معرفی بهترین سایت های اخبار تکنولوژی و سبک زندگی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
پژوهش های کارشناسی ارشد درباره مشخص نمودن برخی از زوایای ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۳۴۳۹

گندم دامی

۱۸۸۱

۲۰۶۴

۲۳۶۸

۳۰۶۵

پودر ماهی

۶۵۹۲

۶۷۴۵

۷۳۰۳

۸۲۱۱

مأخذ: معاونت امور دام وزارت جهاد کشاورزی.
توضیح : میانگین قیمت در سال ۱۳۸۷ برمبنای ۵ماهه اول است.
۲-۲-۷-ضعف پوشش بیمه ای درصنایع دام و طیور
بر اساس بند ج ماده ( ۱۸ ) قانون برنامه چهارم توسعه، باید تا پایان برنامه، پوشش حداقل ۵۰ درصدی بیمه محصولات کشاورزی و عوامل تولید با بهره برداری از خدمات فنی بخش خصوصی و تعاونی توسط صندوق بیمه محصولات کشاورزی ایجاد گردد. طبق بررسی های انجام شده نه تنها این موضوع در زیربخش دام و طیور محقق نگردیده، بلکه اساسًا صندوق فوق در استفاده از خدمات فنی بخش خصوصی و تعاونی برنامه ای ارائه نکر ده و صرفًا در قالب اعتبارات مندرج در بودجه حرکت خود را تنظیم می نماید . ضمن اینکه دولت سهم خود در ارتباط با عملیات بیمه ای صندوق را طی سنوات گذشته پرداخت ننموده و صندوق بیمه تا پایان سال ۱۳۸۶ به میزان ۶۴۸۹ میلیارد ریال از دولت بستانکار بوده که از این میزان حدود ۴۰ درصد متعلق به زیربخش دام و طیور است.
البته لازم به ذکر است که تولیدکنندگان زیربخش دام و طیور توانایی لازم برای پرداخت کامل حق بیمه را نداشته و حجم کار آنها متناسب با تعداد نیروی انسانی صندوق نمی باشد ، همچنین مسئولان اجرایی دانش فنی و اطلاعات علمی کافی برای برآورد ریسک و ارزیابی خسارات محصولات در بحران های ایجاد شده را نداشته و علاو ه بر آن، هیچ الزامی قانونی برای تولیدکنندگان دام و طیور (به جز جوجه یک روزه ) جهت بیمه نمودن تولیدات و کارگاه ها و مزارع نیز وجود ندا رد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

طبق برنامه پنج ساله چهارم، هدف گذاری وزارت جهاد کشاورزی در امر بیمه صنایع دام و طیور به شرح زیر تنظیم شده است:
براساس اعلام وزارت جهاد کشاورزی و همچنین صندوق بیمه محصولات کشاورزی، عملکرد صندوق در سال زراعی ۱۳۸۶-۱۳۸۸ به شرح جدول زیر است:

هدف بیمه

سطح پوشش بیمهای

دریافتی از تولیدکنندگان (ریال)

سهم دولت (ریال)

خسارات پرداختی (ریال

دام

۴۰۲/۴۴۳/۳ رأس

۰۰۰/۰۰۰/۰۸۳/۷۸

۰۰۰/۰۰۰/۱۸۸/۱۴۹

۰۰۰/۰۰۰/۶۰۴/۱۰۵

طیور

۳۷۲/۹۸۱/۴۲۶ قطعه

۰۰۰/۰۰۰/۵۸۰/۱۱۱

۰۰۰/۰۰۰/۰۰۲/۳۱۵

۰۰۰/۰۰۰/۵۰۸/۱۷۹

مأخذ : صندوق بیمه محصولات کشاورزی، ۱۳۸۷.
۱۳۸۷- جدول ۱۷ . بیمه دام و طیور و خسارات پرداختی در سال زراعی ۱۳۸۶

نظر دهید »
دانلود پایان نامه تحلیل و مقاسیه ی ساختاری غزلیات ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

بیا ای راحت جانم که جان را بر تو افشانم
زمانی با تو بنشینم زدل این جوش بنشانم
زحال دل که معلومست که هم این بود و هم آن شد
بگویم شمّه ای با تو ترا معلوم گردانم
به دندان مزدجان خواهی که آیی یک زمان با من
گواه آری روا باشد حریف آب دندانم
مرا گویی چه داری تو که پیش من کشی آنرا
چه دارم هر چه دارم من نشاید آن ترا دانم
یکی دریای خون دانم که آنرا دیده می گویم
یکی وادی غم دانم که آنرا دل همی خوانم
درون مایه اصلی غزل:
در این غزل کوتاه عاشق در مقام شخصی که بیچاره و کم و ناچیز است در درگاه معشوق، رنج می برد و نمی تواند کاری کند که دل معشوق برایش بسوزد، با این حال با معشوق درد دل می کند و ناراحتی خود را از عکس العمل های معشوق بازگوی کند و نهایت بیچارگی خود را بیان می دارد. معشوق در وادی عشق، با تمام وجود گام بر می دارد و چشم امیدش به عنایت معشوق است که آن هم سرابی بیش نیست. به هر حال انوری با آوردن واژگان فارسی قدیمی، و عربی و نوع بیان و چیدمانشان، در واقع آثارش را از نظر ادبی و دستوری و از لحاظ زیباشناسی به درجه قابل ستایش رسانده که خواندن، تفکر در آن و شناخت زیباشناسی آن، خالی از لطف نیست.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

بافت معنایی و آرایه های ادبی:
بیت اول :
بیا ای کسی که وجودت به من آرامش می دهد، تا جانم را به تو نثار کنم وقتی که با تو همنشین شوم، این شور و پریشانی در دلم خاموش و آرام می شود. بیا : فعل امر/ راحتِ جانم، اضافه توصیفی/ افشانم: افشاندن، افشانیدن، پراکنده ساختن، نثار کردن/ زمانی : وقتی که هنگامی که، قید زمان/با توبنشینم: کنایه از با تو همنشین شوم، باتو باشم/جوش : پریشانی و شور/بنشانم : آرام کنم، خاموش کنم/
بیت دوم :
از حال دلم مشخص و آشکار است که هم این وجود داشت و هم آن وجود داشت، کمی و اندکی از آن را با تو بگویم و برای تو آشکار کنم. زِ: مخفف از/ حالِ دل، اضافه تخصیصی/ معلوم : جناس تکرارآشکار، روشن جناس تکرار، به معنای همچنین، اضافه بر این / این و آن : ضمیر اشاره/شمّه ای : کم، اندک، مقدار ناچیز از چیزی/ ترا : تو را، برای تو/ معلوم گردانم، آشکار سازم/
بیت سوم :
برای آمدن پیش من با تمام وجود و سختگیری و پافشاری، پاداش می خواهی و آن جان من است، بله، شایسته است که هم نشین مانند من که ضعیف، ناتوان هستم. به دندان، مزد جان خواهی: کنایه از با سمجی و پا فشاری، جان مرا به عنوان پاداش می خواهی. / آیی: / یک زمان: وقتی، قید زمان/ گواه: شاهد/روا باشد : جاری باشد، شایسته است، سزاواراست، جایز است/حریف : همکار، هم نشین، هم نبرد، طرف شخص در بازی یا نبرد/آب دندانم : کنایه از ضعیف و مغلوب بودن/
بیت چهارم:
(ای معشوق) به من می گویی که من عاشق، چه چیزی دارم که آن را پیشکش تو کنم، چه چیزی دارم ؟ هر چیزی دارم، شایسته تو نیست (ای معشوق و من آن را می دانمداری، دارم : مراعات نظیر/ مرا گویی: به من می گویی/ چه داری : کنایه از چه تحفه ای داری؟/ پیش من کِشی آنرا : آن را به من پیشکش کنی/ هر چه: قید مقدار/نشاید : شایسته نیست/
بیت پنجم :
(یکی از چیزهایی که دارم، ای معشوق)دریای خون است که آن چشمان من است (از فرط گریستن به دریای خون تبدیل شده) و یکی هم سرزمین غم و اندوه است که به آن دل می گویم. (دلم از غصّه مثل سرزمین غم است. دریای خون : کنایه از اشک خون آلود/ دانم، می دانم/ دیده : کنایه از چشمان/وادی غم: سرزمین غصّه، اضافه توصیفی است/
وزن غزل :
این غزل بر وزن مفاعلین مفاعلین مفاعلین مفاعلین و در بحر هزج مثمن کامل سروده شده است.
قافیه :
در این غزل کلمات قافیه عبارتند از : (افشانم، بنشانم، گردانم، دندانم، دانم، خوانم).
ویژگی سبکی غزل:
شاعر در این غزل سعی بر این داشته تا در مقام عاشق به صحبت با معشوق بپردازد، روش شاعر اینگونه بوده که در هر بیت سعی کرده حرف تازه ای و چشمه تازه ای از رنج عاشقی را به سمع معشوق برساند بنابراین در مصرع اول هر بیت حرف دل را گفته و در مصرع دوم هر بیت، حرف دل را کامل کرده است، ویژگی های سبکی دوره ششم از جمله آرایه های ادبی و بدیع شعر را پوشش داده که در بافت معنایی به آن پرداخته شده است.

۴-۲-۳۴٫

من که باشم که تمناّی وصال تو کنم یا کیم تا که حدیث لب و خال تو کنم
کس به درگاه خیال تو نمی یابد راه من چه بیهوده تمناّی وصال تو کنم
گله ی عشق تو در پیش تو نتوانم کرد ساکتم تا که شبی پیش خیال تو کنم
از سر مردمیی گر تو کلاهی نهیم مردم چشم و سرم طرف دوال تو کنم
ور به چشم تو درآید سخنم تا بزیم در غزلها صفت چشم غزال تو کنم
شعر من سحر شد و شد به کمال از پی آن که همی وصف جمالت به کمال تو کنم
چشم تو سحر حلالست و حرامست مرا شاعری هر چه نه بر سحر حلال تو کنم
درون مایه اصلی غزل:
در این غزل عاشق، وجود خویش را در مقام واقعی با ادبیاتی عاشقانه و ظریف گِرد وجود معشوق، حیران و شیدا و مشتاق می بیند و با لحنی معتقد و آرام و با متانتی خاص و اعتقادی راستین، اشاره ای به مقام خواستنی معشوق با همه ی خواص رفتاری اش می کند و در ضمن شخصیت خودش را به عنوان عاشق، متین و پابرجا و راسخ معرفی نموده است و ارزش بالای درونی برای خویش قائل شده که هر خواننده ای می تواند آن را به خوبی درک و حس نماید. به هر حال اشعار انوری در زمره ی هنریترین و ظریفترین آثار ادبی گنجانده شده است، بنابراین اهل ادب این دِین را به گردن دارند که از لحاظ دستوری، ادبی، زیبا شناسی سخن و بدیعیات و آرایه های درونی و بیرونی و انواع صناعات ادبی، بررسی و مکاشفه کرده تا تفسیری روشن و روان برای همگان بر جای بگذارند.
بافت معنایی و آرایه های ادبی :
بیت اول :
(ای معشوق) من چه کسی باشم که بخواهم طالب وصال و رسیدن به تو باشم و کسی نیستم که شایستگی بیان داستان لب و خال تو را داشته باشم. من که باشم : یعنی من چه کسی باشم، من کسی نیستم، من کوچک ام و شایسته نیستم/ تمنّای وصال : طلب رسیدن به معشوق، اضافه اقترانی/ یا کیم: یا چه کسی هستم/ (من که باشم) و (کِیمَ) : مترادف، مراعات نظیر/ لب و خال : آرایه جمع و مراعات نظیر/ لب و خال تو : اضافه تخصیصی/ تو کُنَم : تو را داشته باشم/
بیت دوم :
کسی به محضر فکر و اندیشه ی تو نفوذ نمی تواند کند، من (معشوق) چقدر بی خود و بی نتیجه، رسیدن و وصال تو را خواهانم و طالبم. /کس : اسم عام/ درگاهِ خیالِ تو : اضافه تخصیصی/ نمی یابد راه : نفوذ پیدا نمی کند/ بیهوده : بی خود، الکی، بی نتیجه و بی ثمر/ تمنّایِ وصالِ تو : خواهش و طالب رسیدن به تو/
بیت سوم :
من نمی توانم، شکایت عشق تو را پیش تو بگویم، خاموش و ساکت می مانم (صبر میکنم) تا اینکه یک شب شکایات را با خیال و فکر تو در میان بگذارم. گله ی عشق تو : اضافه تخصیصی/ پیش تو : مراد با تو و برای تو باشد/
بیت چهارم :
بخاطر عامی بودن اگر عاجز و ناتوانیم، مردمک چشمان و سرم را کنار تسمه تو می بندم. از سر مردمیی: از روی عامی بودن/ کلاهی نهیم : نشانه ی عجز و ناتوانی/مردم چشم: مردمک چشم/ چشم و سر: مراعات نظیر/ طرف: کنار، حاشیه/ دوال: تسمه – چیزی را با طناب چرمی بستن/ دوالِ تو: اضافه تخصیصی/
بیت پنجم :
اگر تا زمانی که زنده هستم حرفهای من مورد توجّه تو قرار بگیرد، در غزلهایی که می سرایم، صفت چشم آهورا به تو می دهم (بخاطر تیز بینی و زیبایی). وَر: وَ اگر/ به چشم تو درآید : کنایه از مورد توجّه تو قرار گیرد/ تا بزیم : تا زنده هستم. صفتِ چشمِ غزالِ تو کُنَم : تتابع اضافات/
بیت ششم :
شعر من جادو شد و پشت سر آن هم به کمال رسید، برای اینکه شرح زیبایی تو را کامل بیان کنم. شعرِ من: اضافه تخصیصی/ سِحر : جادو کردن، فریفته، ساختن چیزی شگفت انگیز، به معنای جادویی، افسون، چیزی یا کاری که در آن فریبندگی و گیرندگی باشد. /
بیت هفتم :

نظر دهید »
دانلود مطالب پژوهشی در مورد رابطه مدیریت کیفیت فراگیر و خلاقیت با توانمند ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

دیدگاه های مختلف توانمندسازی
توانمندسازی ازدیدگاه عقلایی
ازدیدگاه عقلایی توانمندسازی،فرایندی است که رهبربایدقدرت خویش رابازیردستان تقسیم می کند(دراینجا منظورازقدرت،برخوداری ازاختیارات رسمی یاکنترل برمنابع سازمانی است نه قدرت شخصی).به تعبیرباراک(۱۹۸۶)منظورازتوانمندسازی اعطای قدرت وتفویض واختیارات است وبسیاری ازنظریه پردازان مدیریت،توانمندسازی رامعادل تفویض اختیاروعدم تمرکزدرتصمیم گیری می دانندکه حاصل تاکیدبرفنون مدیریت مشارکتی،تیم های خودمدیریتی وهدف گذلاری دوطرفه است(کانگر،۱۹۸۹).
توانمندسازی ازدیدگاه انگیزشی
به نظرصاحبنظران این رویکردتوانمندسازی ریشه درتمایلات انگیزشی افراددارد.هرراهبدکه باافزایش حق تعیین فعالیت های کاری(خودتصمیم گیری)وکفایت نفس کارکنان بیانجامد توانمندیشان رادپی خواهدداشت برعکس هرراهبردی که به تضعیف دوانگیزه فوق منجر شود،باعث تقویت احساس بی قدرتی درانان می شودوعدم توانمندی رادرپی دارد(ابطحی،عابسی،۱۹۹۸)درروانشناسی توانمندسازی ازدیدگاه انگیزشی مورد بررسی قراررمی گیرد.دیدگاه انگیزشی برمبنای نظریه مک کلندکه نیازهای اساسی مدیران رابه سه سته ریا،نیازبه موفقیت ونیازبه تعلق دسته بندی می کند،شکل گرفته است .دراین دیدگاه فرض شده است استکه افرادنیازبه کسب قدرت دارندواین نیازحالتی درونی برای نفوذوکنترل سایرافراداست(مانویل۲۰۰۳).

توانمندسازی ازدیدگاه روان سیاسی:ازدیدگاه روان سیاسی برای درک اهداف ومفاهیم توانمندسازی لازم است تفکررادرتاریخ فکری وسیاسی غرب درک کنیم.توانمندسازی به طورروزافزون ازحالت تندروانه یارادیکال درجنبش های حقوق زنان وحقوق زنان وحقوق مدنی به مفاهیم رایجی که برعملکردسازمان تاکیددارد،تغییریافته است(اسپریتزرودانسون،۲۰۰۵)
توانمندسازی ازدیدگاه روانشناختی
نظریه پردازان این رویکرد،که درراس آنان توماس وولتهاوس قرارداردمعتقدندتوانمندسازی موضوعی چندوجهی است ونمی توان برپایه یک مفهوم خاص به بررسی آن پرداخت.به نظرآنان توانمندسازی،فرایندافزایش انگیزش درونی وظایف واگذارشده به کارکنان است ودریک مجموعه ازویژگی های شناختی زیرمتکی می گردد(توماس وولتهاوس،۱۹۹۰).
۱- موثربودن ۲- شایستگی ۳- معناداری ۴- حق انتخاب
این رویکردبرادراک کارکنان ازتوانمندسازی تمرکزمی کند وچگونگی درک زیردستان وکارکنان راتوانمندسازی موردبررسی قرارمی دهد.طبق این رویکردتوزیع قدرت لزومابه توانمندشدن کارکنان منجرنمی گردد.چراکه ممکن است یک فرایند ارگانیک نظام یافته وپایین به بالا تبدیل گردد(هوندا،۲۵:۱۹۹۷).
مدل های توانمندسازی
مدل توانمندسازی گلن لاوراک
این مدل رویکردی جدید به توانمندسازی است که درآن نقش افراددرتبیین واجرای بسیارپررنگ تراست لاوراک معتقداست مشاهده ومباحثه قبل ازارزیابی می تواند انطباق هرچه بیشترالگویانیازمندی های اجتماعی وفرهنگی راتضمین کندوضروری است مراحل چهارگانه این مدل اجرای این مدل به شرح زیراست(لاوراک۲۰۰۳به نقل ازابطحی وعابسی،۱۳۸۶).
آماده سازی۲- ارزیابی۳- برنامه ریزی راهبردی۴ – بازخودوارزیابی مجدد
مرحله ۱: آماده سازی
مرحله ۲: ارزیابی
مرحله ۳: برنامه
ریزی راهبردی
مرحله ۴:
بازخورد
شکل شماره :۱- ۲مدل توانمندسازی ( لاوراک۲۰۰۳به نقل ازابطحی وعابسی،۱۳۸۶)
مدل توانمندسازی هارلی
وی معتقداست نوعی راهبرداست که برپایه آن مدیرمی تواندتعهدکارکنان رادرقبال اعطای مقداری کنترل بربه آنان بدست آوردهمچنین جوهره توانمندسازی،تغییردرنحوه توزیع واعمال قدرت دردرون سازمان است وقدرت نیزیکی ازمولفه های تعریف عنصر مدیریت است.هارلی درتشریح این موضوع مهمترین عنصردرساختارراسلسله مراتب می داندوبراساس دیدگاه کلاوسون(۱۹۸۰)معتقد است سلسله مراتب ،کلید اصلی کنترل مدیریتی وهماهنگی تولید ونیزمهمترین عامل درتعریف قدرت درسازمان است.(هارلی،۱۹۹۵)هارلی براهمیت قدرت درتوانمندسازی ونقش مدیران دراعطای این قدرت تاکید داردوبه مدیران توصیه می کند۱- تاکارکنان رادراین قدرت سهیم کنندوبه نقل ازفیشر می گوید:کارکنان توانمند آن دسته ازکارکنانی هستند که نقش خودراازنتیجه بدست آمده کاملاحس می کنند۲- اگربه کارکنان درجه ازاستقلال اعطا شود،آنان ازتخصص خودبهره می گیرند وبه خلق راه های جدیدوبهترتولید محصول وخدمات می پردازدوسرانجام به توسعه بهره وری واثربخشی سازمان دست می یابند۳- عنصراصلی درتوانممدرسازی سهیم شدن کارکنان دراطلاعات وبرقراری ارتباطات مناسب است.
شکل شماره ۲- ۲مدل توانمندسازی هارلی،(۱۹۹۵
مدل والاس واستورم
دربسیاری ازموارد ،پژوهشگران تواننمندسازی رایکی ازعناصر درمرحله انتقالی هزرتغییر درسازمانهای اداری نام برده وآن هم باروش رهبری،یادگیری سازمانی وتنوع درنیروی کاربرشمرده اند .
والاس واستورم(۲۰۰۳)درمدل خودارتباط تنگاتنگ این چهارعنصررابه منزله موفقیت درمرحله انتقالی تغییردرسازمان های اداری ودرراستازی پاسخگوبودن هرچه بیشتر،که به خدمت رسانی به مراجعه کنندگان وکسب مزیت رقابتی متمرگزاست،می دانند.والاس واستورم همچنین یادگیری سازمانی رابه توانمندسازی وابسته می شمرندوتوانمندسازی رانیزازطریق خلق سبک مناسب مدیریت برنیروی متنوع کارمحقق ی داندد که که درنهایت درمرحله انتقال وتحول سازمان اداری بسیااثرگذاراست.الگوی والاس استورم ایجادکارگروهی درقالب ساختار ماتریسی وهدایت تنئوع فرهنگی کارکنان وخلق وحدت رویه ورشد درکل ساززمان درراستای یادگیری سازمانی است .محوراصلی توانمندنیز توانمندسازی هرچه بیشتر کارکنان است.(والاس واستورم ،۲۰۰۳ )
شکل شماره ۳- ۲: مدل توانمند سازی والاس و استوم(۲۰۰۳)
مدل سیستمی توانمندازی
مدلی است که در سال (۱۳۸۰) در دانشگاه تهران تهیه شده است. در این مدل از افزار تحلیل سه بعدی ساختار رفتار و زمینه متغیرهای مرتبط با توانمندسازی مدیران ارائه گردیده است (اسکندری و همکاران، ۱۳۸۲).
.
شکل شماره ۴-۲: مدل سیستمی توانمندسازی(اسکندری و همکاران.۱۳۸۲
خلاقیت
خلاقیت ،زیباترین وشگفت انگیزترین خصیصه انسان است .فنا،پویایی،وبقای هرفرهنگ وتمدن،به خلاقیت افرادآن بستگی دارد.واین واقعیت راتاریخ به اثبات رسانده است .خلاقیت برای بقای هرجامعه وسازمانی لازم است وبرای ایجادوتداوم آن درافرادسازمان بایستی عادت به تفکررادررمدیران وکارکنان ایجاد کرده چراکه خلاقیت باتفکربه وجودمی آیدوارزش تفکربه قدری زیاداست که درتعلیم اسلامی ارزش یک تفکرگاهی ازهفتادسال عبادت بدون فکر بیشترشمرده شده است وقتی تفکربرای افرادسازمانی،عادت شود،به دنبال آن خلاقیت وتولیدافکارواندیشه های جدیدونو،نظرات بدیع وتازه درتک تک کارکنان بصورت یک امرهمیشگی درآمده ونهادی میگردد وسازمان تبدیل به یک سازمان خلاق می شودکه حاصل آن ایجادهم افزایی درخلاقیت است بنابراین برای اینکه بتوان دردنیای متلاطم ومتغیرامروزبه حیات خودادامه دهندبایدبه خلاقیت نوآوری روی آورندوازآنجا که سازمان هادرمحیطی پرازرقابت فغالیت میکننددرشرایط متغیرکنونی ادامه روندگذشته وتکیه برتجربه های گذشتگان به تنهایی کافی نیست.برای بهبودویادست کم حفظ وضع موجود،بایدازاندیشه های نوع وبدیع بهره جست .درغیراین صورت،هرچندممکن است سازمان ها درکوتاه مدت،توفیقی حاصل کنند،ولی سرانجام بارکود وشکست روبرووازصحنه رقابت حذف می شوند.ازاین رونیازمندخلاقیت ونوآوری هستند.(.سلطانی ۱۳۸۵)
مفهوم خلاقیت
خلاقیت به معنای به کار گیری توانایی برای بوجودآوردن اندیشه ،فکرومفهوم جدیداست.خلاقیت بزرگترین واثرگذارترین قسمت ازوجودهرانسان است که خداونددروجودش به ودیعه گذاشته است.خلاقیت حدومرزی نداردوانسان به عنوان اشرف مخلوقات سرشارازاستعدادوتوانایی است که اوراقادرمی سازدکائنات رابه اراده خوددرآورد.امادربررسی های به عمل آمده ازانسانها یسرآمدوخلاق مشخص شده است که انسان بااین طبیعت ذاتی ازده درصد ضرفیتدهنی خودبهره می بردونوددرصدظرفیت ذهنی اوبه شکل انرژی وتوان نهفه باقی می ماندوبه تدرریج به دلیل راکدماندن ازبین می رود(پورعلی خانی،۱۳۸۴)خلاقیت درنوع انسان استعدادی عمومی است مثل هوش وحافظه.لذاهرکسی کم وبیش خلاق است این استعداد طبیعی برحسب محیط وشرایط کم وزیادد می شود.خلاقترین افرادکسانی هستندکه قادرهستندبیشترین راه حل مناسب رامطرح کنند.تامساله موردنظرراتحلیل کنند.فردخلاق آگاهانه یابه طورناخودآگاه افکارخودرادرتمام مهارت هابه کارمی اندازدوخطرانحراف ازراه حل های سنتی مسائل رابه جان می خردوبرای رسیدن به نتیجه ازتمام افکارخودبهره می بردخلاقیت ونواوری تیین افکارونطریات جدیداست(امیرحسینی،۱۳۸۴).
پیشینه خلاقیت
خلاقیت درگذشته پدیده ای مترادف بانبوغ تلقی می شدوهرجاسخن ازخلاقیت به میان می آمدبلافاصله معنای نبوغ به ذهن خطورمی کرد.درتاریخ یونان باستان,نبوغ معنایی افسانه ای داشت.به روایتی یونانیان واژه ای به نام شیطان راپذیرفته بودندکه مترادف بانبوغ بودبه نظریونانیان،شیطان یک روح نگهبان بودکه باحلول به روح وبدن افرادآن راصاحب توانایی فوق العاده ای وشوروشوق می ساخت(پیرخائفی،۱۳۷۹)دراواخرقرن نوزدهم واوایل قرن بیستم به منبع خلاقیت توجه شددراین دوران این تفکرکه نبوغ باتوانایی غیرمعمول دریک فردازیک روح بیرونی ناشی می شود.اماتاثیرات این تفکرکه خلاقیت ونبوغ مترادف هم هستندهمچنان باقی ماندولذانیم قرن طول کشیدتاخلاقیت به طورعلمی ودقیق مطالعه شودورهبری این جریان علمی راگیلفورددرسالهای(۱۹۶۷تا۱۹۵۹)برعهده داشتند(سام خانیان وهمکاران،۱۳۸۱).
سیرتحول مطالعات خلاقیت
فلاسفه ومتفکرین درقرن هاپیش خلاقیت رامی شناختنداماهرگزآن رابه عنوان یک پدیده،موردمطالعه قرارنداده بودندتااینکه درسال ۱۸۶۹”گالتون”آمریکایی تصمیم گرفت خلاقیت رادرزندگی افرادنابغه کشف کندتامعلوم شودکه قدرت خلاقیت آنهامعلول چه چیزی بوده است.سپس دیری نپاییدکه دراثرکوشش های قابل ملاحظه “بینت”تحقیقاتی رادرموردهوش به عمل آورده این تحقیقات خیلی زودوجودتخیل خلاق راکه برروش های مرسوم اندازه گیری جواب نداده بود،رامشخص کرد.”والاس”،”روسمن”،”هادامارد،”گیسلین”اعلام داشت که خلاقیت نبایدفقط اززاویه اعمال فرآورده هایی ابداعی موردتوجه قرارگیرد.درهمان زمان دوروانشناس آمریکایی دیگربه نام های”راجرز”و”مزلو”طی نظریات خود،عمومی بودن خلاقیت راخاطرنشان کردند(فرنودیان،۱۳۶۹).
تعریف خلاقیت از دیدگاه سازمانی
خلاقیت یعنی ارائه فکر و طرح نوین برای بهبود و ارتقای کمیت یا کیفیت فعالیت های سازمان «مثلا افزایش بهره وری، افزایش تولیدات یا خدمات، کاهش هزینه ها، تولیدات یا خدمات از روش بهتر تولیدات یا خدمات جدید و …
– از دیدگاه پرکینز تفکر خلاق، تفکری است که به نحوی تشکیل شده که منجر به نتایج تازه و خلاق می شود. (احمدی، ۱۳۸۸)
– استیفن رابینز(۱۹۹۲ ) خلاقیت به معنای توانایی ترکیب ایده ها دریک روش منحصربه فرد باایجادپیوستگی بین ایده هابیان می کند.
– ورنون (۲۰۰۰)خلاقیت توانایی شخص درایجاد ایده ها،نظریه ها،بینش ها،اشیایی جدیدوبازسازی مجدددرعلوموسایرزمینه هاکه به وسیله متخصصان به عنوان پدیده ای ابتکاری شناخته می شودازلحاظ علمی ،زیباشناسی،تکنولوژیکی واجتماعی ارزش قلمداد گردد.
– توسانز(۱۹۹۲) خلاقیت رابوجودآوردن تلفیقی از اندیشه هاورهیافت های افرادیاگروههادریک روش جدیدتعریف کرده است.(هادیان،۱۳۸۳)
نظریه های علمی خلاقیت
نظریه ی اسکاکتل
اسکاکتل عقیده داردکه خلاقیت حاصل پذیرابودن نسبت به دنیای بیرون بوده است وبنابراین نتیجه قدرت پذیری برای تجربه است ودوشیوه اصلی ادراک یاارتباط بین ذهن وعین راازهم متمایزمی کند۱- خودمداریاذهن مرکز۲- شی مداریاعین مرکز(دهقان،۱۳۸۰).
نظریه تداعی گرایی

نظر دهید »
پژوهش های کارشناسی ارشد درباره نقش منابع انرژی در ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

از آنجا که بررسی سیاست خارجی هر کشور بدون شناخت ساختار سیاسی و اقتصادی آن ممکن نیست در فصل دوم ساختار سیاسی – اقتصادی قطر مورد بررسی قرار می گیرد.ساختار سیاسی این کشور و قدرت خلیفه از یک سو و توانایهای اقتصادی قطر از سوی دیگر بخش زیادی از سیاست خارجی قطر را نمایان خواهد کرد.لذا در این بخش منابع سیاست خارجی این کشور به همراه چشم انداز ۲۰۲۰ این کشور ارزیابی و مورد مطالع قرار می گیرد تا راهگشای مطالعات بعدی در فصول بعد قرار گیرد
در فصل سوم منابع متنوع انرژی در قطر به عنوان متغیر مستقل پژوهش مورد مطالعه قرار می گیرند با بهره گرفتن از روش های توصیفی و ارائه آمار از وضعیت انرژی در این کشور سعی می شود قدرت و توانایی های انرژی این کشور مورد بررسی قرار گیرد. انرژی قطر به عنوان اولین و مهمترین منبع تاثیر گذار بر بخشهای مختلف این کشور از جمله سیاست خارجی قطر،از آن رو اهمیت دارد که این کشور فاقد منبع تاثیرگذار دیگر در نظام بین الملل است در واقع آنها نه از پارامترهای جمعیتی،نه سرزمین و نه نظامی و … برخوردارند . از این رو انرژی به عنوان مهم ترین منبع تاثیرگذار می تواند نقش حائز اهمیتی در سیاست خارجی این کشور داشته باشد.
در فصل پایانی یعنی فصل چهارم سیاست خارجی برمبنای نقش انرژی و تئوری نوواقع گرایی مورد ارزیابی قرار می گیرد. در واقع با بهره گرفتن از چارچوب نظری واقع گرایی و نقش انرژی در سیاست خارجی این کشور سعی می شود اصول،راهبردها و جهت گیریهای سیاست خارجی این کشور مورد مطالعه و ارزیابی نهائی قرار گیرد.در نهایت نتیجه گیری پژوهش گویایی نتایجی است که می توان برای کشور ایران نیز مورد توجه قرار گیرد.

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

فصل دوم: مبانی نظری و چارچوب تحلیلی پژوهش
شناخت سیاست خارجی قطر بدون آشنایی با مبانی نظری سیاست خارجی ممکن نیست.از این رو در بند اول این فصل به مبانی نظری سیاست خارجی خواهیم پرداخت.سیاست خارجی و ابعاد مختلف آن مورد بحث و کنکاش قرار می گیرد و در بند بعدی به دیپلماسی انرژی اشاره خواهد شد.اینکه یک سیاست خارجی در وضعیتهای مختلف چه نوع تصمیماتی پیش روی خواهد داشت و اینکه بر مبنای میزان دسترسی به انرژی از لحاظ اینکه تولید کننده باشد یا مصرف کننده چه نوع دیپلماسی برای هر کشور کارای خواهد داشت همگی در این دو بند مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت.
اما مهم ترین بحث این فصل در بند دوم می باشد و آن چارچوب نظری طرح یعنی بررسی نظریه نوواقع گرایی می باشد.از آنجا که کشور قطر به عنوان یک دولت کوچک و ناتوان از لحاظ تامین امنیت ملی خود می باشد و از طرفی با یکسری محدودیتهای بین المللی بر خوردار است نقش چنین ریز دولتی در نظام بین الملل در قالب نظریه نوواقع گرایی قابل تبیین خواهد بود.برای مثال واقع گرایی که بر نقش دولتهای قدرتمند در نظام بین الملل تاکید دارد و آرمان گرایی که بر نقش نهادهای بین الملل اشاره دارد ناتوان از تحلیل سیاست خارجی ریز دولتهای همچون قطر هستند.به همین دلیل سعی می شود نظریه نوواقع گرایی به عنوان مبنای نظری این پژوهش در بند سوم این فصل مورد بررسی قرار گیرد.
بند اول:مبانی نظری سیاست خارجی
در حال حاضر، زمینه های مطرح در مطالعه روابط بین الملل، متعدد است، اما می توان آن را در حداقل سه گروه از انگاره ها[۱] تقسیم بندی نمود که بنام کشور محور، چند محور و جهان محور خوانده شده است( Rosenau, James, 1995 ). در سیاست خارجی مشابه چنین مدلی را می توان مطرح نمود که بنام انگاره های واقع گرایی، آرمان گرایی و جهانگرایی مشهور میباشند. (Sergunin, Alexander, Sep. 2000, P. 34)
نظام جهانی، روابط مابین کشورها و همچنین ظهور بازیگران بین المللی بغیر از کشورها، به درجه ای رسیده است که نمی توان آن را با روابطی که تنها چند دهه پیش بوده است، مقایسه نمود. سیاست خارجی نیز به همین میزان اهمیت پیدا نموده و عواملی که سیاست خارجی را می سازند، بیشتر و با اهمیت تر گشته اند. کنش، واکنش و کنش متقابل میان کشورها به سطح بالایی رسیده است. در اولین سالهای هزاره سوم، دیگر بدون داشتن روابط با دیگر کشورها ادامه حیات برای هیچ واحد سیاسی امکان پذیر نیست. ( Baharcicek, Abdulghadir; 2001, Pp. 1-6.)
سیاست خارجی، اصولا در مورد فعالیت های یک کشور در محیط و شرایط خارجی است. ( Holsti, K. J., 1982) در همین ارتباط، سیاست خارجی می تواند یک استراتژی و یا برنامه ای از فعالیت ها تعریف گردد که توسط تصمیم گیران یک کشور در برابر کشورهای دیگر و یا نهاد های بین المللی انجام شده تا به اهدافی که بنام منافع ملی آن کشور خوانده میشود، برسند. سیاست خارجی همچنین پروسه ای شامل اهداف مشخص، عوامل معین خارجی وابسته به اهداف فوق الذکر، توانایی کشور در رسیدن به نتایج مطلوب، توسعه یک استراتژی سودمند، اجرای استراتژی، ارزیابی و کنترل آن می باشد. ( Jack C. Plano & Roy Olton , 1988)
تصمیم گیری در سیاست خارجی عموما بنام کشور خوانده می شود. بعنوان مثال، گفته می شود که کشور الف اقدام به اعتراض به کشور ب نمود. در حالیکه همه می دانیم که کشور یک واژه انتزاعی است و نمی تواند تصمیم گیر باشد. در حقیقت سیاست خارجی، پروسه ایست از تصمیم گیری و افرادی که بنام تصمیم گیر مانند سایر امور کشور به نیابت از کشور و یا مردم تصمیم می گیرند. ( Frankle, Joseph, 1970)بسیاری از ناظران الگوی دولت عامل تصمیم گیرنده را بطور مسلم بازیگرانی می دانند که سیستم بین المللی را تشکیل میدهند. این بدان معنی است که عمل در سیستم بین المللی عادتا به دولتها نسبت داده می شود. ولی این دولت ها مجموعه ای از کارکنان دولتی هستند که بجای جوامع ملی خود و بنا به وظیفه ای که برایشان این جوامع معین کرده اند عمل می کنند. بقول جیمز روزنا “این که می گوئیم آلمان این را می خواهد، یا فرانسه از آن احتراز می کند، این خطر وجود دارد که نسبت دادن مشخصات یک انسان به غیر انسان یا واحدهای تجریدی را بیش از حد لازم ساده کرده باشیم( Rosenau, James (ed), 1961. P. 78)”. با این همه، او از این روش بعنوان یک اختصار لازم دفاع می کند.( آلیسون (۱۳۶۴)، ص. ۶۲٫)
مورگنتا، پیشکسوت نظریه پردازان بعد از جنگ جهانی دوم در روابط بین الملل و سیاست خارجی است. او در کتاب خود روش منطقی و یا عقلایی را تائید کرده و می نویسد: “ما (تحلیلگر) خود را به جای سیاستمداری قرار می دهیم که بعضی از مسائل سیاست خارجی ملتی را باید تحت شرایطی حل نماید. و از خود می پرسیم، در چنین شرایطی چه راه های منطقی دیگری وجود دارد که یک سیاستمدار می تواند (با فرض اینکه همیشه رفتار منطقی داشته باشد) برای حل این مسئله انتخاب کند و کدامیک ازاین راه های منطقی را این سیاستمدار احتمالا انتخاب خواهد کرد.”( Morgenthau, Hans; 1970, P. 185)
برای هر کشوری در سیاست خارجی، نوع کشوری که در مقابل برای ایجاد ارتباط برگزیده است، مهم می باشد. به نظر می رسد که در یک تقسیم بندی کلی، کشور روبرو می تواند در یکی از هفت گروه زیر باشد:
-دشمن ما
-متحد ما
-بی طرف
-تسلط طلب
-متحد وابسته به دشمن ما
-وابسته به کشور ما
-دست نشانده کشورما(Cottam, Martha L, 1986, P. 50)
در اکثر اوقات تصمیم گیرندگان در سیاست خارجی پس از آنکه کشوری را در یکی از دستجات فوق الذکر جای دادند، از آن پس نوع تصمیم گیری و تعامل با آن کشور پیرو هنجارهای حاکم بر این دسته از کشورها می باشد.
عدم قطعیت در سیاست خارجی
تصمیم گیری در سیاست خارجی عموما در محیط هایی صورت می گیرد که ناپایدار و پیچیده بوده و ابهام در مورد محیط کاملا نمایان است. رهبران سیاسی در هر کشور، علاوه بر ملحوظ داشتن مسائل مربوط به محیط بین المللی، نگرانی های داخلی را نیز در تصمیم گیری لحاظ می نمایند(Geva, Nehemia & J. Mark Skorick, 1999, Pp. 333-362). سیاست خارجی هرکشور ترکیبی از اهداف که از منافع ملی ناشی شده اند و وسائل که از قدرت ملی توانائی گرفته اند، می باشد. و از آنجا که منافع ملی و قدرت ملی در عین تعاریف متعددی که از آنان داه شده است، مفاهیم مبهمی هستند، سیاست خارجی که ترکیبی از این دواست، دستخوش ابهام و عدم قطعیت بیشتری خواهد بود(Wolfe, James H, 1990, P. 430). بحث خـــود را با تعریف مرسـومی از سیاست خارجی ادامه می دهیم. “اساسی ترین مولفه های سیاست خارجی عبارتند از : اهداف ملی مورد تعقیب و وسائل نیل به آنها. تعامل اهداف ملی و منابع نیل بدانها مضمون همیشگی کشورداری را تشکیل می دهد. مولفه های سیاست خارجی برای کلیه کشورها، اعم از کوچک و بزرگ، یکسان است(Cecil, V. Crabb, Jr., 1972, P. 1)”. این تعریف سیاست خارجی را بر اساس اهداف و وسائل موجود برای تحقق آنها تعریف کرده و آن دسته از اقدامات و عواقب نهایی آنها را که ممکن است با مقاصد بیان شده کشورها مربوط یا نامربوط باشد، نادیده می گیرد. مضمون دقیق سیاست خارجی همچنان مورد بحث علمای علم سیاست و روابط بین الملل است.
ساده سازی در تصمیم گیری سیاست خارجی
یکی از مسائل مهم در تصمیم گیری در سیاست خارجی، مسئله اطلاعات است. حجم وسیعی از اطلاعات در جهان کنونی همواره در اختیار تصمیم گیران است. فارغ از کیفیت مورد مجادله این اطلاعات که می تواند مورد سوء فهم قرار گیرد(Jervis, Robert, 1976)، تمام اطلاعات بلحاظ محدودیت های ذهن بشری نمی تواند مورد استقاده تصمیم گیر قرار گیرد. بنابراین با توجه به واقعیت دنیای ما که بهرحال مقامات کشورها همه روزه در حال تصمیم گیری هستند، این سئوال پیش می آید که آنان چگونه با انبوه اطلاعات ولی دسته بندی نشده، ناکامل و با کیفیت نامعلوم تصمیم می گیرند. پاسخ این سئوال آن است که آنان به ساده سازی رو می آورند(Fiske, Susan T, 1991). آنان بخش هایی از محیط که برای آنان شناخته شده است را با بکار بردن ساختار دانایی موجود خود (عقاید، چارچوب و تصویر ذهنی) برای تفسیر و تعبیر اطلاعات ورودی، ساده می نمایند. در تصمیم گیری نیز مجددا بازیگران سیاسی، با بهره گرفتن از مدلهای شهودی، وسعت و سنگینی پروسه انتخاب را کاهش داده و آن را ساده می نمایند. هر چقدر که محیط پیچیده تر و نامعلوم تر باشد، افراد بیشتر به مدلهای شهودی شناختی در تحلیل اطلاعات رو میآورند تا بتوانند و یا تصور نمایند که تمام عوامل را شناخته اند و می توانند تصمیم مقتضی را اتخاذ نمایند(Geva (1999), P_. 334)
قدرت ملی و سیاست خارجی
در این میان، علمای روابط بین الملل بر این عقیده اند که سیاست خارجی هر کشور مستقیما با عناصر قدرت ملی آن کشور در ارتباط است. می توان برای تعیین قدرت ملی یک کشور میان دو دسته از عوامل تفکیک قائل شد: عوامل نسبتا با ثبات و عواملی که همواره دستخوش دگرگونی هستند. جغرافیا به وضوح باثبات ترین عاملی است که شالوده قدرت ملی راتشکیل می دهد(مورگنتا، ۱۳۷۴، ص. ۱۹۷). همچنان رودها، دریاها، اقیانوسها، دره ها، دشت ها و کوه ها مهمترین صحنه های ترجمه سیاست ها و استراتژی های طراحی شده می باشند. تفاوت کشورها در ارتباط با قدرت آنان مانند تفاوت آنان در شکل و اندازه کشورشان است. منابع طبیعی نیز یکی دیگر از عوامل باثبات در میزان قدرت یک ملت نسبت به ملل دیگر است. مواد غذایی، مواد خام و منابع مدنی خصوصا نفت و گاز از جمله مظاهر توان یک کشور بشمار می روند. قدرت صنعتی و یا تکنولوژیک در زمینه هایی مانند صنعت، حمل و نقل، ارتباطات و یا کشاورزی خود میتواند گویای قدرت یک کشور باشد. آمادگی نظامی مستقیما با قدرت یک کشور در رابطه است و در ذیل آمادگی نظامی می توان به عواملی همچون تکنولوژی نظامی، رهبری، کمیت و کیفیت نیروهای مسلح پرداخت. جمعیت یک کشور نیز نمادی از قدرت ملی آن کشور می تواند باشد و البته این موضوع الزامی نیست. شاید از خود جمعیت، توزیع جمعیت و روند رشد جمعیت مهمتر باشد. در میا ن عوامل کیفی مربوط به قدرت ملی می توان از منش ملی[۲]، روحیه ملی[۳]، کیفیت حکومت و جامعه و کیفیت دیپلماسی نام برد. شاید بتوان گفت که دیپلماسی مغز متفکر قدرت ملی است، همانگونه که روحیه ملی روح آن است. اگر قدرت دید آن کاهش پیدا کند، قدرت داوری آن دچار اشکال شود، و اراده آن تضعیف گردد، همه امتیازات ناشی از موقعیت جغرافیایی، خودکفایی در مواد غذایی، مواد خام، تولید صنعتی، آمادگی نظامی، تعداد و ویژگیهای جمعیتی در دراز مدت چندان به کار ملت نخواهند آمد. ملتی که بتواند به داشتن همه این امتیازات ببالد، اما دیپلماسی مناسب با آنها را نداشته باشد، ممکن است از طریق وزنه خالص سرمایه طبیعی اش به موفقیت های موقت نائل شود. اما در دراز مدت با بکار اندختن ناقص، ناپیوسته و مسرفانه این سرمایه طبیعی در راه اهداف بین المللی ملت، آن را بر باد خواهد داد(مورگنتا (۱۳۷۴)، ص. ۲۴۶).
متغیرهای موثر در سیاست خارجی
می توان متغیرهای موثر بر سیاست خارجی را به ۵ گروه تقسیم نمود:
-متغیرهای فردی: این متغیرها به برداشتها، تصورات و ویژگی های تصمیم- گیران مربوط می شود. احتیاط در مقابل بی ملاحظگی، عصبانیت در مقابل دوراندیشی، عمل گرایی در مقابل آرمانگرایی، احساس برتری در مقابل احساس حقارت و … این گونه متغیرها بر سیاست خارجی و تصمیم گیری در آن تاثیر بسیاری دارد. زیرا این یک انسان است که می باید در یک لحظه بحرانی تصمیم بگیرد و مسائل کوچک مانند این که سیاستمدار امروز صبح قبل از آمدن به وزارت خارجه آیا با همسرش بگو مگو داشته یا خیر در تصمیمات آن روز سیاستمدار تاثیر بسزایی دارد.
-متغیرهای نقش گرایانه: این متغیرها معمولا به عنوان شرح مشاغل یا قواعد رفتاری مورد انتظار از مقامات تعریف می شود. منظور از مقامات، افرادی مانند رئیس جمهور، وزراء، مقامات اداری عالی رتبه، نمایندگان مجلس و نخبگان دیگری است که در سیاست خارجی دخالت دارند. صرفنظر از شخصیت روانی یک فرد، وقتی وی نقش خاصی را به عهده می گیرد، رفتار وی بر اساس انتظاراتی که مردم از آن نقش دارند، بطور قابل توجهی تغییر می یابد.
-متغیرهای دیوانسالارانه: این متغیرها به ساختار و فرآیندهای یک حکومت و تاثیر آنها بر سیاست خارجی مربوط می شوند. بوروکراسی در هرکشوری دارای یک روند پیچیده می باشد. اکثر تصمیم گیری ها در سیاست خارجی به نوعی منعکس کننده منافع متعارض ادارات مختلف دولتی، دستگاه های نظامی و دوایر وابسته بدانهاست. رفتار دولت آمریکا در جریان خلیج خوکها و مذاکرات شورای امنیت ملی آمریکا نشان می دهد که هرکدام از مراکز دولتی مانند وزارت خارجه، سازمان مرکزی اطلاعات، وزارت دفاع و… آن طرحی را پیشنهاد می کردند که منافع مرکز و یا اداره خود را حد اکثر می ساخت(آلیسن، گراهام، ۱۳۶۴، صص. ۲۶۶-۲۸۷)
-متغیرهای ملی: منظور از متغیرهای ملی، متغیرهای زیست محیطی نظیر وسعت، موقعیت جغرافیایی، عوارض زمینی، آب و هوا و منابع طبیعی کشورهاست. برای مثال، یک کشور قاره ای که از مرزهای آسیب پذیر و موقعیتی استراتژیک برخوردار است، احتمالایک استراتژی تهاجمی در پیش گرفته و یا حمایت کشور قدرتمندتر و متحرکتری را بخود جلب خواهد کرد. منظور از متغیر های ملی کلا همان عواملی است که قبلا تحت عنوان عوامل بوجود آورنده قدرت ملی از آنها بحث کردیم. عامل اقتصاد در این میانه از اهمیت بیشتری برخوردار است. مراحل مختلف توسعه اقتصادی اعم از داخلی و خارجی می تواند تبیین کننده درجات متفاوت و مختلف استقلال سیاست خارجی باشد(ذوقی، ایرج، ۱۳۷۸، ص. ۱۰۶).
-متغیرهای نظام گرایانه: منظور آندسته از متغیرهایی است که نسبت به کشور مورد مطالعه، خارجی محسوب می گردند. برای نمونه، ساختــــار و فرایند های کل نظام بین الملل را می توان در این مقوله قرار داد. نظام نوین بین المللی، توازن قدرت، نظام تک قطبی یا چند قطبی هرکدام به صورتی بر سیاست خارجی کشورها تاثیر خواهند داشت(Rosenau, James, 1971, Pp. 95-150). مثلا سیاست خارجی ایران در سیستم دو قطبی بدون تردید با سیاست خارجی این کشور در دوره پس از فروپاشی شوروی متفاوت خواهد بود. این متغیرها تصمیم گیری در کشورهای کوچک را بیشتر تحت تاثیر قرار خواهد داد تا کشورهای قوی و بزرگ.
اشکال تصمیم در سیاست خارجی
همانطور که در بخش اول این مقاله آمد، سه انگاره اساسی در مطالعه روابط بین الملل عبارتند از انگاره های کشور محور، چند محور و جهان محور. جایگاه علوم رفتاری در میان سه انگاره فوق، بنظر می رسد که نزدیکتر به انگاره اول یعنی کشور محور باشد(Legrand, Vincent,1999, Pp. 65-86). زیرا تصمیم گیری در سیاست خارجی، پروسه ایست که می توان با نگاه رفتاری معرفت- شناختی به آن برخورد نمود و طبیعی است که در نگاه اول، این کشورها هستند که سیاست خارجی دارند. بنابراین سطح تحلیل می تواند سطح ملی باشد.
نکته دوم آن است که علیرغم آن که در زبان مصطلح ما از سیاست خارجی کشورها صحبت می کنیم، اما واقعا این کشور به معنای واقعی کلمه است که در این مورد تصمیم می گیرد و یا مسئولین کشوریعنی انسانهایی با مشخصات دیگر افراد بشری هستند که تصمیم گیرند؟ به همین دلیل برخی از صاحبنظران بر این عقیده اند که وقتی که ما از یک کشور صحبت می کنیم در حقیقت داریم از تصمیم گیرندگان رسمی آن صحبت می کنیم. آن کسانی که می توانند عمل به اختیار از جانب مردم و کشور انجام دهند. “کنش یک کشور همان عملی است که بوسیله افرادی به نام آن کشور انجام می شود(Snyder, Richard C., 1960, P. 153).”
برخی از صــاحب نظران، تصمیمات ســیاست خارجی را به سه بخش عمده تقسیم می نمایند:
-تصمیمات برنامه ریزی شده[۴]: تصمیمات عمده ای که از عواقب بلند مدتی برخوردار بوده و بدنبال مطالعه، تامل و ارزشیابی مفصل کلیه گزینه ها اتخاذ می شود. این تصمیمات تکرار شده، خوب تعریف شده و برای حل مشکلات، روال هایی از قبل وجود دارد. اطلاعات در مورد مسائلی که باید در مورد آنها تصمیم بگیریم تا حد قابل توجهی وجود داشته و همچنین احتمال آنکه راه حل ها به نتیجه برسد زیاد است(Daft, 2002, P. 401).
-تصمیمات بحرانی: تصمیماتی که در ادواری اتخاذ می شوند که تهدید شدیدی پیش آمده، زمان پاسخگویی محدود بوده و میزانی از غافلگیری وجود دارد که به خاطر عدم وجود پاسخ هایی از پیش برنامه ریزی شده، ارائه پاسخی اختصاصی را می طلبد.
-تصمیمات تاکتیکی: تصمیمات مهمی که معمولا از تصمیمات برنامه ریزی شده مشتق شده ومی توانند مورد ارزشیابی مجدد، تجدید نظر، لغو و ابطال قرار گیرند(Cecil (1972), Pp. 114-23).
نوع دیگری از اشکال تصمیم در سیاست خارجی را می توان در شناسایی بعد مرحله و یا ترتب[۵] نگاه افکند. از این بعد، تصمیمات به دو گروه اساسی و تبعی تقسیم می شوند. تصمیم اساسی[۶] به تصمیمی گفته می شود که به انتخاب اهداف جدید معطوف گردد. چنین تصمیماتی ممکن است سبب ایجاد خط مشی جدید و تغییر یا اصلاح سیاست قبلی گردند و یا واکنشی به یک موقعیت نوین در محیط باشند. اتخاذ این گونه تصمیمات انحصارا در اختیار رهبران جامعه است. نوع دوم، تصمیمات تبعی[۷] است. تصمیمات اساسی، زمینه را برای تصمیمات تبعی فراهم می کند. این گونه تصمیم ها خود ناشی از تصمیم های اساسی هستند. این گونه کارها عمدتا در اختیار تکنوکرات ها و یا مقامات وزارت امور خارجه است.
نوع دیگری از تقسیم بندی تصمیمات به منشاء تصمیم باز می گردد. منشاء پویا و متحرک خود سه نوع تصمیم گیری را اقناع می نماید. اولین آنها، تصمیمات ابتکاری و یا ابداعی[۸] هستند. این گونه تصمیم ها سبب ایجاد واکنش و رفتارهایی در نظام بین- الملل گردیده و در سیستم بین الملل جنبش و تحرک بوجود می آورند، گرچه از فرآیندهای داخلی سرچشمه می گیرند. عقلانیت و انتخاب منطقی-تحلیلی در تصمیمات ابداعی بیش از سایر تصمیمات احتمال وقوع دارد. دومین نوع، تصمیمات واکنشی[۹] است. این نـــوع، به منظور واکنش نســـبت به وقایع خارج از کشور اتخاذ می گردد. نوع سوم تصمیمات تکراری است. منظور آن است که تصمیم گیرندگان، با ملاحظه مجدد آلترناتیوها، تصمیمات قبلی را تکرار نمایند(خوشوقت (۱۳۷۵)، صص. ۲۶۱-۲۶۳).
بند دوم: مبانی دیپلماسی انرژی
با مورد ملاحظه قرار دادن خط مشی امنیت انرژی ، تعاریف متعددی از دیپلماسی انرژی صورت گرفته است. در ابتد ا به واسطه فهم متفاوتی که از امنیت انرژی نزد کشور هایگوناگون (اعم از صادرکننده و واردکننده این منابع) وجود دارد ، تعاریف گاه به طورمتناقض از دیپلماسی انرژی صورت می گیرد. اما در این نوشتار منظور از دیپلماسی انرژی، کنش متقابلی است که معطوف به نگاه بلندمدت و راهبردی به بسط همکاری بین المللی و جهانی انرژی ، و بر بستری از همکاری بین المللی، ابزار تشویق و حمایت از سرمایه گذاری های چندجانبه در زمینه تولید و تجارت است. از منظر تعریف ارائه شده، دیپلماسی انرژی مبتنی بر دیپلماسی کنش مند و ملتزم به تعامل با دیگربازیگران برای تعیین دستورکار ۶، تعریف بازی جدیدی در زمینه تأمین الزامات امنیت انرژی فراگیر و تدوین قواعد رفتاری جهانی در بخش انرژی است. پس نشان موفقیت دیپلماسی انرژی در عدم رو کردن ورق ها و اقدام کنش گرایانه، یعنی ایجاد مشوق برای تداوم این بازی، جستجو می شود.
در بازگشت به مبانی دیپلماسی، منظور از کاربرد چنین واژ ه ای در معنای سنتی،وصف تعاملاتی بود که در میان حکومت ها و دولت ها جریان داشت؛ اما همواره کارکرد ( دکتر حسین پوراحمدی و مهدی ذوالفقاری)آن، مدیریت روابط میان کشور هاست. از این طریق، دیپلمات ها دیدگاه ها و منافع دیگری را به دولت خود و دولت میزبان شان ارائه می دادند، و در مذاکرات تلاش می کردند تا راهی برای نزدیک کردن دو طرف بیابند(Mclean,1996,141)
در میان بازیگران دارای حاکمیت نتیجه تلاش ها را تعیین می کرد. « ماهیت روابط » ، اینجا دراین میان، سیاست بین الملل در انحصار دولت هایی بود که هرکدام اراده مستقلی را ابراز می داشتند. بنابراین، تحت تأثیر آن دیپلماسی با دستورکار های مشخص و اغلب به صورت دوجانبه در میان دولت ها اعمال می شد. همچنین، اراده موجودیت های دارای حاکمیت منجر به عدم قطعیت شده و برخی نتایج را ظاهر ساخته بود:

    • پذیرش و یا عدم پذیرش نظراتی که مورد بحث قرار گرفته اند، به خود کشور هاارتباط می یافت؛ و هر کشوری در چارچوب فهمی که از منافع خود داشت، عمل می کرد؛
  • صحنه بین المللی بیش از همکاری و تعامل، از اجزای دارای تقابل تشکیل شده است؛ زیرا عدم قطعیت، کمتر مجالی برای همکاری گسترده باقی گذاشته بود؛
نظر دهید »
پژوهش های کارشناسی ارشد در مورد بررسی تطبیقی تناسخ ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

در این دیدگاه، شهروزی تصریح می‌کند که شیخ اشراق پس از ذکر نظریه‌های گوناگون در باب تناسخ، قول به امکان انتقال نفس انسانی به بدن حیوان را می‌پذیرد، امّا به روشنی پیداست که شهروزی عدم تصریح سهروردی به صحت نظریه تناسخ، اهمیت چندانی قائل نشده است. نکته قابل توجه در مورد شهروزی این است که وی ظاهراً از جمله معتقدان به تناسخ است و گر چه در شرح حکمه الاشراق بر این نکته تصریح نمی‌کند امّا در کتاب دیگر خود به نام “الشجره الالهیه” بر این اعتقاد خود تصریح می‌کند.(ر.ک.شهرزوری، الشجره الالهیه، ص ۴۰۱-۴۲۰)
کلام وی در شرح حکمه الاشراق چنین است:
و قد مال کل حکیم فاضل متأله الی هذا الرأی (ای التناسخ) من فارس و بابل و الیونان و الهنه. فیقولون ان النفوس الکامله تتجرد بعد المفارقه البدنیه بالکلیه…… فالسعداء غیر الکاملین لا یتخلصون بالکلیه بل تنتقل علاقتهم الی الاحرام الفلکیه و الاشقیاء الی الاجساد الحیوانیه.(شهرزوری، شرح حکمه الاشراق، ص۵۲۰)
به نظر می‌رسد این باور شهرزوری درباره این که قول به تناسخ مورد اتفاق کل حکیمان بوده است در انتساب این قول به شیخ اشراق و فهم او از کلمات سهروردی در حکمه الاشراقبی تاثیر نبوده است. قطب‌الدین شیرازی شارح مهم حکمه الاشراق، برداشتی متفاوت از شهرزوری از عبارات حکمه الاشراق دارد. کلام وی در این رابطه چنین است:
و ذهب المنصف- علی ما یشعر به ظاهر تقریره، و ان لم یعتقد صحته، کما یتبین- الی أن علاقه نفوس المتوسطین من السعداء تنتقل الی الاجرام الفلکیه و الأشقیاء الی الاجساد الحیوانیه منتقله من بعض الحیوانات الی بعض، دون المعادن و النبات.(قطب الدین شیرازی، شرح حکمه الاشراق، ص۴۵۸)
در این جمله قطب الدین شیرازی تصریح می‌کند که سهروردی به رغم ظاهر کلامش اعتقادی به صحت نظریه تناسخ نداشته است.
ناگفته نماند که برخی دیگر از شارحان حکمه الاشراق بر قطب الدین شیرازی نسبت به برداشتش از کلمات سهروردی، خرده گرفته‌اند. از جمله صاحب کتاب انواریه در این رابطه می‌نویسد:
«آنچه شارح (قطب‌الدین شیرازی) بیان کرده است، تقریر مذهب افلاطون و قدماست نه مذهب مصنف، زیرا که منصف، مذهب خود را در فصل علیحده بیان کرده است»( هروی، انواریه، ص۱۵۶)
ذکر این نکته لازم است که مراد صاحب انواریه، فصل سوم از مقاله پنجم کتاب حکمه الاشراق است که سهروری در آن، ادله قائلان و منکران تناسخ، هر دو را ضعیف دانسته است.
محمد شریف هروی، که از دیگر شارحان و مترجمان حکمه الاشراق به زبان فارسی است، در شرح خود بر این کتاب که به انواریه موسوم است، ضمن تبیین عبارت سهروردی مبنی بر آن که قول به تناسخ و اعتقاد به انتقال نفوس ناقصان به بدن حیوانات از معتقدات اشراقیان است، درباره سهروردی بر آن است که وی به هیچ یک از تناسخ یا رد آن یقین ندارد. کلام وی چنین است:
«نزد اشراقیان مذهب مشائین صحیح نیست زیرا که مزاج صیاصی حیوانات دیگر غیر از انسان، استعداد قبول نور انوار قاهره ندارد، چنان که سابقاً مذکور شده است. و چون اثبات و نفی تناسخ نزد مصنف، متقین نیست چنانکه که سابقاً مذکور شده شده است. و چون اثبات و نفی تناسخ نزد مصنف، متقین نیست چنانکه بعد از این صریح خواهد گفت و بنابر آن، گفته است که واجب الصحه نیست.»
که صاحب انواریه این توضیح را در شرح این عبارت سهروردی آورده است:
«و عند هؤلاء (تناسخین) ما یقال ان کل مزاج یستدعی من النورالقاهر نوراً متصرفاً، فکلام غیر واجب الصحه، اذ لا یلزم فی غیر الصیصیه الانسانیه.»( هروی، انواریه، ص۱۶۰)
از دید انواریه، سهروردی دراین عبارت، تنها ضرورت صحت قول منکران تناسخ را نفی کرده است و نظریه تناسخ را نفیاً و اثباتاً در بوته امکان گذاشته است.
فیلسوف بزرگ اسلامی مرحوم صدر المتألهین شیرازی نیز در تعلیقات خود بر حکمه الاشراق می‌گوید:
«آنچه از ظاهر عبارات سهروردی در اینجا برمی‌آید اینست که وی در مورد بطلان تناسخ تردید داشته و به طور قطع و یقین با این مسئله برخورد نکرده است.»(صدر المتألهین شیرازی، تعلیقات بر حکمه الاشراق
«به نقل از دینانی،۱۳۸۶، ص۵۴۶»)
دکتر محمد علی ابوربان، از استادان فلسفه دانشگاه‌های اسکندریه و بیروت نیز با صاحب انواریه همگام است. وی در کتاب مبانی فلسفه اشراق از دیدگاه سهروردی، بر آنست که سهروردی در باب تناسخ نظر گاهی ناپایدار اتخاذ کرده است.اجمال از گزارش ابوربان از سیر دیدگاه شیخ اشراق درباره تناسخ چنین است:
«سهروردی پس از بیان اقوال در باب تناسخ، معتقد است که همه این اقوال در ضرورت رهایی نفوس ظاهر از ظلمت‌های بدن، اتفاق نظر دارند، وی ضمن تأکید بر این نکته که نور مجرد، بدلیل این که وجودش مستند به ضرورت موجدش است و لذا با فنای بدن فنا نمی‌پذیرد، در بیان چگونگی تطهیر نفس و درجه و مرتبه آن و مقدار پاک شدنش چنین اظهار می‌دارد که نفس یا در حکمت عملی و نظری، کامل است یا در هر دو متوسط یا فقط در عملی کامل و یا برعکس، و یا در هر دو ناقص است.
نفوس قسم اول در سعادت کاملند و امّا اقسام دوم و سوم و چهارم در سعادت متوسطند و قسم آخر از اصحاب شقاوتند. کاملاً پس از مرگ، مستقیماً به عالم انوار مجرده می‌رسند، امّا متوسطان در مرتبه کمال به عالم مثل معلقه ارتقاء می‌یابند. مثل معلقه هم بر دو قسم ظلمانی و مستنیز هستند؛ مثل ظلمانی از آن اشقیاست؛ و مستنیز، ویژه سعیدان است و بنابر صحت تناسخ، نفوس کسانی که عذاب و نسخ ابدان بر آنها محقق شده در مثل معلقه باقی می‌مانند.
بنابراین مشاهده می‌کنیم که سهروردی سر آن ندارد که تناسخ را به یک سونهد با این که در کتب دیگرش از قبیل “تلویحات و مطارحات” به تناسخ سخت می‌تازد و آن را باطل می‌داند، امّا در “هیاکل النور” به دیدگاهی متوسط می‌رسد و به قبول تناسخ نزدیکتر می‌شود در این کتاب، تمایل او به تسلیم در برابر دیدگاه تعذیب اشقیاء، احساس می‌کنیم که یک تفسیر از آن را نظریه تناسخ می‌تواند عهد دار باشد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

این ممکن است تمهیدی برای طرح مسئله تناسخ در حکمه الاشراق باشد، برای همان جا که می‌گوید: خواه تناسخ حق باشد یا باطل، زیرا دلایل دو طرف ضعیف است. معنای این تعبیر، آن است که وی موضعی متحیرانه دارد و نمی‌داند چه رأی را بپذیرد.
به نظر ابوربان دو عامل در اتخاذ چنین دیدگاهی از سوی سهروردی مؤثر بوده است: یکی عقلی و دیگری نقلی.
عامل عقلی، ضرورت یافتن راهی برای تطهیر نفوس شقی است که در ظلمات فرو رفته‌اند باید به سطحی در خور نفس متأثر از بدن (نباتات و حیوانات) تنزل یافته و به تدریج ارتقاء یابند و راه سعیدان را در پیش گیرند. امّا انگیزه نقلی سهروردی آن است که تحت تأثیر میراث هلنسیم و یونانی مآبی است که آن هم از فلسفه شرق، متأثر است و متضمن فلسفه فارسیان، یونانیان، بالبلیان و مصریان باستان است. زیرا اینان همگی تناسخ را به عنوان راه تطهیر نفوس ظلمانی پذیرفته بودند.(ابوربان، صص۳۳۴-۳۳۶)
پس از بیان دیدگاه‌های برخی از شارحان حکمت اشراقی اینک به کتاب حکمه الاشراق و دیگر تألیفات سهروردی باز می‌گردیم تا بلکه با بهره گرفتن از برخی عبارت‌های آن بتوانیم تصویر روشنتری از دیدگاه وی در باب تناسخ ارائه دهیم. یکی از مباحث مهم در دیدگاه‌های شیخ اشراق که در موارد متعددی از تألیفات وی مشاهده می شود بحث حدوث نفس است. سهروردی تقریباً در اکثر آثار فارسی و عربی خود از این اندیشه حمایت نموده با براهین متعددی آن را تثبیت کرده است.
آنچه در رابطه با دیدگاه سهروردی در باب حدوث نفس، حائز اهمیت است، این است که قول به حدوث نفس با قول به تناسخ، سازگار نیست و براهین اثبات تناسخ، تنها هنگامی می‌تواند مطرح باشد که نفس ناطقه پیش از بدن و مستقل از آن، موجود باشد. از اینرو اگر کسی قائل به حدوث نفس هم هنگام با حدوث بدن باشد، برهان‌های اثبات تناسخ از دیدگاه وی مخدوش خواهد بود. از قضا سهروردی در همین کتاب حکمه الاشراق در مقاله چهارم از بخش دوم، چهار دلیل در اثبات حدوث نفس ذکر می‌کند که دلیل چهارم آن به صراحت با بهره گرفتن از استحاله تناسخ و پایان ناپذیری حوادث عالم، قدیم بودن نفوس را مستلزم قول بوجود جهات غیر متناهی در مفارقات دانسته است:
«طریق آخو: و إذا علمت لا نهایه الحوادث و استحاله النقل الی الناسوت، فلو کانت النفوس غیر حادثه، لکانت غیر متناهیه: فاستدعت جهات غیر متناهیه فی المفارقات، و هر محال.»(سهروردی۱۳۷۳،، ج۲، ص ۲۰۳)
در این بیان، سهروردی به صراحت بین قول بحدوث نفس و نفی تناسخ پل زده است. قطب الدین شیرازی در شرح این دلیل چنین می‌نویسد:
و الغرض: انّک اذا علمت ان لاآخر للحوادث، علمت ان لاآخر لتعلقات النفوس بالابدان. و اذا علمت استحاله التناسخ، علمت أنه فی کل تعلق یکون نفس جدیده لا مستنسخه، و یلزم منهما ان یکون النفوس غیر متناهیه، سواء کانت حادثه او غیر حادثه یلزم قدماً غیر متناهیه فی المفارقات و مستدعیه لجهات کذلک فیها.
(قطب الدین شیرازی، شرح حکمه الاشراق، ص ۴۲۷)
همچنین وی در ادامه شرح این چهار دلیل، تأکید می‌کند که نه تنها دلیل مذکور که تمامی سه دلیل دیگر نیز مبتنی بر ابطال تناسخ است.(همان، ص۴۲۸)
ابوالبرکات بغدادی هم در کتاب المعتبر به این استدلال اشاره و تصریح می‌کند که:
و القائل بالتناسخ لا یقول بحدوث النفس.(ابوالبرکات بغدادی، المعتبر، ج۲، ص۳۷۶)
وی در ادامه، اشکالی را به این نحو استدلال وارد می‌دارد مبنی بر این که ادله حدوث نفس، منوط به باطل بودن تناسخ است و این در حالیاست که ابطال تناسخ هم منوط به حدوث نفس دانسته شده است، و این یک دور باطل است.(همان)
البته ملاصدرا در اسفار دلیلی اقامه کرده است که به طور مستقل هم حدوث نفس را اثبات می‌کند و هم ابطال تناسخ را.(ر.ک: صدرالدین شیرازی، ۱۳۷۹، ج۸، ص۳۳۹)
نتیجه گیری:
آنچه در مقام داوری نسبت به مجموع عبارات شیخ اشراق در باب تناسخ باید مد نظر قرار داد، تحول و انقلاب درونی است که برای وی در اواخر ایام نگارش کتاب‌هایی نظیر “تلویحات و مطارحات” و برخی از آثار فارسی نظیر “الراح عمادیه” و “پرتو نامه” رخ داده است.
سهروردی تا قبل ازاین دوران بسیار معتقد و پایبند به مبانی مشاء بوده است. وی در این زمینه در کتاب حکمه الاشراق چنین می‌گوید:
و صاحب هذه الأسطر کان شدید الذّب عن طریقه المشائین فی انکار هذه الأشیاء، عظیم المیل الیها؛ و کان مصراً علی ذلک، لو لا ان رأی برهان ربه.(سهروردی،۱۳۷۳، ج۲، ، ص ۱۵۶)
این عبارت به خوبی نشان می‌دهد که دیدگاه ابتدایی سهروردی در باب تناسخ را که از آن به «دیدگاه سهروردی متقدم» یاد کردیم، باید متعلق به مرحله مشایی اندیشی سیر تفکرات سهروردی به حساب آوریم. همان گونه که مشاهده شد، وی در این ایام، نظریه تناسخ را حشر مطلق دانسته، به لحاظ براهین عقلی آن را محال و ممتنع می‌دانست.
بنابراین سهروردی در این دست از عباراتش نه صرفاً درصدد گزارش دیدگاه مشائیان در باب تناسخ، که واقعاً در مقام بیان دیدگاه خود بوده است و در این ایام چنین دیدگاهی درباره تناسخ داشته است.
ورود سهروردی به ودای عرفان و آشنا شدن وی با علم اشراقی و حکمت ذوقی و پایبندی وی بر شهود و اشراقات قلبی از یک سو و نیز گرایشش به حکمت اشراقی یونانی و خسروانی از سری دیگر، موجب برخی اختلاف آراء و شاید تبدیل آراء در اندیشه‌های او می‌گردد.
توجه به این نکته در تحلیل رویکرد جدید سهروردی نسبت به مسئله تناسخ، حائز اهمیت است، ضمن این که از خصوصیات نگارش‌های این دوران سهروردی این است که در بعضی از موارد زبان اشراقی وی رنگ رمز گونگی به خود می‌گیرد.
در رابطه با «دیدگاه سهروردی متأخر» ذکر این نکته ضروری است که در منظر عرفانی و اشراقی، وجود عوالم قبل و بعد از عالم طبیعت و ماده نیز حضور و تجلی هر یک از پدیده‌های موجود در عالم ماده، قبل و بعد از حضور در عالم طبیعت و ماده در یک سیر نزولی و صعودی، امری مسلم و جا افتاده است.
این امر درباره نفس ناطقه انسانی هم جاری و ساری است.
بعضی هر نفسی جلوه‌ای در عقل اول و جلوه‌ای در نفس کلی و جلوه‌ای در عالم مثال و بالاخره جلوه‌ای هم در عالم عنصری و مادی دارد.
به دیگر سخن، نفس به حسب قوس نزول، صورت‌های مختلفی پیدا می‌کند، امّا این صور، به هیچ عنوان بدن‌های عنصری حقیقت نفس به حساب نمی‌آیند. از دیگر سر در قوس صعودی هم نفس می‌تواند چندین صورت صعود از قبیل صورت برزخی داشته باشد. مثلاً ممکن است نفسی پس از ترک عالم ماده دارای صورت برزخی بسان خوک گردد. امّا این به معنای آن نیست که نفس وارد بدن عنصری خوک شده باشد، بلکه به معنای آنست که ملکات اکتسابی او در دار طبیعت، در عالم برزخ به صورت خوک ظهور و بروز یافته است و این همان سخن قیصری در شرح “خصوص الحکم” است که در ابتدای این نوشتار نقل شد مبنی بر این که روح در قوس نزول از منفع ربوبی تا عالم طبیعت بحسب مواطنی که از آنها عبور می‌کند صورت‌های کثیری می‌یابد و در قوس صعود بر حسب ملکات روحانی که در ازای اعمالش در جان او ریشه دوانیده است صور برزخی و بهشتی و جهنمی متناسب را پیدا کرده و مراد عرفا از تناسخ همین مطلب است و نباید آن را به ابدان عنصری تعبیر کرد چرا که عوالم، منحصر در عالم ماده نیست.(قیصری، ۱۳۷۵،ج۱، ص۲۷۲)
لذا مشاهده می‌کنیم که ملاصدرا برغم این که از طرفداران سرسخت حدوث جسمانی نفس است، امّا به هیچ وجه کینونت و وجود پیشینی آن را قبل از بدن، انکار نکرده و این مسئله را از مباحث غامض و دشوار فلسفه دانسته است. این در واقع تفاوتی است که بین حشر و تناسخ وجود دارد و گاهی در مباحث مربوط به تناسخ، از آن غفلت می‌شود.
توجه به امر فوق الذکر از یک سو و میراث رسیده از سوی حکمای یونان و ایران باستان از سوی دیگر تأمل سهروردی را نسبت به مسئله تناسخ برمی‌انگیزد.
و در حکمه الاشراق نشان می‌دهد که سر آن ندارد این نظریه را به کناری وانهد. امّا نکته در خور توجه این است که برغم اذعان به حدوث نفس و بهره‌گیری از بطلان تناسخ در اثبات آن (به قول صدر المتألهین) هنوز درباره بطلان تناسخ تردید داشته و به طور قطع و یقین با این مسئله برخورد نکرده است.
به دیگر سخن، سهروردی علی القاعده طبق مبانی خود در نهایت منکر تناسخ می‌شد، امّا عبارات نهایی وی در این باب که به نوعی فصل الخطاب و دیدگاه وی محسوب می‌شود حکایت از تردید وی در این باب دارد.

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 287
  • 288
  • 289
  • 290
  • ...
  • 291
  • ...
  • 292
  • 293
  • 294
  • ...
  • 295
  • ...
  • 296
  • 297
  • 298
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

معرفی بهترین سایت های اخبار تکنولوژی و سبک زندگی

 درآمد از هوش مصنوعی با ویدئوهای تبلیغاتی
 درآمد از پروژه‌های تحقیقاتی آنلاین
 فروش محصولات دست‌ساز آنلاین
 درآمد از وبلاگ‌نویسی
 کسب درآمد دلاری از سایت‌های خارجی
 نشانه‌های دلتنگ‌شدن مردان
 معیارهای انتخاب همسر
 سرماخوردگی گربه و درمان آن
 تهیه غذای خشک سگ
 درآمد از طراحی اپلیکیشن موبایل
 فروش عکس با هوش مصنوعی
 حقوقی خیانت شوهر
 غلبه بر ترس از تعهد
 آنالیز سئو فروشگاه آنلاین
 بی‌توجهی در رابطه عاشقانه
 سوالات حیاتی قبل از ازدواج
 احساس فراموش‌شدن در رابطه
 طراحی هدر و فوتر حرفه‌ای
 مشخصات سگ مالینویز
 علل بی‌حالی عروس هلندی
 درآمد از تدریس آنلاین مهارت‌ها
 آموزش کار با Grammarly
 معیارهای ازدواج از دید دختران
 احساس بی‌اهمیتی در رابطه
 تغذیه مناسب سگ مالینویز
 درآمد از ساخت بازی با هوش مصنوعی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • دانلود پایان نامه های آماده | ۲-۴بخش سوّم- پیشینه تحقیقات انجام شده – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود پایان نامه های آماده – ۲-۲-۷ عوامل تعیین کننده وجه نقد از دیدگاه نظریه جریان نقدی آزاد – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • پایان نامه های کارشناسی ارشد درباره :اثر تمرینات هوازی بر … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مطالب با موضوع : طراحی سیستم یکپارچه کنترل جهت بهبود ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود پایان نامه های آماده – ۲-۳-۷- آثار اقتصادی اجرای مالیات بر ارزش افزوده – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود مطالب پژوهشی با موضوع طراحی پروتکل فراتشخیصی مبتنی بر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه ها | بند اول: شرایط عمومی صحت قراردادها – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود پایان نامه های آماده – ۲-۲-۱-۳-۱-۳- آیین‌نامه استانداردهای اجرایی طرحهای عمرانی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود فایل های پایان نامه با موضوع عوامل موثر بر ارزش ویژه برند با توجه به نظرمصرف کننده در بازار ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع کارشناسی ارشد با موضوع بررسی تاثیر ویژگی … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقالات و پایان نامه ها | ۱-۳- اهمیت و ضرورت تحقیق – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • فایل پایان نامه با فرمت word : دانلود مطالب پایان نامه ها در رابطه با مدل‌سازی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقاله های علمی- دانشگاهی – ب) انتقال مالکیت دربیع مال آینده غیرمنقول (آپارتمان ساخته نشده) – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • پایان نامه آماده کارشناسی ارشد – ۲-۱-۱۵- ارزش ویژه برند مبتنی بر مصرف‌کننده – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • فایل های دانشگاهی| ۲-۹-دیدگاه صاحبنظران در خصوص مدیریت دانش – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • پایان نامه ارشد : بررسی رابطه بین تعلق سازمانی با رضایت شغلی، تعهد … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • منابع کارشناسی ارشد در مورد : سرپرستی کودکان و نوجوانان ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه -تحقیق-مقاله | ۲ -۳ پیشینه تجربی – 4
  • مقطع کارشناسی ارشد : دانلود پروژه های پژوهشی با موضوع نقش و تاثیر ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه – ۲-۸-۴٫ انواع وفاداری – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • فایل پایان نامه با فرمت word : راهنمای ﻧﮕﺎرش ﻣﻘﺎﻟﻪ ﭘﮋوهشی در مورد : بررسی نقش دوره … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقالات تحقیقاتی و پایان نامه ها | قسمت 14 – پایان نامه های کارشناسی ارشد

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان