مبالغی که به طور خودکار وارد دفتر کل یا سیستم گزارشگری مالی می‌شود) ممکن است تأثیر نداشته باشد. افزون بر این، هنگامی که از فناوری اطلاعات برای انتقال خودکار اطلاعات استفاده می‌شود، ممکن است شواهد اندک یا نامشهودی از این مداخله در سیستمهای اطلاعاتی وجود داشته باشد.
حسابرس همچنین از نحوه اصلاح پردازش نادرست معاملات (برای مثال، وجود پرونده اقلام معلق خودکار و نحوه عمل واحد مورد رسیدگی برای اطمینان یافتن از حل و فصل به موقع اقلام معلق) و همچنین چگونگی اصلاح موارد نقض سیستم یا کنترلها، شناخت کسب می‌کند.
حسابرس از سیستم اطلاعاتی مرتبط با گزارشگری مالی واحد مورد رسیدگی متناسب با شرایط آن شناخت حاصل می‌کند. این امر شامل کسب شناخت از نحوه شروع معاملات در فرایندهای تجاری واحد مورد رسیدگی است. فرایندهای تجاری یک واحد مورد رسیدگی، فعالیتهای طراحی شده برای توسعه، خرید، تولید، فروش و توزیع محصولات و خدمات آن، حصول اطمینان از رعایت قوانین و مقررات و ثبت اطلاعات، شامل اطلاعات حسابداری و گزارشگری مالی است.
حسابرس باید از نحوه اطلاع‌رسانی درباره وظایف و مسئولیتهای گزارشگری مالی و موضوعات با اهمیت مرتبط با گزارشگری مالی توسط واحد مورد رسیدگی شناخت کسب کند. اطلاع‌رسانی شامل فراهم نمودن شناختی از وظایف و مسئولیتهای افراد درارتباط با کنترلهای داخلی حاکم بر گزارشگری مالی است و ممکن است به شکل دستورالعمل باشد. این امر شامل میزان شناخت کارکنان از ارتباط فعالیتهای خود در سیستم اطلاعاتی گزارشگری مالی با کار دیگران و شیوه‌های گزارشگری موارد استثنا به رده بالاتر مناسب در داخل واحد مورد رسیدگی است. کانالهای باز اطلاع‌رسانی می‌تواند این اطمینان را فراهم کند که موارد استثنا گزارش و پیگیری شده است. شناخت حسابرس از اطلاع ‌رسانی مربوط به گزارشگری مالی شامل اطلاع‌ رسانیهـای بین مدیران اجرایی و هیئت مدیره، بخصوص کمیته حسابرسی و همچنین اطلاع ‌رسانیهای برون سازمانی، مانند اطلاع ‌رسانی به مقامات قانونی، می‌شود.
۲-۱۶- فعالیتهای کنترلی

نظر دهید »
منابع تحقیقاتی برای نگارش پایان نامه بررسی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

می‌گویند: کسانی که بار یافتهای سنگین امیال و هوای نفسانی را سرکوب کرده و پشت پا به دنیا و همه تمایلات حیوانی بزنند، به مجرد مرگ “برهمن” می‌پیوندند، در غیر این صورت به بدن انسان یا حیوان حلول کرده و به تناسب اعمال و کردار قبلی خود، در لذت یا عذاب قرار خواهد گرفت و این مرگ دلالت‌ها، بر اساس تناسخ به قدری تکرار می‌شود تا سرانجام انسان به کمال مطلوب رسیده و به برهما اتصال پیدا کند.
بودائی‌ها هم بنابر اصل تناسخ عقیده دارند که مرگ پایان حیات انسان نیست بلکه روح پس از مرگ، به بدن حیوان یا گیاه و انسان حلول می‌کند و پس از مدتی به جهان مرموز «نیروانا» منتقل خواهد شد. آنجا دیگر رنج و افسردگی نیست.
“مقصود از تناسخ تنها انتقال ارواح از جسدی به جسد دیگر نیست. اگر چه در آغاز مقصودی جز این نبود. تناسخ هندو نتیجه مذهبی فلسفی است که از آنچه ظاهر آن است وسیعتر و در عین حال عمیق‌تر است.
اندیشه بدبینی که زندگی را سراسر اضطراب و وحشت و رنج تلقی کند، و رهایی و آرامش ابدی را در فانی شدن در نفس کلی به حساب آرد، از عقاید هندوان است”.

۱-۲-۳-۲-آئین برهمائی (برهما و تناسخ)

برهمنان (یا براهمه) خود را موجوداتی مافوق انسانی می‌دانند. عقاید برهمنان درباره وحدت روحانی و جهان هستی برای انسانهای متمدن غیر هندی بسیار عجیب است. بدین معنا که آنان معتقدند که با قوا و نیروهایی در ارتباط هستند که حتی خدایان متعدد هم اغلب تابع آن قوا می‌باشند و بالاخره خود را انسان‌هایی خدایی می‌پندارند.

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

باید دانست که برهمنان هند تا زمان معاصر اهمیت و مقام خود را از لحاظ اجتماعی و مذهبی محفوظ داشته‌اند و روی همین اهمیت مقام برهمنان است که آئین هندوی معاصر و آئین برهمائی می‌نامند.
پیروان آئین هندوی هنوز برهمنان را به همان عظمت مقام مورد تکریم می‌دانند و معتقدند که برهمن پیشوای وارسته‌ای است که بواسطه تزکیه نفس و ریاضت به مقام فوق الطبیعه رسیده است و به جز برهمنان کسی نمی‌تواند حقایق مقدسه را درک و راهنمائی مردم را تعهد نماید.
راجع به زمان پیدایش برهمنان باید اضافه نماییم که در سرودهای «ریگ ودا» برهنمان نقشی ایفا نمی‌نمایند فقط از زمان «آتارو ودا» که مصادف با دوره‌ای است که آریاها به نواحی اطراف رود گنگ رسیده‌اند برهمنان همانند اولیاء عالی‌مقام مذهبی هندوان ظاهر می‌شوند.
آئین برهمانی
در حدود قرن نهم تا هشتم قبل از میلاد مسیح برهمنان از آئین ودائی، آئین تازه‌ای به وجود آوردند که مقام بلندی برای برهمنان[۲] در آن تعیین گردیده است و این همان است که بنام آئین برهمائی نامیده می‌شود.
درباره فلسفه برهمائی به طور خلاصه و دقیق می‌توان گفت که این فلسفه در خارج از وجود انسانی اصلی اساسی بنام «براهمان» (یا جوهر و اصل عالم) و در باطن و روح آدمی اصلی اساسی بنام «آتمن» ( یا جوهر و اصل وجود یا ذات) در نظر می‌گیرد و هدفش یکی نمودن این دو (عالم و ذات) با یکدیگر است.
با وجود این ذات شخص که در حقیقت با عالم خارج یکی است ظاهراً از آن جدا و متمایز به نظر می‌رسد و این جدائی و دوری است که مایه «شرّ» می‌باشد، شرّی که به صورت مراحل مختلفه تناسخ (سامسارا) ادامه خواهد یافت و هر موجودی با بازگشت اجباری، زندگانی‌های متوالی بیشماری و بی‌نهایتی را طی می کند که هر یک از این زندگانیها نتیجه و پاداش و محصول اعمال انجام شده زندگانیهای قبلی است (کارما).
موضوع یکی بودن براهمان (اصل اساسی عالم) با (آتمان «اصل اساسی ذات» ) که با تناسخ‌های متوالی ارواح (سامسارا) و آنجا با جزا و سزای اعمال زندگی‌های قبلی (کارما) ارتباط دارد یکی از اساسی‌ترین مطالب معتقدات هندوان را تشکیل می‌دهد.
کتب «براهماناها» که تفاسیر دینی هندو محسوب می‌شوند در فاصله سال‌های ۸۰۰ الی ۶۰۰ قبل از میلاد مسیح تألیف گردیده‌اند؛ این کتاب نماینده مرحله دوم از رشد و بسط معتقدات هندو است زیرا در این مرحله هندوان از پرستش طبیعت به خدا شناسی متوجه می‌گردند. یکی از مسائل مهم در این دوره «اوپانیشادها» است که مبادی کلامی و فلسفی هندو است.
در نظر اوپانیشادها این است که چون روح انسانی با روح ازلی عیناً یکی است امّا با علاقه به جسم از ذات خود غافل شده باید به اصل خویش رجوع کند و به حقیقت نائل گردد. لازم است که انسان لذت نفسانی و خواهش‌های دنیا را ترک کند و برای تحصیل دیدار الهی بر ریاضت و تزکیه نفس مشغول گردد».[۳]
با ملاحظه این گونه مشخصات براهمان که وسیله اساسی قدرت جادوئی و در عین حال اصل عالی حیات است بار دیگر به تطابق مفهوم براهمان «ومانا» متوجه می‌شویم.
باید بیان کرد که متفکرین هندو با اعتقاد به این جوهر و اصل دنیای خارجی به دنیای درونی خود مراجعه کرده و در اعماق ذات خود اصل دیگری بنام آتمان به مفهوم جوهر غیر مادی مفرد می‌یابند؛ به نظر آنان جسم آکنده از نفوس حیاتی است که همه اینها به یک نفس اصلی و یا ذات مرکزی بنام آتمان وابسته است. آتمان فی الحقیقه روح آنهاست که در وسط قلب قرار دارد و حقیقتی است که نه آفریده شده و نه از میان می‌رود، و از اینرو شروع و ادامه و نهایت آن جز بظاهر نیست و روح ازلی که در باطن انسان وجود دارد با اصل هستی خورشید یکی بیش نیست.
بیان می‌شود که آنچه از جدایی این دو اصل اساسی عالم و ذات ناشی می‌شود وجود «شرّ» است که در تمام ادیان بزرگ در حل اسن مسأله کوشش زیادی شده است. آئین زردشت «شرّ»را به اهریمن منصوب می‌دارد و آئین عیسوی آن را «با گناه اولیه» در ارتباط می‌دارند.
در معتقدات هندوان مسأله شرّ بدین صورت حل می‌گردد که جدائی ظاهری ذات آدمی و روح کیهانی و به عبارت دیگر جدائی میان براهمان و آتمان سایه شرّ و منشأ رنج و عذاب می‌باشد و «کثرت» موجودات و اشیاء با گذر این موجودات در طی یک سلسله زندگانی‌های انسانی و یا حیوانی در این دنیا یا دنیاهای دیگر نیز جز همان شرّ نمی‌باشد.
چنان که ذکر شد هر یک از این زندگانی‌ها نتیجه جبری اعمالی است که در زندگانی‌های قبلی صورت گرفته است و همان ترتبّی است که بنام «کارما» نامیده می‌شود. و هندوان معتقدند که اگر فردی حیات خود را به نیکوکاری گذارند پس از مرگ زندگانی جدید بهتری (در قالبی دیگر) خواهد داشت و بد کاران به (صورت) به عبارت دیگر رفتار و اعمال مشخص صور تناسخ را تعیین می کند.[۴]
آئین ودائی که معتقدات آئین نفسانی را متضمن بود و عقیده بقای ارواح مردگان را مهم می‌شمرد در این باره به درجه‌ای نرسیده که به بقای ارواح مردگان در یک سلسله زندگی‌های مختلف در موجودات دیگر نیز اعتقاد پیدا نماید ولی دنباله فکر بقای ارواح مردگان و سپس زیستن آنها به صور مختلف در پیکرهای گوناگون، و تحول این نیز در آئین برهمائی عقیده تناسخ را به وجود می‌آورد و سپس صور تناسخ را با نیکی و یا بدی و اعمال فرد مربوط می‌سازد و بدین ترتیب عقیده مذهبی با اصل اخلاقی نزدیک می‌شود.
تناسخ یا بازگشت اجباری به زندگی حتی اگر بهترین وجهی از وجوه ممکنه نیز صورت گیرد باز هم جز «شرّ» نیست و به عبارت دیگر به نظر هندوان زائیده شدن و دوباره به زندگانی جدید قدم گذاشتن و توالی و تسلسل این تولدها و زندگانی‌های پایان‌ناپذیر رنج و عذاب مدوامی بیش نیست حال اگر این آغاز بیفرجام حیات و زندگی‌های بعدی رنج و عذاب مداوم ابدی است پس در این صورت نجات آدمی در چیست؟
طبق معتقدات هندو نجات در رهائی بخشیدن خود از «کارما» (قانون نتایج یا جزا و سزای اعمال به صورت تجدید حیات) و خلاصی از هر گونه تناسخ بعدی؛ برای حصول این مقصود چاره جز کشتن تمنی و گریز از خویشتن به وسیله ریاضات نیست. این گونه تصفیه روح و سپس اتحاد اسرار آمیز با براهمان ذات لایتناهی عالم مایه وجد و سرور زاید الوصف و سبب علو مقام روحانی آدمی است درباره آن به بحث نشسته‌اند.
(ترابی، ۱۳۴۱، ص۱۰۴-۹۹)

۱-۲-۳-۳-بودا و تناسخ

آئین بودائی توسط شاهزاده‌ای بنام «بودا [بودهه]» از خاندانی بنام گوته می‌باشد.
بودا یعنی «کسی که به همه چیز آگاه شده». تاریخ دانان بر این باور هستند که بودا در حدود ششصد سال پیش از میلاد مسیح زیسته، و از رنج‌های زندگی خاکی و گذرا بودن عمر چنان آشفته خاطر بوده است که قدرت و ثروت دنیوی را رها کرده، و به تجرد و انزوا و مراقبه و تفکر پرداخته است. بودا نزد برهمان به تحصیل علوم دینی مشغول شده، لیکن پس از چندی، چون مطلوب و مقصود خود را در تعلیمات آنان نیافت، گوشه‌گیری اختیار کرد و شش سال به تمرین ریاضتهای دشوار اشتغال جست. امّا چون تأثیر ریاضت‌های سخت را بر جسم موجب تضعیف قوای ذهنی دید، از این کار نیز دست برداشت و روشی اعتدال آمیز در پیش گرفت.
بودا به یقین می‌دانست که زندگی دنیایی و وجود خاکی پر از درد و رنج و محنت است، و علاوه بر این، دردها و رنج‌های زندگی را پایانی نیست. هر گونه کامیابی آلوده به درد است، و علل درد، علل اقتصادی و اجتماعی و سیاسی نیست. ریشه‌های این علل در طبیعت حیات آدمی است، زیرا که آن نیز، چون هر چیز دیگر فانی و گذراست. حتی «روح» نیز ناپایدار و فانی است، و جهل و غفلت ما نسبت به این حقایق علت اصلی دردهای ماست.
همه چیز در تحول و دگرگونی است، و ما با تصور این که دگرگونیها بر اساسی ثابت و تغییر ناپذیر استوارند، خود را می‌فریبم، قانون علیت تنها عاملی است که جنبش مداوم و رشدی پایانی را که غایت این جهان است به هم می‌پیوندد. بودا بی‌هیچ گونه حقیقت وجودی دائم که در زیر ظاهر متحول و متغیّر عالم محسوس، ثابت و پابرجا باشد قائل نبود و نظریه اوپنیشادی «آتمن» ابدی و تغییر ناپذیر را نیز مردود می‌دانست و معتقد بود که جستجو برای یافتن یک روح جاوید و باقی در تن کاری عبث است. وی معتقد بود که قانون «کرمه» [یعنی وابسته بودن کیفیت وجودی هر موجود به اعمال گذشته‌اش] قانونی است که در نهاد و طبیعت ما عمل می‌کند، و از آن به هیچ روی گریز ممکن نیست، و حال و آینده نتیجه و معلول گذشته است. تنها راه رهایی از «کرمه» رسیدن به «نیروانه» (nirvana) است، و از این طریق می‌توان بر تولدها و مرگ‌های پی در پی غلبه کرد. «نیروانه» لفظاً به معنی «خاموش شدن» است، و غالباً اظهار می‌شود که این لفظ تنها بر یک مفهوم منفی دلالت ندارد، بلکه دارای جنبه‌ای مثبت نیز می‌باشد. «نیروانه» صرفاً خاموش شدن نیست، بلکه حالتی است متضمن کمال و فرخندگی، نوعی وجود خالی از انانیت و سرشار از آرامش و سرور است.
از لحاظ وضع دینی، آئین بودائی به دو مذهب یا مکتب بزرگ تقسیم می‌شود:
مذهب سنتی کهن، به نام «هینیانه» (Hinayana)، و مذهب مترقی، معروف به «مهایانه (Mahayana) اولی که نماینده صورت اولیه دین بودایی است، و به قانون تغییر ناپذیر «کرمه» اعتقاد راسخ دارد، و در جریان امور عالم هیچ گونه خدایی را فاعل و مؤثر نمی‌شناسد افراد باید به کوشش خود و با سلوک در طریق تقوی و صواب، بدان سان که بودا توصیه کرده است، خود را رستگاری و خلاص غائی برسانند. (م.م.شریف، ۱۳۶۲، ص۴۵-۴۲)
بودا اذعان دارد که راه وصول به مقصد و طریقه نجات هر سالک طالب همانا تکیه به نفس و اعتماد نیروی ذاتی خود اوست که باید به واسطه تهذیب و تزکیه باطن خلاصی حاصل می‌کند. «در حقیقت، در مذهب او انسانیت به حدکمال مورد توجه است». ولی با این همه، دو اصل اساسی از اصول معتبر او عبارتند از:
۱-قانون کارما ۲-انتقال روح
۱-قانون کرمه در نفس هر آدمی که مشتهیات و امیال خود کاملاً غلبه یافته و به مرتبه “ارهت” رسیده باشد اثری نخواهد داشت، وی با وصول به این مرتبه، فعالیت کرمه را باطل و بی‌اثر می‌کند و نفس مانند چراغی می‌شود که از خود نور می‌بخشد و صفا و جلدی تام حاصل می‌کند و دیگر احتیاجی به تولد دیگر بار و آمدن در این جهان ندارد، زیرا تجدید حیات و تولد ثانوی مخصوص کسانی است که از حب و جور و تمنای بقا هنوز پاک نشده و محتاج به تصفیه و تزکیه نفس می‌باشند. بودا اصل تجدید حیات، یعنی تولد ثانوی، را کاملاً تأیید می‌کند و ظاهراً بر آن رفته است که تجدید حیات ممکن است اتفاق افتد بدون آن که ماده ذاتی روح از جسمی به جسم دیگر انتقال پیدا کند، زیرا در ذوات زکیه نفس باقی نمی‌ماند که تغییر مرکب و تبدیل قالب بدهد و فی الحقیقه «این مسأله مبادی و تعالیم بودا بسیار پیچیده و مبهم و غامض است»، به طوری که مفسران و شارحان مذهب او در آن باره قرنها به مباحثه و جدال مشغول بوده و هنوز نیز هستند.
با این مقدمات بودا، مسأله تناسخ، یعنی انتقال ارواح را این چنین حل می‌کند که روح ماده مستقلی نیست که از پیکر وجودی به کالبد وجودی دیگر در آید. آنچه از این حیات به، حیات دیگر سیر می‌کند عبارت است از «صفات حیات یا کرمه زندگی» که به حیات دیگر منتقل می‌شود و آن در مقام تمثیل شبیه به نقش نگینی است که بر روی مومی نقش بندد.
آنچه از نگین به موم منتقل می‌شود همانا صفات و عوارض آن نقش اولی است که در سطح روحی نقش پذیرفته و تصلب و جوهریت حاصل کرده است، ولی در هنگامی که جوهر آن موم ذوبان و گدازش حاصل می‌کند، آن نقش عارضی از آن موم به ماده یا موم دیگری منتقل می‌گردد. و بر همین قیاس، همچنین عوارض وجودی انسان متوفی به جنینی دیگر منتقل می‌شود. البته شی جوهری و ذاتی در بین نیست، ولی مع ذلک یک رابطه مشخص و معلوم ما بین مجموعه عناصر و اجزای جسم و جسد اولی با جسم و پیکر دومی وجود دارد.
به عبارت دیگر، همان گونه که عملی در اثر تعاقب علت و معلول منتج به عملی دیگر می‌شود، همچنین شخصیت انسانی یک موجود علت مستقیم و سبب اصلی وجود فرد انسانی دیگر است که دارای همان شخصیت است و در حیات دیگر جلوه‌گر می‌شود.
در یک متن این گونه توضیح داده شده است:
علایق و وابستگی‌های جدید، در ادوار و توالی زندگی‌های ثانوی به میل و اراده و نیروی کرمه بر آدمی تحصیل شده و انسان به سوی آنها کشانده می‌شود.مانند مردی که به مدد طنابی، که در این سوی خندقی از درختی آویخته، به آن سوی خندق می‌جهد و قرارگاه نخستین خود را ترک می‌کند و آن گاه در وجود ثانوی با وابستگی و تعلق به اشیا و محسوسات و دیگر چیزها به زندگانی‌ تازه ادامه می‌دهد. علاقه و آگاهی سابق او به چیزهای معدوم، در «گذشته متروک» نامیده می‌شود و زندگی ثانوی او، که زندگی نخستین ریشه گرفته و تجدید حیات در یک وجود جدید است، «ولادت ثانوی» خوانده می‌شود. امّا مبرهن است که علایق او عیناً از زندگی سابق به حیات جدید راه نیافته و فقط وضع تازه او معلول محتوای زندگی سابق، یعنی کرمه، است که «تمایلات قبلی» یا «تصورات ذهنی سابق» و غیره نامیده می‌شود و موجب ظهور و بروز فعلی اوست. برای تجسم این معنی که عین علایق و آگاهی‌ها از زندگی پیشین به حال حاضر منتقل نشده است ولی به کمک همان علایق متعلق به وجود قبلی (نظیر طنابی که به آن اشارت شد) این جهش صورت گرفته است، می‌توان بازتاب صدا، انعکاس نور، نقش مهر و سایه و انعکاس آیینه را مثال آورد که بدون آن که از جایی دیگر آمده باشند موجودند یا، به عبارت دیگر، اصلشان معدوم، ولی آثارشان موجود است.
نباید چنان پنداشت که بودا قایل شده است که شخص سابق از شخص لاحق که ولادت جدید یافته جوهراً مختلف و ذاتاً متباین است، بلکه کرمه از یکی، در هنگام مرگ، به دیگری انتقال یافته است بدون این که این دومی عین اولی باشد. در حقیقت، مثل این است که بگوئیم روح از بدن متفاوت است، ولی روح و بدن یک چیز را تشکیل می‌دهند. البته معنای دقیق این مسئله بسیار پیچیده و غامض و فهم آن بسیار متعسر است. همین قدر به اختصار باید دانست که بودا بر آن است که یک نوع ایجاب و ایجاد درونی موجب بروز و تکوین حیات می‌شود و حیات نتیجه مجموع وجود بدن و روح است و همان قدر که معلول تابع فوری علت و نتیجه اثر قطعی مقدمه است، آن هر دو نیز تابع یکدیگرند یا عیناً مانند حرارت و نوری است که از شعله شمع فروزان به فتیله شمع خاموش به طور فوری و قطعی منتقل می‌گردد. بالاخره هر عمل یا قول یا فکر، که امروز از انسانی ناشی می‌گردد، به فردای او می‌رود و همچنین آثار وجود فردای او به پس فردا منتقل می‌شود و بر همین قیاس ابدالآباد این سلسله ادامه دارد.
در قضیه حیات مسأله تقدیر، فلسفه بودا بسیار قابل توجه و برجسته است. خلاصه قول او در این باره چنین است، هر چه در این عالم در زیر نظر و احساس در می‌آید، خواه در آفاق و خواه در انفس، خواه در محیط ظاهر و خواه در عالم ضمیر باطن، علی الدوام در حال سیر و حرکت است و جاویدان تغییر صورت و شکل می‌دهد. هیچ گونه طرح و نقشه مرکزی یا صانع مدبر مقتدری در آسمان نیست که همه موجودات را به یکدیگر مربوط و متحد ساخته باشد، بلکه یک وحدت عمومی نهانی در خود عالم وجود و جهان هستی موجود است، نفس هر فردی وقتی از برکات آرامش و آسایش این وحدت مطلق برخوردار می‌شود که کلمه «من» را فراموش کند، یعنی انانیت و «من» بودن او در عالم بی‌انتها و بی‌شکل «نیروانا» منحل شود. درست مانند قطره‌ای که از دریا جدا مانده است و عاقبت بعد از سیر و تحول طولانی به دریا باز می‌گردد، ظاهر ثبات و نمایش بقا در این عالم همه موهوم و پندار است و نفس نیز یک امر آزمایشی موقت بیش نیست. آنچه در عالم عمل حقیقت دارد آن است که انسان و سایر موجودات دستخوش تولد و تبدیل و زوال پیاپی هستند و خود می‌آیند و می‌روند و علی التوالی پدیدار می‌شوند و ناپدیدار می‌گردند. (جان بی‌ناس، ۱۳۸۶، ص۱۹۳-۱۸۸)
ویل دورانت در اثر تاریخی و جاودانه خود، درباره روشنگری بودا نوشته است:
«بودا از ریاضت کشی دست برداشت و زیر درختی سایه گستر نشست، و در آنجا بی‌حرکت و ثابت قرار گرفت، و بر آن بود تا هنگامی که نوری بر دلش نتابیده، از محل خود برنخیزد. از خود سؤال کرد، منبع و سرچشمه اندوه، رنج و بیماری و پیری و مرگ انسانی چیست؟
ناگهان رؤیایی از توالی مرگ‌ها و تولدهای جریان حیات، پیش چشمش جلوه‌گر شد چنان دید که هر مرگی از رهگذر نوزادان بی‌اثر می‌شود، و در برابر هر گونه آرامش و شادمانی، یک تمنّا و ناخرسندی نو، یک ناکامی و درد و اندوه تازه پدید می‌آید.
بدینسان با اندیشه‌یی متمرکز و صافی و پاک … ذهن خود را به مرگ و نوزادگی موجودات متوجه کردم. در رؤیایی مصفا و ما فوق انسانی و آسمانی دیدم که موجودات عالی و دانیبدرنگ و خوش‌رنگ ،سعادتمند و شوربخت، همه می‌میرند و از نو زنده می‌شوند و karma (کرمه) بر این ماجرا حکومت مطلق دارد. بر طبق این ناموس عمومی جهان، هر عمل نیک و بد در این دنیا، یا تجسم بعدی روح، پاداش و کیفر می‌بیند. رویای این توالی مرگها و تولدها که ظاهراً مسخره آمیز می کند، باعث آن گردید که بودا زندگی انسانی را مورد استهزاء قرار دهد. از این رو که قانون کارما (کرمه) خواهان تناسخ است تا روح از این رو بتواند تاوان بدکردارهای گذشته خود را بپردازد. ولی، اگر آدمی می‌توانست یکسره با عدل و داد زندگی کند، نسبت به همه موجودات همیشه شکیبا و مهربان باشد، اگر می‌توانست اندیشه‌های خود را به امور سرمدی پیوند دهد، به آن چیزها که، می‌آیند و می‌میرند، دل نبندد، آنگاه شاید امکان داشت که از نو متولد شدن رهایی یابد و چشمه شر و تباهی بخشکد. اگر کسی می‌توانست خواهش‌های خود را به خاطر خویش فرو نشاند و در صدد می‌آمد که فقط نیکی کند، آن وقت تفرد که نخستین و بدترین وهم بشر است مغلوب می‌شد و روح نیز سرانجام در بیخودی سرمدی غرق می‌گشت.
در قلبی که از هر نوع خواهش شخصی پاک شده چه آرامشی می‌تواند وجود داشته باشد، به سعادت، نه آن طور که پیروان بت پرستی می‌گویند در این جهان قابل تحصیل است و نه آن طور که ادیان تصور می‌کنند، در آخرت قابل وصول است.
فقط آرامش است که می‌توان آن را بدست آورد، نه تنها آرامش و تسکین دهنده خواهش‌های از میان رفته است، آری، فقط نیروانا قابل تحصیل است. (ویل دورانت، ۱۹۸۰، ص۶۲۲-۶۲۱)
بودا چه می‌گوید؟
بودا پیشوای بودائیان هند است و بودا به روح و بهشت و دوزخ معتقد نبود ولی پیروانش نوعی روح پرستی برای خود درست کردند که با معتقدات بودایی هم سنگ نیست. بودائیان به روح عقیده نداشتند و تناسخ را قبول داشتند.
بودائیان می‌گویند:

نظر دهید »
پروژه های پژوهشی و تحقیقاتی دانشگاه ها با موضوع احتضار و حقیقت مرگ در اندیشه امام … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

آنچه در این جا شایان ذکر است این است که بر اساس مکتب جناب صدرالمتألهین (رحمه الله) امری که مانع حضور و ادراک است ماده و لوازم آن است و لذا در عالم مجردات که ماده وجود ندارد، حقایق در نزد هم حاضرند. ایشان بر همین اساس این مسأله را به اثبات می رسانند که علم و عالم و معلوم در عالم تجرد همه متحدند، در حقیقت هر وجود به میزان ادراکش از وجودات مراتب دیگر با آن مرتبت الحاق یافته و با آن وجود متحد می‌گردد. به همین سبب توجه و التفاط یک وجود نسبت به وجود دیگر، باعث اتحاد وجودی آن دو خواهد شد.
این امر هنگامی با مسأله احتضار و نزع نفس از بدن، ارتباط می یابد، که در بررسی و جمع با روایات وارده از ائمه معصومین (علیهم السلام)، مبنی بر حضور انوار ولایی ایشان بر بالین محتضر، نگریسته شود. در همین رابطه روایات تبشیری و انذاری بسیاری از ائمه هدی نقل شده است، که در این مجال به برخی اشاره می نماییم.
۲-۱-۳-۱ بیان چند حدیث در اثبات حضور ولایت ائمه بر بالین محتضر
در کلامی ارزشمند از حضرت امیرالمومنین (علیه و علی آبائه السلام) خطاب به حارث همدانی آمده است: «من یمت یرنی»[۵۳] این کلام به صورت کلی و بدون هیچ قید زمانی و مکانی بیان شده است و وجود نورانی ایشان در ادامه تأکید می کنند که چه این فرد محتضر، مومن باشد چه منافق. لذا می‌توان آن را شاهدی بر حضور قطعی ایشان و نور ولایت در هنگامه احتضار و مرگ هر فرد دانست.
عبایه اسدى نقل مى‌کند که او از على علیه السّلام شنیده که آن حضرت فرمود:
به خدا سوگند! هرگز بنده‌اى مرا دشمن نمى‌دارد که بر دشمنى من بمیرد، مگر آن‌که هنگام مرگش مرا ببیند و بر او ناخوش آید و هرگز بنده‌اى مرا دوست نمى‌دارد که بر دوستى من بمیرد، مگر آن‌که هنگام مرگش آن‌گونه مرا ببیند که دوست مى‌دارد.[۵۴]
در حدیثی شریف و مفصل از حضرت ابوعبدالله، امام جعفر بن محمد صادق (علیهما السلام) نیز به حضور نور ولایت ائمه معصومین (علیهم السلام) در لحظه احتضار اشاره‌شده است. با این وجود، در عین مفصل بودن به دلیل نیاز بحث و استفاده خواننده، این روایت شریف را به تمامه ذکر می نماییم.
عمّار بن مروان گوید: یکى از افرادى که خدمت حضرت امام صادق (علیه السّلام) رسیده بود، گفت: حضرتش فرمود: به خدا سوگند! فقط از شما (شیعیان) عملى پذیرفته مى‌شود، و به خدا سوگند! براى شما (گناه) بخشیده مى‌شود و به خدا سوگند! فاصله‌اى میان هر یک از شما و میان آن‌که به آرزویش برسد و خوشحال شود و چشمش روشن گردد، نیست مگر آن‌که جان او به این جا برسد، (و با دست مبارکش به گلویش اشاره فرمود) .
سپس فرمود: چون چنین شود و شخص در حال احتضار باشد، رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله)، على (علیه السّلام)، جبرئیل و ملک الموت (علیهما السّلام) نزد او حاضر شوند. على (علیه السّلام) به او نزدیک شده و فرماید: اى رسول خدا! این شخص، ما اهل بیت را دوست مى‌داشت او را دوست بدار. رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله مى‌فرماید: اى جبرئیل! این شخص، خدا، رسول خدا و اهل بیت رسول خدا را دوست مى‌داشت، او را دوست بدار. جبرئیل به ملک الموت گوید: این شخص، خدا، رسول خدا و اهل بیت رسول خدا را دوست مى‌داشت، او را دوست بدار و با وى مدارا کن.
ملک الموت به او نزدیک شده، مى‌گوید: اى بندۀ خدا! آیا برات آزادى خود را گرفتى؟ آیا امان نامه برائت خود را از آتش گرفتى؟ که در زندگى دنیا به عصمت کبرى چنگ زدى؟ سپس امام فرمود: خداوند به او توفیق داده و بر سخن گفتن توانایش مى‌کند و شخص در این حال مى‌گوید: آرى!
ملک الموت مى‌گوید: آن وسیله چیست؟ شخص مى‌گوید: ولایت على بن ابى طالب علیهما السّلام. ملک الموت مى‌گوید: راست گفتى، آن‌چه را که از آن مى‌ترسیدى، خداوند تو را از آن ایمن ساخت، و آن‌چه را که به آن امید داشتى، دریافتى، بشارت باد تو را به همراهى با گذشتگان نیکو و همراهى رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله، على و فاطمه (علیهما السّلام). سپس با مهربانى و نرمى جان او را مى‌گیرد.
آن‌گاه کفن و حنوطش-که از مشک خوش‌بوست-از بهشت فرود مى‌آید و با آن کفن شده، و حنوط مى‌گردد، پس از آن، لباس نفیس زرد رنگى از لباس‌هاى نفیس بهشتى بر تنش مى‌کنند. چون او را در قبرش مى‌نهند، درى از درهاى بهشت برایش گشوده شود، که از آن بوى خوش روح بخش بهشتى او را فرا مى‌گیرد. سپس از پیش‌رو و از جانب راست و چپش هر کدام به اندازۀ پیمودن یک ماه راه برایش وسعت دهند. آن‌گاه به او مى‌گویند: بخواب! همچون خواب عروس در بستر خود، مژده باد تو را به نسیم و بوى خوش و نعمت‌هاى بهشتى و پروردگارى که از تو خشمگین نیست.

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

پس از آن، آل محمّد علیهم السّلام را در باغ‌هاى رضوان زیارت مى‌کند و به همراه آنان از طعامشان مى‌خورد، از آشامیدنى آن‌ها مى‌نوشد و در محافل آنان با حضرتشان گفت‌وگو مى‌نماید تا قائم ما اهل بیت عجّل اللّه فرجه قیام کند، و چون قائم ما قیام کند، خداوند آنها را بر مى‌انگیزد و گروه گروه به او لبیک مى‌گویند. در این هنگام است که باطل‌گرایان شک مى‌کنند و هتک‌کنندگان حریم نابود مى‌شوند، و کم هستند آنان که مى‌مانند، عجله کنندگان فرج هلاک شوند، و آنان که فرج را نزدیک مى‌دانند، نجات مى‌یابند. به همین سبب، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله به على علیه السّلام فرمود: تو برادر منى، و وعدۀ من و تو، وادى السّلام است.
حضرتش فرمود: هرگاه کافر در حال مرگ مى‌افتد، رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله، على علیه السّلام، جبرئیل و ملک الموت علیهما السّلام بر بالینش حاضر شوند. على علیه السّلام به او نزدیک شده به رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله مى‌فرماید: اى رسول خدا! این شخص، ما اهل بیت را دشمن مى‌داشت، او را دشمن بدار. رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله مى‌فرماید: اى جبرئیل! این شخص، خدا، رسول او و اهل بیت رسول خدا را دشمن مى‌داشت، او را دشمن بدار. سپس جبرئیل مى‌گوید: اى ملک الموت! این شخص، خدا، رسول خدا و اهل بیت رسول خدا را دشمن مى‌داشت، او را دشمن بدار. و بر او سخت‌گیرى کن.
ملک الموت به او نزدیک شده، مى‌گوید: اى بندۀ خدا! آیا برات آزادى خود را گرفتى؟ آیا امان خود را از آتش گرفتى؟ و آیا در زندگى دنیا به عصمت کبرى چنگ زدى؟ مى‌گوید: نه! ملک الموت مى‌گوید: بشارت باد تو را-اى دشمن خدا! -به غضب خداى متعال و عذاب و آتش دوزخ. هان که از آن‌چه که مى‌ترسیدى، بر تو نازل خواهد شد.
سپس با سختى جان او را مى‌گیرد، آن‌گاه سیصد شیطان بر روح او گماشته مى‌شوند که همۀ آن‌ها آب دهان بر صورتش مى‌افکنند و روحش را مى‌آزارند و آن‌گاه که در قبر گذاشته مى‌شود، درى از درهاى دوزخ به رویش بازگردد، بوى آتش و زبانۀ آن، او را فرامى‌گیرد.[۵۵]
۲-۱-۳-۱-۱ تحلیل و بررسی روایات مذکور بر اساس مبانی فلسفی
آنچه که از این روایت و روایات وارده و رسیده مشابه بدست می آید این است که در لحظه احتضار علاوه بر حضور ملک الموت و ملائک موکل که وظیفه قبض روح شخص به عهده ایشان است، انوار مطهره و منوره ائمه معصومین علیهم السلام نیز حاضر می شوند. و عبد مومن و کافر در مواجهه با رضایت و غضب ایشان لذت و الم را می چشد.
به فرموده خداوند در قرآن کریم در ارتباط با پاداش بهشتیان و عذاب اهل نار، بهترین و بالاترین پاداش الهی مقام رضوان و رضای رب العالمین «وَ رِضْوانٌ مِنَ اللَّهِ أَکْبَرُ ذلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظیمُ»[۵۶] و ملازما سخت ترین عذاب در روز رستاخیز عدم توجه و التفاط پروردگار به کافران است «ِوَ لا یُکَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَ لا یَنْظُرُ إِلَیْهِمْ یَوْمَ الْقِیامَهِ وَ لا یُزَکِّیهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ».[۵۷] و ناگفته پیداست که انوار ائمه طاهرین (صلوات الله علیهم اجمعین) که بر بالین محتضر حاضر می شوند، مسلما طبق آیات ذکر شده، برخورد مطابق همین آیات، با هریک از محتضرین مومن و کافر خواهند داشت. چرا که انوار مطهره ایشان، تجلی اعظم و اعلای اسماء و صفات خداوند اند و آنچه در لحظه احتضار در نگاه اول نمود می یابد، شعاعی از رحمت و یا غضب رب العالمین است.
این است که به هنگامه احتضار، محتضر، چهره حضرت امیرالمومنین (علیه و علی آبائه السلام) را با لبخند و یا با غضب مشاهده می کند. فردی که فطرت خدایی خویش را تباه کرده است و در راه های کفر و نفاق حرکت نموده، وجودی پست و حقیر خواهد داشت. این چنین فردی هرگز ظرفیت پذیرش انوار وجودی اول نور عالم را نخواهد داشت، درحالیکه وجود نازینین معصومین (علیهم السلام) در نورانیت، جذبه، روشنگری و هدایت برای همه یکسانند. لیکن آنچه دلیل تفاوت مزاج ها در چشیدن طعم مرگ می شود، کمی، کاستی و کدری ذائقه و وجود انسان است.
و در مقابل، هرچه آیینه وجود انسان صافی تر و پاک تر باشد، بهتر و بیشتر و زیباتر منعکس کننده و پذیرنده انوار حق تعالی و ائمه معصومین (علیهم السلام) خواهد بود و به تبع آن در لحظات تلخ و سخت احتضار که به یکباره خود را در برابر دریای عظیم رحمت الهی، یعنی ائمه طاهرین (علیهم السلام) می بیند، سرمست و مدهوش از این ملاقات مرگ برایش أحلی من العسل می شود.
در حقیقت بر اساس مکتب فلسفی ملاصدار، برداشتی که از این روایت به ذهن حقیر می رسد، این است که اولا در هنگامه احتضار و نزع روح اتصال و انفصالی رخ می دهد که در اثنای آن سعادت و شقاوت عبد برای وی متعین می‌گردد. آنچه در روایت بدان تصریح شده است، حضور انوار پاک و مطهر معصومین (علیهم السلام) است در لحظه جان دادن.
ثانیا از طرفی ذکر شد که در هنگام احتضار بر طبق آیات و روایات سختی های فراوانی بر انسان وارد می آید، به طوری که طبق فرموده حضرت امام (رحمه الله علیه) صرف جدایی نفس از بدن سختی هایی دارد به دلیل انس نفس با بدن به عنوان ابزار مادی اش. از این جهت انفصال از بدن امری است ناخوش آیند و کراهت آور. اما به کرات اشاره‌شده و اهل مکاشفه بیان داشته اند که قبض روح عبد مومن به مانند بوییدن گل و یا نوشیدن شربتی گواراست.
بنابراین چه بسا بتوان نتیجه گرفت که عبد صالح و بنده خلّص پروردگار به هنگامه احتضار، وقتی در وانفسای سکرات موت قرار می گیرد، با مشاهده نور وجود حضرت امیرالمؤمنین (علیه و علی آبائه السلام) چنان اشتیاق و علاقه ای در وجود او زبانه می کشد و آنچنان مجذوب نور وجود مطهر ایشان می شود، که از تمام عوالم و آنچه در آن است فارغ می‌گردد، چه برسد به هراس مرگ و سکرات آن.
پیش از این یادآور شدیم که ادراک و علم در عالم مجردات به معنای اتحاد وجودی و الحاق به مرتبت است. بنابراین، چه بسا بتوان بر اساس مکتب ملاصدرا اینگونه عنوان داشت که وجود عبد صالح در هنگام احتضار، با مشاهده نور مطهر حضرت امیرالمؤمنین (علیه و علی آبائه السلام)، ادراک می کند که ایشان همان وجودی است که در تمام مدت زندگانی دنیا، دانسته و یا نادانسته به وجودش عشق می ورزیده و در برابر عظمتش سر تعظیم فرو می آورده است، و در حرکت و سیر تکاملی وجودی خویش به سمت این مرتبه و این مقام و این نور در حرکت بوده و قدم در این صراط نورانی می نهاده است. در این حالت، جذب و انجذاب این ادراک همان، و پیوستن وجودش به عنوان یک قطره به دریای عظمت وجودی ولی الله الاعظم همان.
در حقیقت لحوق وجود عبد به نور پاک علی بن ابی طالب (علیه و علی آبائه السلام) در پی همین ملاقات و ادراک اتفاق می افتد. این اتحاد وجودی عبد و مولا دقیقا همان اتصال نفس است به عالم مجردات و البته حقیقت جنت و نعیم که در قرآن کریم مکررا بدان بشارت داده شده است.
در مقابل عبد عاصی و کافر در شداید لحظه جان دادن، هنگامی که مشاهده می کند که همه وعده ها و وعید ها حقیقت محض بوده و همه آنچه برایش در تلاش بوده تاریکی عدم و نیستی است و خود را در تنگنای سکرات مرگ گرفتار می بیند، با مشاهده حقایق عالم، می فهمد که جز نور علی ابن ابی طالب (علیه و علی آبائه السلام) چیزی در عالم امکان وجود ندارد و رو برگرداندن ایشان از وی به معنای تنهایی محض و خطرات و سکرات دهشتبار و عذاب دردناک است.
در حقیقت خشم و سخط ولی الله که در طول غضب الهی است، و در این مقام، بر اساس قاعده «کلّ أمر یرجع إلی اصله»[۵۸] و البته آیات فوق الذکر، روح عبد گنهکار به شیاطین إلحاق می یابد و این همان، عذاب الیمی است که در آیات مذکور خداوند بدان اشاره فرموده و بارها در قرآن کریم کافران را بدان بشارت داده است.
چراکه به فرموده زیارت کامله جامعه کبیره «من أحبکم فقد أحب الله و من أبغضکم فقد أبغض الله»[۵۹]، پس رضایت ائمه در طول رضایت پروردگار قرار دارد، و در همین معناست آنچه از حضرت ختمی مرتبت (صلی الله علیه و آله و سلم) در مقام و منزلت دخت گرامیشان نقل شده که ایشان اذیت و غضب دخترشان را اذیت و غضب خویش و بالاتراز آن، اذیت و غضب خداوند می دانند.
۲-۱-۳-۲ تعبیر دیگری از حضور ولایت کلیه در هنگامه احتضار
حضرت آیت الله شاه آبادی (أعلی لله مقامه الشریف) در ارتباط با این موضوع در تعبیری زیبا اینگونه می‌فرمایند: کیفیت ظهور ولى بر مردم قبل از مرگ انان، بر دو قسم است: یا آن شخص داراى آینه‌اى نمایانگر و قلبى صاف است و ولى را مطابق آنچه در آینه‌اش هست مى‌بیند و با وى بیعت مى‌کند و به وى ایمان مى‌آورد. همچنین اگر به او با عنوان خاصى اعتقاد داشته باشد، عنوان وى را مشاهده مى‌کند و با شخص وى بیعت مى‌کند.
اما کسى که به ولى معتقد نیست، (خود این طیف دو دسته‌اند:) یا قاصر ساده‌اى است که در حق ولى کوتاهى و تقصیرى روان نداشته است و در ضمن از رذایل پاک و پیراسته است، که لا محاله او را به صورت نورانیت مشاهده مى‌کند، به وى ایمان مى‌آورد و پس از ان به سوى سراى نیکبختى مى‌رود.
یا علاوه بر اینکه به ولى معتقد نیست، در حق وى نیز کوتاهى به خرج مى‌دهد یا منکر او است. در نتیجه چنین فردى آینه‌اى ندارد تا او را در آینه‌اى ندارد تا او را در آینه قلب خود ببیند. ازاین‌رو ناگزیر خود را در آینه ولى مى‌بیند. و از آنجایى که صورت و فعل وى به خاطر اعمال ناشایست، اخلاق ناروا، عقاید فاسد، و انکار شرایع زشت و منکر شده است؛ آنچه در آینه مى‌بیند، با ولى اشتباه مى‌گیرد و به وى کینه مى‌ورزد و در نتیجه به سراى شقاوت مى‌رود.[۶۰]
پس از بیان این مقدمات مى‌گوییم: افراد مستعدى که پس از بعثت پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله وسلم) و ولى خاتم آمده‌اند، ناگزیر باید مقام ولایت و نبوت بر انان ظهور کند؛ و لو در حال احتضار انان، و این چیزى شبیه رجعت عترت بر امت است که قبلاً براساس آیه و ضرورت (منطقى) درباره ان بحث شد.[۶۱]
۲-۲ احوالات محتضر
۲-۲-۱ اقسام نفوس محتضرین
مرگ حقیقتی است که گریزی از آن نیست و سرنوشتى است که درک آن از احدى فوت نمى‏شود، «أَیْنَما تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ کُنْتُمْ فی‏ بُرُوجٍ مُشَیَّدَهٍ»[۶۲] و آنگاه که با قید «کل» آمده، به فرموده خداوند عزیز بر هر نفسی عارض می شود. آنجا که فرمود: «کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَهُ الْمَوْتِ»[۶۳] طبق آیه شریفه هر نفسی به هر حالت و کیفیتی مرگ را خواهد چشید. و ادراک قوه ذائقه تعبیری است دقیق و لطیف از عارض شدن حالت مرگ بر نفوس. به فرموده حضرت علامه طباطبایی (قدس سره الشریف) در تفسیر المیزان ذیل آیات مذکور نفس مورد اشاره آیه، همان نفس انسانی است، با وجود اینکه آن را بدون مضاف إلیه آورده است.
بر طبق مکتب صدرالمتألهین و مرام و عقیده حضرت امام (علیهما الرحمه)، الفاظ برای ارواح معانی وضع شده اند و هر امری که در عالم شهادت وجود دارد، معنایی در عالم بالا و مفهومی مجرد در عوالم مثال و عقل نیز دارد، که از جهت وجودی شدید تر و به لحاظ مفهومی صافی تر است. علاوه بر این خداوند در قرآن کریم بارها اموری را به ذات کبریایی خویش، که عاری از هرگونه نقصی است نسبت داده، مانند سمع و بصر و ید و… . مفهوم ذائقه نیز از این امور، مستثنا نیست، بر این اساس می‌توان اینگونه بیان داشت که امر چشیدن همانند دیگر امور دنیایی و مادی، مفهومی فراتر و صافی تر در عالم مجردات دارد. که شدت وجودی‌اش بیشتر و در ادراکش عمیق تر است.
به همین سبب چشیدن مرگ، شاید به نوعی تعبیر از درک لذت و ألم در مواجهه با حقیقت مرگ باشد. همان‌طور که در عالم ماده، درک طعم شیرین و تلخ، باعث بوجود آمدن احساسات خوب و بد می شود. آنچه به ظرافت این تشبیه می افزاید، ویژگی قوه چشایی انسان است، که گویی طعم چشیده شده با وجود انسان متحد می شود و ذره ذره احساسش درگیر شیرینی و تلخی آن می‌گردد. و البته مواجهه با مرگ، بسیار فراتر و شدید تر از چشیدن مادی و این دنیایی است. امری که لذت و ألم آن همه ذرات وجود انسان را فرا می گیرد و گریزی از چشیدن آن نخواهد بود.
مرگ طبق آیات و روایات رسیده بر مؤمنان گوارا و برای کافران و ناسپاسان تلخ و رنج آور است، از این مطلب می‌توان اینگونه استفاده کرد: همان‌طور که، شخصی که سلامت است و در قوه ذائقه او خللی وارد نشده، از چشیدن عسل احساس شیرینی و لذت می کند و اما کسی که به دلیل بیماری و مرض، مثلا سرماخوردگی ذائقه اش مختل، و کام او تلخ شده است حتی اگر شیرین ترین عسل ها را هم به او بدهند نه تنها لذتی نمی برد بلکه طعم تلخی را احساس می کند و حس ناخوشایندی به او دست می دهد.
نفس نیز در مواجهه با مرگ اینچنین است. مرگ به فرموده قرآن کریم، حق وحقیقت است «وَ جاءَتْ سَکْرَهُ الْمَوْتِ بِالْحَق»[۶۴] و هر امر حقی نور است و وجود آن منشأ خیر و برکات و به طور طبیعی نفسی که سالم است و صفا نورانیت خود را حفظ کرده از مواجهه با حق و خیر متلذذ گشته و از برکات وجودی آن استفاده می کند و با نورانیت آن متحد می شود، به همین جهت است که فرد مؤمن و صالح مرگ را شیرین تر از عسل می داند.
در مقابل، شخصی که عمر خود را ضایع نموده و نفسش را به انواع زشتی ها و گناهان آلوده است، ظرفیتی برای پذیرش امر حق نخواهد داشت و هنگام نزول امر حق مرگ بر کوه انانیت و رذایل وجودی‌اش آن را به شدت خرد و متلاشی خواهد کرد. این است که فرد بی ایمان، کافر و منافق در هنگام مرگ، سخت ترین رنج ها و بلاها را متحمل می شود. آنچه مسلم است ارتباط میان ظرفیت پذیرش حق در نفس محتضر و کیفیت نزع روح است. نفوس محتضرین به حسب میزان صفا و نورانیت و کدورت و ظلمت در هنگام احتضار حالات متفاوت و بعضا متضاد خواهند داشت.
یکی از مهمترین ویژگی های حیات مادی، اختلاط خیر و شر در آن است. افراد در این دنیا، خوب و بدشان به هم آمیخته است و از طریق ظاهر نمی‌توان در مورد آن ها قضاوت کرد، ولی باطنشان با هم متفاوت و بعضا متضاد است. برخی باطنشان بر ظاهرشان غلبه دارد و برخی ظاهرشان بر باطنشان، و بعض دیگر هم خوبی و بدی در آنها برابر است.
از آنجا که نوع بشر ممکن الخطا آفریده شد و امر اختیار در او به اجبار نهاده شده است. هر فرد با هر میزان خوبی و بدی ممکن است از وی اعمال خوب یا بد سر بزند. بدین معنا که فردی که ایمان به خدا دارد و اعمال شایسته انجام می دهد و در راه بهتر شدن و کسب فضایل و دوری از رذایل تلاش می کند، ممکن است اعمال قبیحه ای هم احیانا از وی سر بزند. افرادی هم که باطنشان بد است و فسق و فجور با نهادشان متحد گشته است، بعضا کارهای پسندیده ای هم انجام می دهند.
این ویژگی اختلاط و درهم آمیختگی خیر و شر در عالم شهادت، ناشی از وجود ماده و حجب مادی است. لیکن در عالم مجردات که از ماده و مانعیت آن خبری نیست، به طور قطع باید سرائر آشکار، و بواطن نفوس عیان گردد. این امر اتفاق نمی افتد مگر اینکه سره ار ناسره جدا، و خیر و شر هرکدام معلوم گردد. همان‌طور که ویژگی دنیای مادی اختلاط امور و وجود حجب و غایب بودن امور است، ویژگی عالم مجردات هم عیان شدن بواطن و حضور دائم و جدایی خیر و شر است.

نظر دهید »
دانلود مقالات و پایان نامه ها با موضوع تاثیر عدالت … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۵-۳-۱ یافته های جمعیت شناختی
با توجه به نتایج بدست آمده، ۵۲٫۳ % از پاسخ دهندگان را مردان و ۴۷٫۷ % را زنان تشکیل می دهند که نشان دهنده حضور تقریبا برابر زنان و مردان در نمونه مورد بررسی می باشد.
۵۱٫۱% پاسخ دهندگان در طیف سنی ۲۰ تا ۳۰ قرار دارند و از تعداد کل پاسخ دهندگان ۸۵ % زیر ۴۰ سال سن دارند. این امر نشان دهنده جوان بودن کارکنان شاغل، در نمونه مورد بررسی می باشد.
۶۹٫۴ % کارکنان دارای مدرک تحصیلی کارشناسی و بالاتر بودند که نشان دهنده بالا بودن سطح تحصیلات کارکنان در نمونه مورد بررسی می باشد. بالا بودن سطح تحصیلات باعث می شود صحت اطلاعات جمع آوری شده افزایش یابد.
۵۵٫۳ % کارکنان سابقه فعالیتی کمتر از ۵ سال دارند و در کل ۸۳٫۲ % کارکنان سابقه فعالیتی کمتر از ۱۰ سال دارند.
۵۶٫۱ % شرکت های مورد بررسی زیر ۴۰ نفر جمعیت دارند و در کل ۸۸٫۳ % شرکت ها زیر ۶۰ نفر جمعیت دارند.
۵-۳-۲ یافته های تحلیل تک متغیره
میانگین امتیاز عدالت توزیعی ۳٫۴۹ می باشد که در حد متوسط رو به بالا می باشد. عدالت توزیعی به توزیع دستمزد ها، پاداش ها، زمانبندی کاری و حجم کاری اشاره دارد، بنابرین یافته های این متغیر نشان می دهد که کارکنان شرکت نسبت به مناسب بودن سطوح پرداخت و دستمزد تاحدودی موافق هستند.
میانگین امتیاز عدالت رویه ای ۳٫۷۲ می باشد که در حد متوسط روبه بالا می باشد. عدالت رویه ای به عدالت در تصمیم گیری ها و مشارکت کارکنان در تصمیم گیری ها اشاره دارد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که سازمان های تحت بررسی در زمینه عدالت رویه ای در حد نسبتا مطلوبی قرار دارند.
میانگین امتیاز عدالت تعاملی ۳٫۹۳ می باشد که در حد متوسط روبه بالا می باشد. عدالت تعاملی به ارتباطات مدیران با کارکنان اشاره دارد از جمله صداقت و راستگویی، عزت و احترام. میانگین مولفه عدالت تعاملی از دو بعد دیگر عدالت بیشتر است که نشان دهنده ارتباطات نسبتا مطلوب مدیران و مسولان با کارکنان می باشد.
میانگین امتیاز رفتار نوآورانه ۳٫۲۴ و میانگین امتیاز تعهد سازمانی ۳٫۲۲ می باشد که در حد متوسط رو به بالا می باشند. رفتار نوآورانه با سنجه هایی از قبیل تمایل به ایده های جدید و تلاش برای این ایده ها و ارزیابی نقاط ضعف و قوت آنها سنجیده می شود که میانگین بدست آمده نشان از حد متوسط نوآوری در بین کارکنان نمونه مورد بررسی می باشد. از سنجه های تعهد سازمانی نیز علاقه عاطفی به سازمان، عدم ترک سازمان، درگیر شدن در دغدغه های سازمان میباشد که میانگین ۳٫۲۲ حاکی از نمره متوسط تعهد سازمانی در بین کارکنان نمونه مورد بررسی می باشد.

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

۵-۳-۳ یافته های تحلیل دو متغیره
در بخش تحلیل دو متغیره تأثیر هر یک از متغیرهای مستقل به صورت جداگانه بر متغیر وابسته مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس نتایج به دست آمده تنها رابطه‌ی بین عدالت تعاملی و رفتار نوآورانه و رابطه عدالت رویه ای و تعهد سازمانی رد شدند. تأیید و رد این روابط به منظور تأیید و رد فرضیات پژوهش نیست بلکه در این تحلیل‌ها قدرت هر یک از روابط به صورت جداگانه و بدون حضور سایر متغیر‌ها سنجیده شده است.
یافته های تحلیل دو متغیره و نتایج حاصل از ضریب همبستگی را می توان بصورت خلاصه در جدول ۵-۱ مشاهده نمود که در زیر آورده شده است:
جدول۵-۱: یافته های تحلیل دومتغیره

فرضیه

روابط

ضریب همبستگی

سطح معناداری

تایید/رد

۱

عدالت توزیعی- رفتار نوآورانه

۰٫۲۸۹

۰٫۰۰۰

تایید

۲

عدالت رویه ای- رفتار نوآورانه

۰٫۳۱۷

۰٫۰۰۰

تایید

۳

عدالت تعاملی- رفتار نوآورانه

۰٫۱۵۱

۰٫۴۶۰

رد

۴

عدالت توزیعی- تعهد سازمانی

۰٫۲۵۵

۰٫۰۰۰

تایید

نظر دهید »
راهنمای نگارش مقاله دانشگاهی و تحقیقاتی درباره بررسی تأثیر نگرش … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

« لاک[۴۷]» عقیده دارد که رضایت شغلی یا نارضایتی شغلی به تفاوتی که شخص بین آنچه از شغلش به دست آورده و آنچه که آرزو داشته و می‌خواسته، بستگی دارد. اگر بین میزان آرزوهای شغلی فرد و دستاوردهای واقعی‌اش تفاوت وجود نداشته باشد وی خشنودی و رضایت خواهد داشت و اگر دستاوردهای حاصل از شغل وی کمتر از میزان خواسته‌هایش باشد ناراضی خواهد بود.
« لاولر[۴۸]» رضایت شغلی را تفاوت بین درک کارکنان از شرایطی که بایستی ایجاد شود با شرایطی که به طور واقعی در شغل وجود دارد، می‌داند. اگر بین آنها تفاوتی وجود نداشته باشد فرد راضی خواهد بود. مانند زمانی که فرد انتظار افزایش درصدری در حقوقش را دارد و این انتظار برآورده می‌شود.
« پورتر» نیز رضایت شغلی را به عنوان تفاوت بین میزان عواملی که بایستی در شغل وجود داشته باشد و میزانی که اکنون وجود دارد تعریف کرده است (دلجو، ۱۳۷۴).
نظریه انگیزشی – بهداشتی[۴۹] هرزبرگ:
یکی از نظریه های مشهور رضایت شغلی ، نظریه انگیزشی – بهداشتی « هرزبرگ » است که به تأثیر انواع مشخصی از عوامل شغلی بر رضایت شغلی متمرکز است . مطابق تئوری هرزبرگ هر کارمندی دو دسته نیاز یا خواسته دارد . نیازهای انگیزشی و نیازهای بهداشتی . نیازهای انگیزشی مربوط به خود کار و کیفیت چالشی بودن کار نظیر جالب بودن کار ، استقلال شغل و پاسخگویی می باشد . نیازهای بهداشتی مربوط به زمینه روانی و فیزیکی که کار در آن انجام می گیرد نظیر شرایط فیزیکی کار ( مثل حرارت و دلپذیر بودن محیط ) ، ماهیت نظارت ، پرداخت و امنیت شغلی می باشد . هرزبرگ روابط بین نیازهای انگیزشی و نیازهای بهداشتی و رضایت شغلی را چنین مطرح کرد:
– با ارضای نیازهای انگیزشی ، کارکنان راضی و با عدم ارضای نیازها ، کارکنان ناراضی نخواهند بود.
– با ارضای نیازهای بهداشتی کارکنان ناراضی نخواهند شد . ولی با عدم ارضای این نیازها کارکنان ناراضی می شوند . به نظر هرزبرگ یک کارگر می تواند با ارضای نیاز انگیزشی مثل جالب و چالشی بودن کار ، راضی باشد و در عین حال بعلت عدم ارضای نیاز بهداشتی مثل امنیت شغلی پایین ناراضی باشد . هرزبرگ رضایت و نارضایتی را مستقل از هم می داند . درصورتی که دیدگاه سنتی رضایت و نارضایتی را دو انتهای یک پیوستار می دانند . (جنفر[۵۰]و گارت[۵۱]، ۱۹۹۹ص۸۳-۸۶)
نظریه برابری:
این نظریه که توسط آدامز ارائه شده، عوامل خارجی را بر رضایت شغلی مؤثر دانسته و علت نارضایتی را ادراک افراد از نابرابری و بی‌عدالتی احساس شده ، می‌داند. کارکنان در یک نظام اجتماعی کار می‌کنند که یکدیگر را می‌بینند و نسبت به یکدیگر به قضاوت می‌پردازند و پاداش‌دهی افراد را تفسیر می‌کنند. در این نظریه میزان رضایت نتیجه رفتاری است که در مقایسه با دیگران انجام می‌گیرد. کارکنان به میزان تلاش، عملکرد و فعالیت‌های خود نگریسته و آن را با میزان پاداش و حقوقی که دریافت می‌کنند مقایسه می‌کنند. سپس آن را با دیگر همکارانی که کار مشابهی انجام می‌دهند، مقایسه می‌کنند. اگر تنها، تفاوت اندکی میان این مقایسه وجود داشته باشد، احساس رضایت خواهند کرد (اصلانخانی، ۱۳۷۵: ۳۸).
تعهد سازمانی:
می یر[۵۲] در سال ۲۰۰۱ تعریفی از تعهد در محیط کاری که بنظر میرسد سازگاربا بسیاری از توصیفات گذشته ازاین مفهوم باشد ارائه کرده است. تعهد به عنوان نیرویی است که یک فرد را در جهت عمل به یک یا چند هدف متعهد می کند:

    1. تعهد سازمانی مورد توجه پژوهشهای زیادی طی سی سال اخیر بوده است. تعریف اولیه از تعهد سازمانی در تحقیقات آکادمیک بوسیله ی پورتر[۵۳] و سایرین (۱۹۹۴) ارائه شده است : ” قدرت شناسایی فردی و درگیری در یک سازمان خاص .”
    1. لی و مودی[۵۴] ( ۱۹۸۷) تعهد به عنوان پاسخ مؤثری است که از ارزیابی موفقیت کاری که یک فرد را به سازمان مرتبط کرده و یا جذب می کند ناشی می گردد.این تعریف تأکید ویژه ای بر ارتباط بین فرد و سازمان دارد.
      1. پنکیلی و داود[۵۵] (۲۰۰۰) تعهد را به عنوان کلیت و فشارهای هنجاری درونی شده برای برآورده نمودن اهداف و علایق سازمانی تعریف کرده اند.
      2. (( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

    1. دانهام، گروب وکاستاندا[۵۶] (۱۹۹۴) معتقدند که واژه تعهد برای پیشینه ها، نتایج و فرایند جذب به کارمیرود.آنها نتیجه گرفتند که موضوع اصلی تعهد سازمانی وابستگی روانشناختی فرد به سازمان است.
    1. مودی وسایرین تعهد سازمانی را به عنوان ترکیبی از ویژگیهای روانشناختی و رفتاری می دانند. آنها تعهد سازمانی را به صورت زیر تعریف می کنند: ” قدرت نسبی شناسایی یک فرد و فعالیت وی در یک سازمان خاص”. بر مبنای این تعریف تعهد سازمانی توسط یک اعتقاد و مقبولیت قوی ازاهداف و ارزشهای سازمان، تمایل کارکنان برای تلاش قابل توجه درسازمان و تمایل برای ماندن در سازمان خاص اندازه گیری می شود.( Mowday. 1979, pp. 224-47)
    1. تعهد سازمانی را نوعی وابستگی عاطفی به سازمان درنظر می گیرند. براساس این شیوه فردی که به شدت متعهد است هویت خود را از سازمان گرفته، در سازمان مشارکت دارد و با آن درمی آمیزد وازعضویت درآن لذت می برد.(ساروقی ، ۱۳۷۵ص۷۳ )
    1. تعهد سازمانی عبارت است از نگرش های مثبت یا منفی افراد نسبت به کل سازمان (ونه شغل ) که در آن مشغول به کارند. ( استرون[۵۷] ، ۱۳۷۷ صص-۷۴، ۷۳ )
    1. ” آلن[۵۸] و مایر “( ۱۹۹۲) بیان می­ کنند که تعهد سازمانی یک حالت روانشناختی است که روابط کارکنان با سازمان را توصیف میکند و به تصمیم درادامه عضویت در سازمان دلالت دارد.( ویلیامز[۵۹] ،۱۹۸۶(
    1. پورتروهمکارانش(۱۹۷۴) تعهدسازمانی را پذیرش ارزشهای سازمان و درگیرشدن (مشارکت) در سازمان تعریف می کنند و معیارهای اندازه گیری آن را شامل انگیزه، تمایل برای ادامه کارو پذیرش ارزشهای سازمان می دانند.
    1. هانت و مورگان[۶۰] (۱۹۹۴) تعهد سازمانی را در دو سطح خرد و کلان مطرح نمودند. تعهد در سطح خرد عبارت است از تعهد به گروه‌های خاص سازمانی که شامل گروه‌های کاری، سرپرستان و مدیریت عالی می‌شود و تعهد در بعد کلان عبارت از تعهد به سازمان به عنوان یک مجموعه و یک سیستم میباشد. (مشبکی، ۱۳۷۸؛ص ۱۲ )
    1. تعهد سازمانی بیان کننده حالتی است که کارکنان سازمان، اهدافشان را معرف خود دانسته و آرزو می کنند که در عضویت آن سازمان بمانند.(رابینز[۶۱] ، ترجمه پارسائیان ،۱۳۷۴ :۳۷۲ )
    1. تعهد سازمانی میزانی است که بدان وسیله شخص هویت خود را از سازمان گرفته واحساس می­ کند جزئی از سازمان بوده و در آن مشغول به فعالیت است. (شرمرهورن و ازبورن[۶۲]،۱۹۹۷ :۷۳)
    1. چاتمن و اورایلی[۶۳](۱۹۶۸) تعهد سازمانی را به معنی حمایت و پیوستگی عاطفی بااهداف و ارزشهای یک سازمان ، به خاطر خود سازمان و دور از ارزشهای ابزاری آن ” وسیله‌ای برای دستیابی به اهداف دیگر” تعریف می کنند. (رنجبریان ، ۱۳۷۵ص۴۱)
    1. برگمان[۶۴] و همکاران نیز تعهد سازمانی را باور قاطع افراد در پذیرش ارزشها و اهداف سازمان و تمایل به تلاش بیشتر و حفظ عضویت در سازمان میدانند.
    1. از نظرویلیامسون واندرسون[۶۵] تعهد سازمانی شامل شدت و گستردگی مشارکت فرد در سازمان، احساس تعلق به سازمان، شغل و احساس هویت فرد در سازمان است. وجود چنین احساسی در فرد به افزایش وابستگی گروهی و رفتارشهروندی[۶۶] منجر خواهد شد.
    1. گرین بربی و ساموز[۶۷] در ۱۹۹۵، تعهد سازمانی را به عنوان تمایل فرد به سازمان، تعیین هویت با آن و میزان چالش وی در روابط کاری، ارتقاء شغلی، بازنشستگی و اهداف و ارزشهای سازمانی می دانند. (زالی، ۱۳۷۵, ص ۵۶)
    1. بر اساس مطالعه پیشوا (۱۳۸۷) به طور کلی تعهد سازمانی به میزانی بستگی دارد که شخص ارزشها و اهداف سازمانی را درونی کرده و احساس وفاداری[۶۸] و وظیفه شناسی به محل کار خود داشته باشد. این نوع تعهد نشان دهنده نظم بین نیازها و ارزشهای شخص و سازمان میباشد.

به طور کلی تعهد سازمانی تعاریف متعددی داشته و در اغلب تعاریف تعهد سازمانی عبارت است از:
۱- تمایل قوی برای بقا ی عضویت در یک سازمان خاص.
۲- تمایل برای تلاش بسیار زیاد برای سازمان.
۳- باور قاطع در قبول ارزشها و اهداف سازمان.
بعبارت دیگر تعهد سازمانی نگرش افراد درباره وفاداری کارکنان به سازمان و فرایند مستمری است که بواسطه مشارکت در تصمیمات سازمانی، توجه به سازمان و موفقیت و رفاه سازمان حاصل می‌شود. ( مقیمی ، ۱۳۸۰،ص۳۹۲-۳۹۱).
اهمیت تعهد سازمانی:
نیروی انسانی، مهمترین عامل موفقیت یا شکست فرایند تغییر سازمانی است. به همین دلیل، عواملی که نگرش های افراد را در خصوص تغییر تحت تأثیر قرار می دهند، باید مورد توجه واقع شوند. یکی از این عوامل تعهد افراد به سازمان است (حسینی، ش ۳۹-۳۸، ص۵۰).
اندیشه تعهد موضوعی مهم در ادبیات مدیریت است . این اندیشه یکی ازارزشهای اساسی است که سازماندهی بر آن متکی است و کارکنان براساس ملاک تعهد،ارزشیابی می شوند. اغلب مدیران معتقدند که این تعهد برای اثربخشی سازمان ضرورتی تام دارد (میچل[۶۹] ، ترجمه شکرکن ،۱۳۷۳).
شهید مطهری (۱۳۷۰) بیان می دارد اگر شخص لیاقت[۷۰]، شایستگی[۷۱] و تعهد حداکثر بهره برداری از امکانات و سرمایه را داشته باشد، لیاقت مدیریت را دارد و اگر چنین تعهد و شایستگی را نداشته باشد نباید چنین مسوولیتی به او محول شود.( مطهری، مرتضی ،۱۳۷۰ ص۲۵)
یکی از دلایل اهمیت تعهد سازمانی برای سازمانها، رابطه منفی آن با قصد افراد جهت ترک سازمان است. بنابراین سازمانها می بایست عواملی را که منجر به افزایش تعهد سازمانی می گردد را شناسایی نمایند.(Wang, et al., 2002)
این مفهوم که در جریان شناخت و مشارکت افراد در سازمان تجلی می یابد در دهه گذشته جایگاه مهمی را در تحقیقات مربوط به رفتار سازمانی به خود اختصاص داده است تا جایی که تعهد سازمانی خود به عنوان بحثی مستقل در تحقیقات مذکور شناخته می شود.ارزش و اهمیت این مفهوم تا حدی است که استاو[۷۲] درباره آن می گوید: ارزش و اهمیت تعهد سازمانی باید به عنوان یک ساخت مستقل و مجزا از سایر مفاهیم روان شناختی ( نظیر انگیزش، فعالیتهای کاری یا سایر گرایش‌های رفتاری دیگر) به اثبات برسد. (خاکی، ش۵، ص ۱۹۶)
انواع تعهد سازمانی:
مؤثرترین مدیران در مجموعه ای مرکب از تعهدات زیراتفاق نظر دارند:( رضائیان، ۱۳۷۳، ص۳۰۴)

    • تعهد نسبت به مشتریان یا ارباب رجوع
    • تعهد نسبت به سازمان
    • تعهد نسبت به خود
    • تعهد نسبت به افراد و گروه کاری
    • تعهد نسبت به کار

هرسی و بلانچارد[۷۳] بیان می کنند که هریک از تعهدات زیر به طور جداگانه بسیاردر مدیریت مؤثر و بااهمیت است. این تعهدات به طور کلی چارچوب اصلی رسیدن به تفوق در مدیریت در درازمدت را تشکیل می­ دهند که در زیر به تشریح هر یک از آنها می پردازیم : (هرسی و بلانچارد ، ترجمه کبیری، ۱۳۷۳ ،صص۵۸۶-۵۷۹)
۱ – تعهد نسبت به مشتری:

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 212
  • 213
  • 214
  • ...
  • 215
  • ...
  • 216
  • 217
  • 218
  • ...
  • 219
  • ...
  • 220
  • 221
  • 222
  • ...
  • 298
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

معرفی بهترین سایت های اخبار تکنولوژی و سبک زندگی

 درآمد از هوش مصنوعی با ویدئوهای تبلیغاتی
 درآمد از پروژه‌های تحقیقاتی آنلاین
 فروش محصولات دست‌ساز آنلاین
 درآمد از وبلاگ‌نویسی
 کسب درآمد دلاری از سایت‌های خارجی
 نشانه‌های دلتنگ‌شدن مردان
 معیارهای انتخاب همسر
 سرماخوردگی گربه و درمان آن
 تهیه غذای خشک سگ
 درآمد از طراحی اپلیکیشن موبایل
 فروش عکس با هوش مصنوعی
 حقوقی خیانت شوهر
 غلبه بر ترس از تعهد
 آنالیز سئو فروشگاه آنلاین
 بی‌توجهی در رابطه عاشقانه
 سوالات حیاتی قبل از ازدواج
 احساس فراموش‌شدن در رابطه
 طراحی هدر و فوتر حرفه‌ای
 مشخصات سگ مالینویز
 علل بی‌حالی عروس هلندی
 درآمد از تدریس آنلاین مهارت‌ها
 آموزش کار با Grammarly
 معیارهای ازدواج از دید دختران
 احساس بی‌اهمیتی در رابطه
 تغذیه مناسب سگ مالینویز
 درآمد از ساخت بازی با هوش مصنوعی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – مبحث اول – تحلیل تاریخی روابط اخلاق و حقوق – 2
  • پایان نامه -تحقیق-مقاله | مهمترین موسسات فعال در این بخش، سازمان تامین اجتماعی وصندوق بازنشستگی کشوری می باشند. – 10
  • فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه – ۲-۸-۴٫ انواع وفاداری – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • منابع پایان نامه درباره بررسی رابطه بین تسهیم دانش ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود منابع پژوهشی : دانلود پروژه های پژوهشی در رابطه با تقویت و مقاوم … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود منابع تحقیقاتی : نگارش پایان نامه درباره بررسی نقش طرحواره های ناسازگار اولیه ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه | قسمت 17 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود فایل های دانشگاهی – ۱۷-۲پیشینه تحقیق : – 8
  • دانلود مقاله-پروژه و پایان نامه – بهره ­وری منابع انسانی: – 2
  • پایان نامه ارشد : دانلود فایل های پایان نامه درباره برنامه درسی یاد ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه – قسمت 13 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • پایان نامه -تحقیق-مقاله – ۲-۲-۹ هوش هیجانی و موفقیت (افراد دارای هوش هیجانی بالا) – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • فایل های دانشگاهی| ۲-۹-دیدگاه صاحبنظران در خصوص مدیریت دانش – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • منابع مورد نیاز برای پایان نامه : ارزیابی کیفیت خدمات ارائه شده در شرکت کند و … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مقاله-پروژه و پایان نامه – قسمت 28 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود فایل پایان نامه با فرمت word : ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد الگوسازی قرآن کریم در مواجهه با ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل های دانشگاهی| ۲-۳ هوش هیجانی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • تحقیق-پروژه و پایان نامه | مبحث اول- جرایم علیه اموال – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود متن کامل پایان نامه ارشد – قسمت 8 – 2
  • دانلود فایل ها در رابطه با : بررسی رابطه بین مسؤولیت پذیری اجتماعی سازمان با کارتیمی و توسعه حرفه ای- ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مقاله-پروژه و پایان نامه – ب) مقالات – 4
  • مقالات و پایان نامه ها | جدول۲-۴: آماره­ های توصیفی پیش­آزمون و پس­آزمون گروه کنترل – 10

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان