معرفی بهترین سایت های اخبار تکنولوژی و سبک زندگی

خانهموضوعاتآرشیوهاآخرین نظرات
منابع پایان نامه کارشناسی ارشد منابع مطرودساز، ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

۳- عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای اساسی زنان سرپرست خانوار برابر با ۹۸/۵۷ می­باشد از میان ابعاد عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها، عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای اقتصادی دارای بیشترین محرومیت در زمینه دسترسی مناسب به نیازهای اساسی شد و در مرتبه بعدی به ترتیب عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای فرهنگی، عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای اجتماعی، عدم پاسخگویی مؤثر به نیازهای سیاسی قرار داشت.
۴- احساس نابرابری در زنان سرپرست خانوار برابر با ۶۳/۵۵ می­باشد همچنین از میان ابعاد احساس نابرابری به ترتیب احساس نابرابری اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی دارای بیشترین میانگین در میان زنان سرپرست خانوار بوده است.
۵- طرد اجتماعی زنان سرپرست خانوار برابر با ۶۵/۶۴ می­باشد و از میان ابعاد طرد اجتماعی زنان سرپرست خانوار شرمساری اجتماعی بیشتر از ابعاد دیگر طرد بوده و در مراتب بعدی طرد از مشارکت اجتماعی، طرد از روابط اجتماعی و طرد از شبکه ­های حمایتی به ترتیب بیشترین مطرودیت را برای زنان سرپرست خانوار ایجاد کرده است.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۶– طرد ذهنی زنان سرپرست خانوار برابر با ۸۰/۶۶ و طرد عینی آن­ها برابر با ۵۵/۶۴ می­باشد در نتیجه این قشر از زنان بیشترین مطرودیت را در حوزه طرد ذهنی داشته اند.
۷- احساس بی­انصافی زنان سرپرست خانوار برابر با ۰۵/۷۱ بوده و از آنجا که این احساس در دو وضعیت اقتصادی و اجتماعی مورد سنجش قرار داده شد نتایج نشان داد که این زنان از لحاظ اجتماعی بیشتر از بعد اقتصادی احساس بی­انصافی می­ کنند.
۸- با توجه به نتایج مصاحبه های انجام شده مجموعه عواملی مثل محرومیت از نیازهای اساسی و احساس نابرابری، دست به دست هم داده و زمینۀ طرد و محرومیت اجتماعی زنان سرپرست خانوار را فراهم کرده و از طریق و بواسطه ایجاد این طرد و محرومیت، احساس بی­انصافی در این قشر از زنان شکل گرفته است در نتیجه این وضعیت باعث کاهش احساس شادمانی در زندگی آن­ها شده است.
۹- شادمانی در زندگی زنان سرپرست خانوار از یک طرف با ارضاء نیازهای عاطفی و داشتن کسانی که در این زمینه تکیه­گاه باشند و از طرف دیگر فراغت از دغدغه­ های مالی معنا می­ شود. از آنجا که اکثریت آنها دچار طرد اقتصادی و ارتباطی شده بودند از عدم وجود این احساس در زندگی­شان صحبت کردند.
۱۰- طبق نتایج مرحله اکتشافی پژوهش حاضر مشخص شد که از دلایل و زمینه ­های شکل­ گیری احساس شادمانی داشتن پیشینه مناسب، وضعیت فعلی منصفانه و اطمینان از آینده می­باشد و از آنجا که جمعیت نمونه این پژوهش هیچ رضایت خاطری از این سه وضعیت نداشتند درنتیجه از این احساس و پیامدهای مثبت آن محروم می­باشند.
۱۱- طبق معادله رگرسیون ۶۹ درصد از کل تغییرات میزان احساس شادمانی این جمعیت نمونه توسط متغیرهای احساس بی انصافی، طرد اجتماعی و احساس نابرابری پیش ­بینی می­ شود.
۱۲- زنان سرپرست خانوار به حدی از احساس­ها و رفتارهایی که جامعه به آن­ها تحمیل می­ کند در رنج هستند که وقتی عدم ارضاء نیازهای اساسی آن­ها درکنار متغیرهای احساس بی انصافی، طرد اجتماعی و احساس نابرابری قرار می­گیرد تأثیر خود را در تغییرات شادمانی این جمعیت از دست می­دهد.
۱۳- از میان ابعاد متغیرهای مستقل این پژوهش پنج متغیر طرد از احساس بی­انصافی اقتصادی، شرمساری اجتماعی، طرد از مشارکت اجتماعی، احساس نابرابری فرهنگی و طرد از شبکه ­های حمایتی ۷۴ درصد از تغییرات احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار را برآورد می­ کنند.
۱۴- متغیرهای زمینه­ای سن، درآمد، شغل و تحصیلات با کنترل متغیرهای مستقل پژوهش حاضر تأثیر مستقیمی بر احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار ندارد.
۱۵- متغیر طرد اجتماعی قوی­ترین و مهم­ترین قدرت پیش ­بینی­کننده نسبت به مابقی عوامل تأثیرگذار بر احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار است که به صورت مستقیم و غیر مستقیم بر شادمانی این قشر از زنان تأثیر منفی داشته است.
۱۶- تأثیر معکوس احساس بی­انصافی به صورت مستقیم پس از طرد اجتماعی بیشترین قدرت پیش ­بینی کننده شادمانی زنان سرپرست خانوار می­باشد.
۱۷- احساس نابرابری قوی­ترین متغیری بود که به صورت مستقیم بعد از احساس بی­انصافی با احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار رابطه معکوس داشت.
۱۹- پس از احساس نابرابری عدم پاسخگوی مؤثر به نیازها به صورت غیر مستقیم مهم­ترین تأثیر منفی را بر احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار داشته است به این معنا عدم ارضاء نیازها همراه با طرد اجتماعی و احساس بی­انصافی مؤثر می­ شود و تأثیری معکوس بر احساس شادمانی این جمعیت می­ گذارد.
۱۸- در نهایت طبق معادله تحلیل مسیر متغیرهای طرد اجتماعی و احساس بی­انصافی، احساس نابرابری و عدم پاسخگویی مؤثر به نیازها۷۰ درصد از واریانس احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار تهران را تبیین می­ کنند و ۳۰ درصد دیگر توسط متغیرهای به جزء متغیرهای مستقل این تحقیق تبیین می­ شود.
۵-۱-۳-۲. موانع و محدودیت­ها
۱-مهم­ترین مشکل پژوهش حاضر فقر ادبیات نظری و تجربی مرتبط با عنوان دقیق موضوع پایان نامه بود هر چند مباحث زیادی در مورد متغیرهای شادمانی، طرد اجتماعی و زنان سرپرست خانوار وجود داشت اما هیچ ادبیات نظری و تجربی که این سه متغیر را در خود بگنجاند یافت نشد درنتیجه پژوهش حاضر مجبور شد که نظریه­ های جامعه ­شناسی احساس شادمانی و طرد اجتماعی را در کنار هم قرار داده و با تمرکز بر نتایج مصاحبه­ ها و همچنین برداشت از ادبیات تجربی که جمعیت هدف این پژوهش را به عنوان مطرودین اجتماعی معرفی کرده، رابطه بین منابع مطرودساز اجتماعی و احساس شادمانی را کشف کند.
۲- یکی دیگر از مهم­ترین محدودیت­های این پژوهش عدم همکاری نهادهای مختلفی بود که زنان سرپرست خانوار تهران را تحت حمایت خود قرار داده­اند. به طوری که بعد از مراجعه به چند مورد از این نهادهای حمایت­کننده، تنها یکی از آن­ها حاضر به همکاری شد و آن هم با چنین شرایطی: عدم اجازه مصاحبه، عدم ذکر نام این نهاد در پایان نامه و در اختیار قرار ندادن لیستی از جمعیت نمونه. با توجه به اینکه هرسه مورد ذکرشده ممکن بود به این پژوهش صدمه وارد کنند بنابراین در پی کنترل این صدمات روند تحقیق طولانی­تر شد زیرا برای اجرای مصاحبه محقق مجبور شده به صورت گلوله­برفی در سطح تهران با جمعیت نمونه مصاحبه کند در حالی که اطلاعات پرسشنامه در سطح افراد تحت حمایت نهاد مربوط جمع­آوری شد در نتیجه ممکن بود ساختن مدل و تعریف عملیاتی کردن متغیرها بر حسب مصاحبه­ ها با جمعیتی که قرار بود پیمایش روی آن­ها اجرا شود همخوانی نداشته باشد البته طی پیمایش این شک برطرف شد و از همه مهم­تر نداشتن لیستی از جمعت نمونه از یک طرف محقق را ملزم به استفاده از روش نمونه گیری در دسترس نموده که در نتیجه ممکن بود به تعمیم تحقیق صدمه وارد شود[۲۰۱] و از طرفی هم زمان زیادی از روند تحقیق از بین می­رفت زیرا تعداد نمونه مراجعه کنند به این نهاد ۵ – ۶ نفر در طول هفته بود.
۳- شک نسبت به صادق جواب دادن پاسخگویان احساسی بود که محقق در تمام طول پیمایش سعی به کنترل آن کرد زیرا در صورتی که بعضی از پاسخگویان فکر می­کردند محقق از افراد نهاد حمایت­کنند مربوطه می­باشد، سعی می­کردند وضعیت خود را خیلی ضعیف­تر از آنچه که هست بیان کنند که در نتیجه پرسشنامه ­ها زیادی با تشخیص محقق کنار گذاشته شد و این موضوع باز روند تحقیق را طولانی می­کرد.
۵-۱-۳-۳. پیشنهادات
۵-۱-۳-۳-۱. پیشنهادات اجرایی
۱-پیشنهاد به دولت و سازمان­های مربوطه: در مصاحبه های صورت گرفته مشخص شد یکی از عوامل ایجاد شادی در زندگی زنان سرپرست خانوار فراغت از دغدغه­ های مالی است طبق نتایج، تأمین معاش آسیب­هایی را بر این جمعیت وارد و آنان را هم از لحاظ جسمی و هم روحی ضعیف و در بعضی مواد زمینه آسیب­ آن­ها را فراهم کرده است. در واقع بیشتر آسیب­پذیری این گروه از زنان ریشه در فقر دارد اگر دولت این زنان را از لحاظ مالی تأمین کند از فقر اقتصادی تن به به بسیاری از رفتارهای آسیب­زا مثل صیغه شدن، گدایی و… نمی­دهند. بنابراین پیشنهاد می­ شود که دولت و نظام­های مربوطه در بعٌد اقتصادی به این گروه از زنان توجه بیشتری داشته باشند و در این زمینه تدبیری متفاوت و مؤثر بیندیشند و حمایت­ آنان باید به گونه ­ای باشد که این گروه از زنان را جذب خود کرده و زمینه توانمندسازی آنها را فراهم کنند زیرا همان­طور که مشاهده شد۶۰ درصد از این زنان شاغل بوده ­اند ولی وضعیت اشتغال آن­ها به گونه ­ای بود که آنان را به کفایت اقتصادی و خوداشتغالی مناسب نمی­رساند.
۲-پیشنهاد به مراکز حمایت­کننده از زنان سرپرست خانوار: این پیشنهاد جهت حمایت از گروهی است که تحت عنوان “بد سرپرست” از جانب نهادهای حمایت­کننده شناخته می­شوند. در واقع گروهی از زنان سرپرست خانوار هستند که هنوز تحت سرپرستی مردانی شناخته می­شوند که توانایی اداره زندگی خانواده خود را ندارند این گروه زنان، همسران آن­ها از کار افتاده، بیکار، معتاد، متواری و یا در زندان است. در حالی که این زنان زحمت­کش شرافت­مندانه زندگی خود را با وجود داشتن همسر اداره می­ کنند، ولی با وجود این مشاهده می­ شود که اداره زندگی آن­ها با مردان شناخته می­ شود و با مفهوم بدسرپرست مورد خطاب قرار می­گیرند. در واقع این مفهوم سرپرست بودن این زنان را زیر سؤال برده و زحمات، تلاش­ها و شایستگی­های آن­ها را نادیده شمرده است و حس عدم اعتماد به نفس و حقیر بودن را در آن­ها تقویت می­ کند. لذا به نهادها و مراکز حمایت­کننده پیشنهاد می­ شود که از بکار بودن مفهوم­های این شکلی در خطاب به زنان سرپرست خانوار خوداری کنند.
۳-پیشنهاد به رسانه ­ها جهت فرهنگ­سازی(نحوی برخورد با زنان سرپرست خانوار): نتایج این پژوهش نشان داد زنان سرپرست خانوار به حدی از احساس­ها و رفتارهایی که جامعه به آن­ها تحمیل می­ کند در رنج هستند که وقتی عدم ارضاء نیازهای اساسی آن­ها درکنار متغیرهای احساس بی انصافی، طرد اجتماعی و احساس نابرابری قرار می­گیرد تأثیر خود را در تغییرات شادمانی این جمعیت از دست می­دهد در واقع مشکلات زنان سرپرست خانوار تنها به مشکلات مادى و فقر خلاصه نمی­ شود. در مواردی اندک مشاهده شد که این زنان از کمبود محبت و نداشتن همدم و هم صحبت مناسب تن به ازدواج موقت داده بودند. در نتیجه این گروه از زنان از اطرافیان درخواست حمایت عاطفی داشتند و مایل بودند دیگران آنها را به عنوان گروهی آسیب­پذیر که نیازمند حمایت هستند بپذیرند، نه با یک نگرش منفی که ضربۀ سخت عاطفی آن­ها را چند برابر کند. بنابراین به رسانه ­ها پیشنهاد می­ شود که جهت ارتقا آگاهی اجتماعی مردم از طریق سریال­های تلویزیونی و همچنین تهیه فیلم­های مستند از زندگی این قشر از زنان، در تغییر نگرش افراد جامعه جهت نحوه­ برخود با این قشر فرهنگ­سازی کنند.
۴-پیشنهادات به مراجع قانون­گذار: نتایج این پژوهش نشان داد که مهم­ترین علت سرپرستی جمعیت نمونه در مرتبه اول طلاق و در مرتبه­ی بعد فوت همسر می­باشد. از آنجا که امروزه در جامعه ما طلاق پدیده­ای شناخته شده است و فوت همسر هم پدیده­ای است که هیچ کنترلی بر آن وجود ندارد اما سومین عاملی که از میان علل سرپرستی این زنان با اهمیت به نظر می­رسید متواری و مفقودالاثر شدن همسر بود. در واقع در طی مصاحبه­ ها و همچنین پیمایش مشخص شد که تعدادی از این زنان دارای همسرانی هستند که هیچ تأثیری در اداره زندگی آن­ها ندارند، آن­ها را رها کرده و از اینکه مراجع قانون­گذاری در زمینه مهریه و نفقه آن­ها هیچ اقدامی برای آن­ها انجام نمی­دهند در حالی که در بعضی موارد همسر آن­ها وضعیت مالی خوبی داشتند؛ در رنج بودند. لذا به مراجع قانون­گذاری پیشنهاد می­ شود که در این زمینه اقدامات لازم را به عمل آورند زیرا علاوه بر این درصد زیادی دیگر از این زنان هم از نداشت وضعیت مالی مناسب جهت پی­گیری قانونی برای بسیاری از مسائل مثل طلاق، آزاد شدن همسر از زندان، گرفتن حق و حقوق از خانواده همسر در صورت فوت او … سخت ابراز ناراحتی می­کردند و احساس می­کردند مورد بی­توجهی مسؤلین قرار گرفته­اند. در نتیجه تمامی این موارد در احساس شادمانی آن­ها تأثیرات منفی گذاشته بود.
۵-۱-۳-۳-۲. پیشنهاد پژوهشی
۱-نتایج این پژوهش نشان داد که طرد اجتماعی قوی­ترین و مهم­ترین متغیری است که باعث کاهش احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار می­ شود در حالی یکی از مهم­ترین مشکلاتی که در ابتدای این پژوهش با آن مواجه بودیم فقدان پژوهشی بود که این دو متغیر را با توجه به وضعیت جمعیت نمونه مورد بررسی قرار داده باشد. در نتیجه پیشنهاد می­ شود پژوهش­های بیشتری در زمینه رابطه طرد اجتماعی و احساس شادمانی زنان سرپرست خانوار صورت بگیرد.
۲-با توجه به اینکه در این پژوهش هم از تکنیک مصاحبه و هم پرسشنامه استفاده شده است بنابراین با توجه به تجربه­ عینی محقق پیشنهاد می­ شود که پژوهش­های بیشتری با روش کیفی در مورد این گروه از زنان صورت گیرد زیرا روایت زندگی و گوش دادن به درد دل­های این قشر آسیب­پذیر بخش­هایی از زوایای پنهان زندگی و مسائل و مشکلات آن­ها را برجسته می­ کند که با روش­های کمی غیر قابل بررسی است.
۳-با توجه به نتایج این پژوهش اکثر زنان سرپرست خانوار هم از لحاظ اجتماعی و هم روحی – روانی دچار مشکلات حادی هستند در نتیجه پیشنهاد می­ شود تحقیقاتی جامعه ­شناسی و روان­شناسی بیشتری در زمینه شمول – طرد شدگی و شادمانی – افسردگی، با توجه به وضعیت زندگی آن­ها صورت گیرد.
۵-۱-۳-۳-۳. راهکار افزایش شادمانی زنان سرپرست خانوار( بنا به پیشنهاد خود جمعیت نمونه)
در جهت بهبود وضعیت شادمانی زنان سرپرست خانوار باید به صورت جدی حمایت­های (رسمی) مالی از جانب دولت و مسئولین و حمایت­های(غیر رسمی) عاطفی از سوی اطرافیان این زنان صورت بگیرد و حمایت­ از این گروه از زنان باید به گونه ­ای باشد که آن­ها را جذب خود کند نه اینکه با تحقیرکردنشان زمینه طردشدگی آن­ها را فراهم سازد.

منابع فارسی
۱) ال یاسین، میترا(۱۳۸۰)، شادی و نشاط در محیط مدرسه، تربیت، شماره­ ۱، صص۱-۱۴.
۲-ابراهیمی، مهدی (۱۳۹۱)، طرد اجتماعی: علل و پیامدهای کوتاه­مدت و بلندمدت، مجلۀ جامعه شناسی ایران، دوره سیزدهم، شماره ۳، صص۱۷۵-۱۸۰.
۳-احمدی، بتول و همکاران( ۱۳۸۶)، سیمای سلامت زنان، جلد۱، انتشارات روابط عمومی شورای فرهنگی- اجتماعی زنان.
۴-استوارت، ازکمپ(۱۳۷۰)، روان شناسى اجتماعى کاربردى، ترجمه فرهاد ماهر، مشهد، آستان قدس رضوى.
۵-اسماعیلی، رضا وکامران ربیعی(۱۳۸۷)، سنجش نیازهای فرهنگی اجتماعی دختران دانش آموز شهر اصفهان، نسخه شماره ۴۱، صص۹۷ – ۱۱۷.
۶-اقلیما، مصطفی و اعظم ابراهیم آبادی (۱۳۹۰)، بررسی تأثیر میزان سرمایه فرهنگی بر میزان شادی زنان جوان(۱۵- ۲۴ ساله) در شهر اصفهان، جامعه پژوهی فرهنگی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، سال دوم، شمارۀ اول، صص۱-۲۴.
۷-امیدنیا، سهیلا(۱۳۸۹)، نشاط اجتماعی و سلامت روان، آموزش همگانی سلامت روان( مجموعه مقالات )، دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشت درمانی کردستان، انتشارات: نشر شاسوسا، صص۱۶ ـ ۱۱.
۸-انصاری، پریسا(۱۳۹۲)، بررسی تأثیر آگاهی از حقوق شهروندی بر مشارکت اجتماعی شهروندان۶۰-۱۸ساله در تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه الزهرا (س).
۹-اینگلهارت، رونالد(۱۳۷۲)، تحول فرهنگی در جامعه پیشرفته صنعتی، مترجم: مریم وتر، تهران: کویر.
۱۰-اینگلهارت، رونالد(۱۳۷۳)، تحول فرهنگی در جامعه پیشرفته صنعتی، ترجمه مریم وتر، تهران: کویر.
۱۱-آجورلو، سمیه؛ محمود عباسی؛ مرجان رشوند و علی محمد متولیان (۱۳۹۱)، بررسی مقایسه­ ای توجه به مراقبت های بهداشتی و پزشکی در میان زنان سرپرست خانوار و سایر زنان، فصلنامه اخلاق زیستی سال دوم، شماره پنجم، صص۹۶-۶۸.
۱۲-آرگایل، مایک(۱۳۹۸)، روان­شناسی شادی، ترجمۀ مسعود نشاط دوست و همکاران، انتشارات اصفهان.
۱۳-آیزنک، مایکل دبلیو(۱۳۷۸)، روان­شناسی شادی، ترجمه مهرداد فیروزبخت و خشایار بیگی، تهران، انتشارات بدر

نظر دهید »
راهنمای نگارش پایان نامه با موضوع مبانی-تدوین-الگوی-اسلامی‌ایرانیِ-سیاست-جنایی- فایل ۲۱ - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

نمونه دیگر، معنای حق و معنای تکلیف و رابطه‌این دو است. آیا اصالت با حق است یا با تکلیف؟ به عبارت دیگر، کدام یک اصل است و کدام یک تبعی؟ اگر اصالت را به حق بدهیم، تنها در زمینه حق است که تکلیف پدید می ­آید و آنجا که حقی نباشد، تکلیفی هم نیست و اگر اصالت را به تکلیف بدهیم، حق در زمینه تکلیف پدید می ­آید و آنجا که تکلیفی نیست، حقی وجود نخواهد داشت و بنابراین، حق امری تبعی و اشتقاقی جلوه خواهد کرد و مثل سایه­ای به دنبال تکلیف خواهد بود. این که اصالت را به حق بدهیم یا تکلیف، تابع اعتبار است؛ اما باید توجه کنیم کدام یک از این دو اعتبار، از پشتوانه­ی واقعیت، برخوردار است و کدام یک نیست؟ در واقع، پاسخ به این سؤال نیاز به کنکاش عقلی و نقلی دارد. حق و تکلیف از مقوله مسائل عقل عملی است. مسائل عقل نظری بر محور «هست و نیست» و مسائل عقل عملی بر محور «باید و نباید» دور می­زند. تا چیزهایی نباشد و ذهن تصوری برایش فراهم نکند و میان آنها به مقایسه و سنجش نپردازد، حکم به «هست« برای آن حاصل نمی­ شود و اما «نیست» نبودِ حکم است و به هر حال تابع «هست» است[۷۵۸]. تکالیف افراد هم تنها در قبال جامعه­ای است که زمینه را برای اعمال حقوق و آزادی­های بنیادین فرد و رشد کامل شخصیتی وی فراهم کرده باشد. از منظر حقوق بشر، اصالت با حق است و در واقع، تکالیف بر اساس حقوق معین می­شوند. به عبارت دیگر، تکالیف یا برای حفاظت از حقوقِ خودِ دارنده­ی آن هستند و یا برای حمایت از حقوق دیگران و یا در جهت زمینه­سازی برای بهره­مندی بیشتر از حقوق[۷۵۹]. با عنایت به توضیحات گذشته، معلوم است که هم از منظر حقوق بشر و هم از منظر حقوق اسلامی، اصالت با حق است نه با تکلیف؛ حق اصلی و تکلیف تبعی است. اصالت داشتن حق، این اثر مهم را دارد که حقوق افراد از اهمیت و جایگاه بالایی برخوردارند و در نظر گرفتن هرگونه تکلیفی باید به گونه ­ای باشد که کمترین مشقت و محدودیت را برای افراد در اعمال حقوقشان داشته باشد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

در زمینه تکالیف دولت­ها ذکر دو نکته مقدماتی لازم است: الف) در گذشته، تقسیم ­بندی حقوق به حقوق «منفی» (سلبی) و حقوق «مثبت» (ایجابی) از اهمیت زیادی برخوردار بود. حقوق منفی عمدتاً تکلیف دولت به عدم مداخله را تحمیل می کرد. بنابراین، این حق فرد که نباید شکنجه شود، تنها نوعی تکلیف منفی را به ذهن متبادر می کرد. حقوق مثبت از سوی دیگر، تکالیف مثبتی را بر دوش دولت می­گذاشتند. تکلیف سنتی در این مورد تکلیف به تأمین خوراک (کوپن یا یارانه غذا و غیره) بود[۷۶۰]؛ ب) مساله دوم که باید به آن توجه داشت، این است که حقوق، نه ثابت و ایستا، بلکه پویا و در حال تکامل هستند؛ آنها تکامل می­یابند و به مرور زمان یا بسط می­یابند و یا محدود می­شوند. هر چه حقی خاص بیشتر توسعه یابد، تکالیف بیشتری به منظور استیفای آن باید بر دولت تحمیل شود[۷۶۱]. برای مثال، حق بیان، دست کم اشاره به حداقل تعهد دولت مبنی بر عدم ممانعت از آن دارد. به عبارت دیگر، حداقل تعهد دولت در قبال حق بیان افراد این است که مانع از اظهار نظر و سخن گفتن افراد نشود، اما اگر این حق را کمی گسترش دهیم، تعهد بیشتری در جهت حمایت فرد ناطق (صاحب حق) در قبال مداخله عمدی اشخاص غیر دولتی بر دولت تحمیل می­ شود[۷۶۲]. همچنین دولت باید زمینه استیفای حق بیان را با تضمین دستیابی گروه ­های سیاسی به رسانه ­ها و مطبوعات (مثل روزنامه­ها یا رادیو و تلویزیون، اعم از دولتی و غیر دولتی) فراهم کند.
از منظر حقوق بشر، تکالیف دولت­ها در قبال حقوق افراد ‌این­گونه طبقه ­بندی شده است: ۱) احترام به حقوق دیگران؛ ۲) ایجاد سیستم نهادینه اساسی برای تحقق حقوق؛ ۳) حمایت از حقوق و ممانعت از نقض؛ ۴) تأمین کالا و خدمات برای استیفای حقوق؛ ۵) ارتقاء حقوق[۷۶۳]. اما از منظر حقوق بین­الملل، تنها سند بین المللی حقوق بشری که در آن از «تکالیفِ» افراد سخن به میان آمده «منشور آفریقایی حقوق بشر و مردمان»[۷۶۴] است. به موجب ماده ۲۸‌این منشور «هر فردی مکلف است به همنوعان خود بدون تبعیض احترام بگذارد و با آنها رفتار نماید و روابط خود را با هدف ارتقا، حفظ و تقویت احترام متقابل و مدارا با دیگران حفظ نماید.» ماده ۲۹‌این منشور نیز تکالیف مهمی برای افراد به شرح زیر بیان می­ کند:«۱- حفظ و توسعه همه­جانبه خانواده و تلاش در جهت انسجام خانواده؛ رعایت تکالیف خود به عنوان پدر یا مادر در همه زمان­ها؛ پرداخت نفقه به نیازمندان؛ ۲- کمک به جامعه ملی خود از طریق توانایی­های جسمی و فکری خود؛ ۳- لطمه نزدن به امنیت کشور متبوع یا محل اقامت خود؛ ۴- حفظ و تقویت همبستگی ملی و اجتماعی؛ ۵- حفظ و تقویت استقلال ملی و تمامیت سرزمینی کشور خود و کمک به دفاع از کشور خود بر طبق قانون؛ ۶- انجام بهترین فعالیت­ها و پرداخت مالیاتی که قانون تحمیل کرده به منظور تأمین مصالح و منافع جامعه؛ ۷- تلاش در جهت ارتقاء و دست یابی به وحدت آفریقا در همه زمانها و در همه سطوح.»
این نشان می­دهد حقوق بشر مدرن، تبیینی افراطی و فقط حق­محور است و البته رویکرد سنتی به حقوق دینی نیز بر تکلیف­محوری اصرار افراطی دارد و از‌این حیث، هر دو تفکر مبتلا به افراط هستند. در حالی که می­دانیم دین نه تنها حقوق انسانی را به رسمیت می­شناسد، بلکه غایت تشریع دین، احیای حقوق بشری است و وجود تکالیف شرعی و لحاظ نمودن عقوبت دنیوی و اخروی برای جهت­دهی انسان در مسیر حقوق طبیعیِ مشروع اوست.
حال‌این پرسش، مهم به نظر می­رسد که رویکرد سنتی به دین که رویکردی تکلیف­گرا است، چه پیامدی بر الگوی دخالت­دهیِ ارزش­ها و تکالیف و هنجارهای فقهی در نظام سیاست جنایی دارد؟
حضور ارزش­ها در بدنه نظام سیاست­گذاری جنایی امری قطعی، گریزناپذیر و مطلوب است. هرچند غیرقابل­اجتناب بودن حضور مستمر و بی­وقفه­ی ارزش­ها در بدنه‌این نظام بیانگر یک هستِ موجود و غیرقابل­گریز است لیکن، انفعال یا ابتکار عمل نظام برنامه­ ریزی جنایی در برابر آن نیز امری انتخابی و مبتنی بر نوع و کیفیت نظام یادشده به شمار می­رود[۷۶۵]. در چارچوب پذیرش حاکمیت عقلانیت و علم، نظام برنامه­ ریزی جنایی از نمآینده­ای منفعل و فاقد قدرت ابتکار به یک محور تصمیم ­گیری در برابر‌ایدئولوژی سیاسی مبدل خواهد گردید. بدین ترتیب، در چارچوب نظام ارزشی‌ایدئولوژی سیاسی حاکم و فارغ از هرگونه مداخله انشائی و‌ایجابی به منظور تولید طیفی از ارزش­ها، امکان طرح دیدگاه­ هایی صرفاً کارشناسانه فراهم خواهد گردید که به دور از ارزش­گراییِ افراطی ناروا، ارزش­های وارد شده به فرایند سیاستگذاری را مورد سنجش و جرح یا تعدیل قرار داده، مناسب­ترین رویکرد را در خصوص اعمال یا عدم اعمال و نیز چگونگی طرح و به­ کارگیری آنها در سطح نظام پاسخ­دهی جنایی مطرح می­نماید. إعمال حداکثریِ فقه در حقوق جزای موضوعه مناسب­ترین روش برای تعامل­بخشیِ فقه و حقوق نیست. زیرا حمایت از ارزش­ها در بدنه نظام سیاستگذاری جنایی تنها یک مکانیزم پاسخ­دهی در کنار دیگر مکانیزم­ های طرح پاسخ از سوی‌ایدئولوژی حاکم سیاسی به شمار می­رود. بنابراین، قابل پذیرش یا حتی مورد حمایت بودن یک ارزش معین به معنای لزوم طرح آن در بدنه نظام سیاست­گذاری جنایی نیست.
نظام سیاسی می ­تواند برای پاسداشت یک ارزش، مکانیسم­های متعددی را به­کار گیرد. مکانیسم­هایی نظیر پیشگیری اجتماعی از جرایم ناقضِ آن ارزش­ها مورد غفلت­اند و عموماً مبارزه سرکوبی و کیفررسانی خشن و جرم­انگاری­های موسّع برگرفته از ترجمه نصوص فقهی بدون درنظرگرفتن اقتضائات متعددالوجوه قانونگذاری کیفری و سطوح سیاستگذاری جنایی، ویژگی بارز دستگاه و مسئولان حقوقی و قضائی کشور ماست.‌این در حالی است که اتخاذ تصمیم نهایی در خصوص ضرورت یا عدم ضرورت طرح یک ارزش معین در دامنه نظام سیاستگذاری جنایی از پیچیدگی و دشواری فراوانی برخوردار است. به دلیل تنوع و گستردگی معیارهای قابل استناد، مداخله آگاهانه یا ناآگاهانه تمایلات و گاه تعصبات ارزشی شخصی و گروهی برنامه­ ریزان و نیز ناتوانی در ارزیابی و سنجش نتایج حاصل از وارد یا خارج ساختن یک ارزش معین به دامنه برنامه­ ریزی جنایی، امکان بروز اشتباه در‌این فرایند تا سطح قابل ملاحظه­ای افزایش می­یابد. همواره ممکن است سیاستگذاران با اتکا بر دلایل به ظاهر صحیح و لیکن عمیقا نادرستی، برنامه­ ریزی جنایی را نه تنها به شکلی ناکارآمد که به صورتی مضر و مخل نظم و امنیت اجتماع، تدوین نمایند. باید توجه داشت عدم سیاستگذاری جنایی در خصوص یک ارزش معین به معنای نفی و انکار آن نیست. همواره باید میان غیر اخلاقی بودن نظام سیاست­گذاری و ضداخلاقی بودن آن تفاوت قائل شد. اما واقعا‌آیا برای حفظ یک ارزش معین، ضرورتی به وارد نمودن آن به بدنه نظام سیاستگذاری جنایی وجود دارد؟ هیچ­گاه نمی­ توان رویکرد سلبی نظام سیاستگذار را به معنای نفی و انکار چنین امری تلقی نمود. حتی تغییر شیوه پاسخ­دهی نیز چنان­چه با لحاظ نیازهای روز جامعه صورت پذیرد لزوماً به نفی و حذف ارزش مورد بحث منجر نمی­ شود.
نمونه دیگری از آشفتگی معناشناختی در انتقال مفاهیم الفاظ از فقه به حقوق را باید در اصل ۱۶۷ قانون اساسی کشورمان بررسی نمود. دلایل متعدد و مستحکم فقهی و حقوقی وجود دارد که بر اساس آنها نمی­ توان اصل ۱۶۷ قانون اساسی در قلمرو جرم­انگاری تفسیر کرد. اولین دلیل، اجتماعی است. اعضای جامعه باید حدود اعمال ممنوع خود را بدانند تا نظم و عدالت به محاق نرود. دلیل دوم، روان­شناختی است. برای تحقق بهداشت روانی و آسودگی خاطر شهروندان باید قوانین واضح باشند تا ملت در هراس و اضطراب نباشند. دلیل سوم، قضایی است. تکلیف قاضی مأذون دایر بر استخراج احکام از منابع فقهی و حتی تشخیص فتاوای معتبر که نوعی اجتهاد فقهی است، تکلیف بمالایطاق است[۷۶۶]. دلیل چهارم، فقهی است. با عنایت به گستردگی فتاوای معتبر و منابع فقهی، اطلاع از تمام آنها و مصادیقِ معتبر از میان آنها برای مردم غیرممکن است و حرمت شرع را نیز مخدوش می­ کند. دلیل پنجم، رعایت کرامت انسانی است. چنانچه تأسیس تعزیر را بدون رعایت اصل قانونی بودن جرم و مجازات وارد نظام حقوق کیفری کشور کنیم، پیامد آن تحمیل مجازات بر بسیاری از روابط خصوصی و شخصی از جمله دروغ و غیبت و ترک جواب سلام و بغض و بخل و حسد است[۷۶۷]. دلیل ششم، سیاسی است. کیفررسانی به مجرمان بر اساس قانون، در میثاق مردم و دولت پذیرفته شده است. تنظیم­کننده روابط ملت و دولت، حاکمیت قانون است و نه استنباط شخصی قضات[۷۶۸]. دلیل هشتم، مبتنی بر حقوق اساسی است؛ بدین شرح که عمل به اصل ۱۶۷ قانون اساسی نباید زمینه اجرای دیگر اصول‌این قانون از جمله اصل ۲۱ را از بین ببرد. در ماده ۱۸ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ بر ضرورت قانونی بودن مجازات­های تعزیری تأکید شده است. تا پیش از رسمیت قانون مذکور و معتبرِ کنونی، طبق ماده ۶۳۸ قانون تعزیرات ۱۳۷۵ «تظاهر به عمل حرامِ جرم­انگاری نشده» مورد جرم­انگاریِ کلی و موسّع قرار گرفته بود. اما ماده ۱۸ قانون جدید، علاوه بر تصریح به لزوم وضع قانون برای تعزیر، مقررا مربوط به تخفیف و تعلیق و سقوط تعزیرات را نیز وفق قانون – و نه دیگر به طور کلی و با احاله­ی مبهم به فقه – مجاز دانسته است.‌این یک تحول (اگرچه بسیار دیرهنگام) در شناسایی اصل قانون بودن جرم و مجازات در سیاست جنایی تقنینی جمهوری اسلامی است. لذت درک‌این تحول – اگرچه تحولی بسیار دیرهنگام – متأسفانه فوراً خنثی می­ شود؛ آن­گاه که می­بینیم ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲، مجرای اصل ۱۶۷ را صراحتاً به جرم­انگاری توسعه می­دهد: «در مورد حدودی که در‌این قانون ذکر نشده است برابر اصل یکصد و شصت و هفتم قانون اساسی عمل می­ شود.»
تردیدی نیست که اصل ۱۶۷ یکی از اصول راهبردی در حوزه حقوق کیفری محسوب می­ شود، ولی نباید با استنباط مغایر با سایر اصول قانون اساسی و هنجارهای مسلّمِ معرفت حقوقی، در اندیشه جزایی اختلال‌ایجاد کرد. بر‌این اساس، به­رغم‌این که قانون­گذار به موجب ماده ۱۸ قانون مجازات اسلامی جدید و با حذف ماده ۲۱۴ از لایحه‌آیین دادرسی کیفری، اراده خود را بهتر از گذشته بر اجرای اصل قانونی بودن جرایم و مجازات­ها آشکار نموده است، اما ماده ۲۲۰ قانون مجازات اسلامی جدید، عقبگرد قحقرآیانه غیرقابل توجیهی است که نشانگر افزایش آشفتگی مفهومی در سیاست جنایی تقنینی جمهوری اسلامی در‌این خصوص می­باشد. دلیل اصلی‌این آشفتگی، ضعف گفتمان سنتی سیاست جنایی اسلامی و در مقیاس کلان­تر، ضعف گفتمان­های سنتیِ فقه در توجه به عقلانیت و خواست عمومی ملت است.‌این در حالی است که در مکتب جامعه ­شناسی حقوقی، توجه به ضرورت­های اجتماعی بیش از محورهای عدالت­خواهانه مورد تأکید قرار می­گیرد در حالی که در مکتب حقوقی عقلیِ محض تکیه بر منطق و برهان و استدلال و در نهایت اراده قانون­گذار است. از‌این رو در توضیح دکترین – و از جمله دکترین حکومت اسلامیِ مبنای رژیم حقوق اساسی جمهوری اسلامی‌ایران – باید‌این نکته مورد توجه باشد که حضور عقل­محور ضرورتاً به معنای درک نیازها نیست؛ همان طور که حضور جامعه­شناسانه به معنای طرد و رفع دستورات بایسته و اصالت­های عقل­گرا نخواهد بود[۷۶۹]. و‌این دو مهم یعنی صورت «عقل و برهان» در کنار «درک و پاسخ نیازهای اجتماعی» در تکوین قاعده حقوقی نقش مستقیم دارند. دکترین – به معنای تصدیق قاعده حقوقی و جستجوی حکم در میان فرضیه ­های محتمل –‌این دو شالوده مهم را مستغنی خواهد کرد و از اظهارنظرهای سطحی به عمق باورهای حقوقی ما را رهنمون خواهد ساخت.
چالش و معضل دیگر که منجر به تشدید تذبذب و درهم­آشفتگی سه حوزه معرفتیِ فقه و حقوق و سیاست جنایی می­ شود، ادعاهای بی­بنیاد و افکار واپس­گرایانه­ای است که داعیه­های بزرگی نظیر تمدن­سازیِ اسلامی نیز دارند و از شدت فقر بنیان نظری، به ورطه تناقض­گوییِ آشکار درافتاده­اند. برای مثال، در یکی از قِسم اظهارنظرها در مقاله­ای گفته شده «استخراج نظام­های اجتماعی و تأسیس تمدن از فقه، ضرورتاً به معنای این نیست که بالفعل‌این نظام­ها در فقه وجود دارد؛ بلکه به معنای این است که برخی از موضوعات و بسیاری از مبانی که برای حوزه بحث­های مربوط به نظام­های فقهی لازم است، در فقه وجود دارد و ما می­توانیم از‌این ظرفیت عظیم برای تدوین نظام­های فقهی و تأسیس تمدن اسلامی استفاده کنیم»[۷۷۰]. نویسندگان‌این مقاله­ قابل نقد درست در چند سطر پآیین­تر از ذکر عبارت فوق در مقاله­شان، در موضعی متناقض ابراز داشته است: «شاید نتوانیم از دل فقه موجود نظام­های اجتماعی را استخراج و تأسیس کنیم، اما‌این مسئله دال بر عدم توجه فقه موجود به‌این مسائل نیست، بلکه فقه موجود در باب­های مختلف و مورد نیاز نظام­های اجتماعی، احکام فقهی مختلف و گوناگونی دارد؛ یعنی احکام مورد نیاز نظام اقتصادی که با عنوان «فقه اقتصادی» از آن یاد می­ شود و همچنین احکام حقوقی، احکام تربیتی، احکام سیاسی، احکام عبادی، احکام فرهنگی و دیگر احکام». مؤلفان‌این مقاله­ سراسر مملو از مهملات گویی متوجه نیستند که‌این که در فقه تبویب صورت گرفته و ابواب مختلف فقهی در کتب فقها وجود دارد کافی نیست برای رسیدن به‌این هدف که فقه بتواند تمدن بسازد.
دیدگاه تأسف­برانگیز دیگری نیز از همین قِسم توسط یکی دیگر مدعیان نواندیشی دینی به چشم نگارنده‌این رساله خورد، که در ادامه آورده­ام. نویسنده مورد نقد مذکور در بیان رابطه فقه با فرهنگ تخصصی می­گوید: «تأثیر فقه در فرهنگ تخصصی به واسطه علم صورت می­پذیرد؛ بدین معنا که آن­چه فرهنگ تخصصی را می­سازد علم است و به اصطلاح، علم، فرهنگ­ساز است؛ زیرا «ارتکاز» می­آفریند و منشأ انگیزه­ ها و نیازهای علم هم بایدها و نبایدها و حدود و ثغور احکام اسلامی می­باشد… فقه موجود،‌آیینه تمام­نمای فرهنگ عمومی و فرهنگ تخصصی می­باشد»[۷۷۱]. نویسندگان دیگری نیز با همین چارچوب فکری منحط، گفته­اند: «نقش فقه قابل تسری در همه ابواب حقوق است»[۷۷۲].‌این مدعیان دین­پژوهی و نواندیشی دینی، که متأسفانه صاحب مناصب و نفوذ بسیار زیادی در شورای عالی انقلاب فرهنگی و نهادهای پژوهشی مهمِ شهر قم نیز هستند، از زمره آنهایی هستند که همه علوم را در فقه مضمحل می­ کنند و هم فقه و هم علم را بی­حرمت می­ کنند.
نمونه و مؤید دیگر بر انحطاط فکری‌اینان، مشکانی و الویری، عبارت دیگری از مقاله­شان است که در آن، حقوق بین­الملل و اسناد بین ­المللی را به‌ایفای عهد و عدم تعدی به حقوق دیگران و پیمان­های صدر اسلام و اعزام سفیر به بلا اطراف حجاز در صدر اسلام فروکاسته­اند: «قواعد عامی که در حقوق بین­الملل وجود دارد، همچون‌ایفای به عهد و عقد، جبران خسارت، عدم تعدی به حقوق دیگران و… در فقه جایگاه خاصی دارد.‌این بخش در زمان وجود حکومت اسلامی خود را می­نمآیاند و چنان که در زمان پیامبر اکرم (ص) و خلفای ایشان، حقوق بین­الملل در قالب بستن پیمان­ها و معاهدات با دیگر طوایف و قبایل غیر مسلمان و کشورهای اسلامی، پذیرش و فرستادن سفیر به دیگر سرزمین­ها و گرفتن و آزاد کردن اسیر طبق ضوابط خاص و… به منصه ظهور رسیده است. امروز نیز با تشکیل حکومت مقتدر اسلامی، شاهد حقوق بین­الملل محکم و متقنی هستیم که از دل فقه استخراج و در ارتباط با دیگر کشورهای سلامی و غیر اسلامی مورد عمل قرار گرفته است.»[۷۷۳]. پرواضح است که‌این به ظاهر محققان و نواندیشان دینی، حتی بدیهیات فقه را هم نمی­دانند؛ چه رسد به توان طراحی الگوی تمدن­سازی اسلامی بر پایه فقه.‌این دو نویسنده، دیه را از جمله روش­های تربیتی تنبیهی در حوزه تربیت اسلامی دانسته ­اند؛ آن هم به موازات حدود و یعنی جدا از جهل به هدف دیه (خونبها)، جهل به هدف حدود هم دارند و هدف همه مجازات­های حدّی را تنبیه می­دانند، در حالی که بسیاری از حدود، از نوع قتل هستند و اهدافی نظیر ناتوان­سازیِ کامل از تکرار جرم، ارعاب عام و تشفی خاطر بزه­ دیده در‌این کیفرهای حدّی مدنظر شارع است، نه تنبیه مجرم به منظور تربیت وی. حال ببینید مشکانی و الویری در توصیف رابطه فقه و روش­های تربیت گفته­اند: «فقه که از مجموعه باید و نبایدهای شرعی تشکیل شده، روش­هایی کلی در زمینه تربیت ارائه داده است؛ روش­هایی مانند تنبیه (حدود، تعزیرات، دیات و…)، فریضه­سازی و الزام­بخشی به مسائل، همراهی باید و نبایدهای شرعی و… ». دو اشکال دیگر به دیدگاه فوق­­الذکر وارد است: اول‌این که اصولاً شیوه ­های تربیتی شیوه­ هایی اقناعی هستند، نه الزام­آور و آن هم الزام­آورِ کیفریِ‌ایلامی و ترهیبی و ترذیلی؛ ثانیاً معلوم نیست چه تفاوتی میان فریضه­سازی/ الزام­بخشی با همراه­سازیِ باید و نبایدهای شرعی وجود دارد؟ مگر نه‌این که‌این دو مترادف­اند؟ نویسندگان مقاله­ مورد نقد فوق­الذکر، نه مقدمات فقه را درست آموخته­اند و نه تعابیر و اصطلاحات را در معنای خود به­کار می­برند و مایه خلط مفهوم و شبهه لفظی و معنایی می­شوند.
در مجموع، یک­سویه­نگری و تک­ساحتی بودن در معرفت علمی و به ویژه در حوزه اتخاذ راهبرد برای عدالت کیفری، سیاست جنایی را در کنش و واکنش سنجیده در قبال بزه ناتوان می­سازد؛ چه، جرایم و انحرافات ریشه در عوامل بی­شماری دارد و لذا مبارزه با‌این عوامل نیازمند درک چندوجهی منابع سیاست جنایی و علوم معین آن (به ویژه علوم اسلامی نظیر فقه در کشورهای پیرو سیاست جنایی اسلامی) می‌باشد. اقتضانات جامعه‌شناسی ملی، داده‌‌های نظری جرم شناسی و تجارب عملی تاریخ سیاست جنایی، همه و همه باید در منظومه‌ای منسجم به یکباره دیده شود تا امکان طراحی چارچوب یک نظام سیاست جنایی معقول از حیث میزان و چگونگی تعامل‌این منابع جهت برونداد نظریه بومی سیاست جنایی فراهم‌اید.
بومی‌سازی مبتنی بر سیاست تک‌فرهنگی (نظیر باور به‌اینهمانیِ سیاست‌‌های فقه جزایی با سیاست جنایی اسلامی؛ یا رویکرد ترجمه سیاست جنایی غربی و پیوند به سیاست جنایی‌ایران بطور بی مبنا ولو محدود) مبتنی بر باور به تفکیک مطلق لاهوت و ناسوت است که بر مبنای آن هر امر عرفی را می‌توان غیردینی یا حتی ضد دینی تلقی کرد.
جریان فکری اسلامی جدید به دنبال آن است، تا پارادایم­های درون سنت را به منظور همنشینی با مفاهیم مدرنیته ترسیم و شیوه ­های نوسازی در اندیشیدن را با پشتوانه­های بومی بیابد.‌این فصل از رساله نیز بر‌این باور مبتنی بود که باید بکوشیم نگاه سنت و از جمله فقه جزایی را به مفاهیمی چون آزادی و حقوق عمومی، حق اختلاف و حقوق بشر، جهانی شدن و رابطه با «دیگری»، تعامل موجود و مطلوب فقه سیاسی و سیاست­های فقه جزایی و سیاست جنایی اسلامی با یکدیگر و مباحث معرفتی‌اینچنینی را روشن نماییم. پیش فرض مقاله نیز‌این بود که اندیشه­ورزی به هدف تولید و تحول سیاست جنایی اسلامی-‌ایرانی، به مثابه یک علم دینی، برای تبیین مؤلفه­ های جدید از درون سنت، به گفتمان انتقادی در حوزه فلسفه و کلام توجه دارد.
اما چگونه می­توان نظامی هم اسلامی و هم امروزین داشت؟ جمع‌این دو نه تنها ممکن است، بلکه به اعتبار تاریخ اندیشه سیاسی ناگزیر می­نماید. اما مسئله اصلی کیفیت و ظرافت طراحی الگوی‌این همزیستیِ تعیین کننده است؛ اندیشه میانه­ای که از لغزش به منتهی­الیه احیاگریِ سنت دوران میانه تمدن اسلامی، یا دین­ستیزی دوره مدرن صیانت نماید. الگوی مدنظر، باید عاری از‌ایراد دست کم گرفتن سنت علمی گذشته و‌ایراد بازسازی تصنعی آن باشد؛ چه، در غیر‌این صورت، به بومی­سازی کمکی نخواهد کرد. اگرچه استفاده از دستاوردهای اخیر در فلسفه و جامعه ­شناسی و تاریخ­نگاریِ علم در درک نقادانه سنت علمیِ گذشته، بسی مطلوب است.
از مجموع مباحث مطرح در‌این فصل از رساله برمی­آید که در قلمرو آموزه­های دینیِ مؤثر در فقه جزایی و مؤثر در سیاست جنایی اسلامی، هیچ‌آیه و حدیث واحدی به طور مجزّا از مجموعه نظام معرفتی دین پذیرفته نمی­ شود، بلکه باید از فرایند اجتهاد گذر کند و حداقل‌این که تلائم آن با سایر گزاره­های دینی معلوم شود؛ که البته موافقت با هنجارهای عقل جمعی و عرف­های صحیح و دستاوردهای حقوق بشری نیز مورد تأیید گزاره­های دینی هستند و از‌این رو، تلائم‌آیه و حدیث با اقتضائات عقل و جامعه­ عقلانی نیز از جمله شرایط اثردهیِ آن نصّ دینی در نظام سیاست جنایی اسلامی و حتی در کلّ فقه است. همچنین باید توجه داشت که در نظام­سازی برای سیاست جنایی اسلامی، ما فقط با‌آیات و روایات قطعی­الصدور و قطعی­الدلاله و براهین ناب فلسفی سروکار نداریم، بلکه اموری همچون خبر واحد، اجماعات علما و متشرعه، سیره و بناء عقلا، عرف، دانش­های تجربی و… که درجه قطعیت آنها غالباً در حد یقین نیست ولی در بسیاری از شناخت­های ما از عالم و تصمیم ­گیری­های ما در زندگی تأثیرگذار است، نیز مواجهیم و همین است که فرایند اجتهاد به معنی دقیق و عمیق کلمه را بسیار پیچیده می­سازد.
با‌این توضیحات معلوم شد که اصلاً در حوزه معارف نظری دین، محدوده ممنوعه­ای برای عقل وجود ندارد و نمی­تواند وجود داشته باشد، ما تمام بحث بر سر‌این است که احراز مصلحت واقعی احکام عملی، امری بسیار دشوار و بلکه قریب به محال است. علت مسأله‌این است که انسان با بررسی تجربی، حداکثر به برخی از علل و شرایط موجود در اشیاء و امور پی می­برد نه به تمامی آنها. امور جزایی از همین زمره­اند. اما‌این نیز بدان معنا نیست که باب مصلحت­سنجی را در اجتهاد برای نظام­سازیِ سیاست جنایی اسلامی مسدود کنیم و صرفاً فقه را ترجمه و به قانون جزایی تزریق نماییم؛ خطایی فاحشی که از ابتدای پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی تا به امروز توسط مراجع تقنینی جمهوری اسلامی‌ایران ارتکاب یافته و متأسفانه در قانون مجازات اسلامی ارتکاب یافته و حتی در قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ نیز مجدداً تکرار شده است، که در فصل سوم رساله به طور مفصل تشریح و نقد و چاره­اندیشی خواهد شد. به نظر می­رسد با توجه به تحولات زمانه، دست­کم دو نوع تغییر در احکام شرعی ضروری است تا فقه جزایی متحول گردد. تحول در فقه جزایی، خود از ملزومات تصحیح رویکردهای نامطلوب به سیاست جنایی اسلامی است. تحول اول، تحول در موضوعات احکام است و تحول در نوع دوم، نگرش­های جدید در بازخوانی‌آیات و روایات. رویکرد نواعتزالی و رویکرد مقاصدی به فقه، تحولاتی از نوع دوم هستند. در مقابل، متأسفانه شکل­ گیری اشاعره در مقابل معتزله، پیدایش اهل حدیث در برابر متکلّمان، شیوع اخباری­گری در برابر جریان اجتهاد، نگرش عقل­ستیز و اجتماع­گریز به خودِ اجتهاد، و پیدایش مکتب تفکیک در برابر جریان­های درخشان فلسفه اسلامی، بنیادگراییِ دینی با گونه­ های متنوع وهابیت و سلفیّت و جنبش­های طالبان و النصره و دهها گروهک تروریستی و شکنجه­گر دیده می­شوند که هریک به نوعی ادعای ضرورت اکتفا به متون نقلی (چه نصوص صحیح و چه غلط، تفاوتی ندارد) و پرهیز از هرگونه تلاش عقلی و معرفتیِ افزون بر پذیرش ظواهر کتاب و سنت را مطح می­ کنند؛ اردوگاه فکریِ‌اینان تصویری عقل­ستیز و خشن و تروریستی و متوحش از اسلام و تمدن اسلامی ارائه می­دهد و بر ماست که با کوچکترین مصادیق عقل­ستیزی و اجتماع­گریزی در حوزه کار خود – یعنی در سیاست جناییِ‌ایرانِ اسلامی – مقابله کنیم.
ضعف اصلی فقه جزایی موجود و کل فقه معاملات موجود و گفتمان غالب بر آن، در درجه اول‌این است که‌این فقاهتی ساختارگراست و انعطاف لازم را در مواجهه با موضوعات پیچیده و از آن پیچیده­تر، نظام­سازی و سیاستگذاریِ اجتماعی – که سیاستگذاری جناییِ اسلامی/‌ایرانی از حوزه ­های سیاستگذاریِ اجتماعی است – ندارد و در واقع، به تعبیر یکی از محققان «فقاهت ساختارگرا در مقابل فقاهت اجتماعی و فقه اداره نظام زندگی مردم قرار دارد»[۷۷۴] و به گفته محقق دیگر «این نوع فقاهت توجه به مقتضیات زمان و مکان نمی­کند و رویکردهای اجتماعی را در درون نظام استنباط احکام وارد نمی­سازد»[۷۷۵]. در حالی که تنها به شرطی می­توان فقه را یک «علم دینی» نام نهاد که بتواند علمی باشد و علم زمانی علم است که بتواند ابزارِ کاملاً مفیدی برای تصرف در جامعه باشد و اصطلاحاً کارآمد باشد و کارآمدی خود را به عرصه اجتماعی بروز دهد. ثانیاً، علم – و اگر بخواهیم فقه را یک «علم دینی» بنامیم – تنها زمانی متّصف به «دینی بودن» می­ شود که بتوان به صورت منطقی و متدیک نسبت آن را با کتاب و سنت معلوم کرد. ثالثاً در باب ماهیت علم، عنصر اصلی «اراده و تأسیس» است، نه «کشف»؛ در حالی که فقه صرفاً در پی کشف است: کشف حکم ظاهری شرعی از راه دلیل تفصیلی. جدا از‌این کار کارویژه­ی فقه هرگز نظام­سازی نیست بلکه پاسخ به مسائل شرعی است، به‌این نکته­ی دیگر نیز باید توجه کرد که عدم تعیین حد و حدود برای دخالت گزاره­های ارزشی و دینی در عرصه ­های مختلف سیاستگذاری اجتماعی – از جمله تدوین الگوی سیاست جنایی – مشکل معرفت­شناسانه­ای را بر منظومه‌این ارزش­ها تحمیل می­ کند و آن‌این که بدون داشتن حدودی برای حاکمیت فقه بر حقوق، دیدگاه ­ها پیرامون‌این امر روی به نسبیت­گراییِ معرفت­شناختی خواهد یافت و همین می­ شود که در وضع یک قانون جزایی، افراط در نگرش فقهی صورت می­گیرد و قانون دیگری از دستاوردهای غربی ترجمه می­ شود؛ و‌این هر دو نوع قوانین عموماً با اقتضائا جامعه‌ایرانی همخوانیِ مطلوبی ندارد.
چالش دیگر در مورد محسوب کردنِ فقه به مثابه یک علم دینی آن است که اگرچه شواهد تجربی نمی­تواند گزاره­های متافیزیکی را ابطال کند، اما عدم کارایی داعیه­های متافیزیکی و تنشِ آن داعیه­ها با هنجارهای خِرَد سلیم و هنجارهای برآمده از ادراک متعادل و سلیم­النفسِ آدمیانِ زمانه از زندگی و اقتضائات هنجارینِ آن به تدریج به کمرنگ شدنِ آن نصوص و داعیه­های متافیزیکی نزد آدمیان می­انجامد؛ اگرچه دولت­ها از آن داعیه­ها حمایت قانونی کنند و اصلاً قانون را بر بنیادِ آنها وضع نمایند.
البته نباید دین و فقه و فقه جزا را با افراط در اجتماع­محوری و اصرار بر عدول از شریعت و احکام جزایی اسلامی به خاطر ترس از فشارهای حقوق بشری و حقوق بین ­المللی و عوامل برون­دینیِ دیگر خصوصاً نظریه­ های غربیِ جرم­ شناسی و سیاست جنایی،­ به اموری از سنخ تعلقات اجتماعی تنزل داد و معارف حق و باطل را هم­رتبه کرد، بلکه فقط باید دورنمایی را ترسیم کرد که در افقِ آن، مدل مطلوبی از تعامل­بخشی به نیروهای سازنده سیاست جنایی اسلامی-‌ایرانی (یعنی منابع سه­گانه شرع، غرب و عرف) برونداد شود و نظام­سازی بر آن صورت گیرد.
بحث ما برقراری یک تعامل و داد و ستد بین آموزه­های دینی و دستاوردهای علوم جدید است. ساده­ترین دلیل در ضرورت چنین تعاملی‌این است که اصلاً در قبال‌این علوم می­خواهیم علوم جدیدی تأسیس کنیم؛ و اگر نه، پس دغدغه علوم دینی همانا دغدغه­ای بی­معناست؛ و اگر علمِ دینی در قبال‌این علوم است، حداقل باید با‌این علوم – نظریه ­ها و راهبردها و مدل­های مهمِ سیاست جنایی در مقیاس جهانی – آشنایی خوبی داشته باشیم. لذا با پیش­فرض گرفتنِ ضرورت تعامل بین علوم جدید و اندیشه­ های دینی می­توان سیاست­هایی را برای سیاست­گذاران جامعه علمی کشور در حوزه و دانشگاه توصیه کرد که در درازمدت، به تحقق علم دینیِ مورد نظر بینجامد.‌این سیاست­ها حاصل حرکتی تعامل­محور بین علوم جدید و معارف اصیل دینی، همراه با إعمال دغدغه­ های ترتیبیِ لازم در فرایند تحصیل علم به هدف نظام­سازی است.
به منظور اصلاح رویکرد سنتی به فقه و آثار‌این رویکرد بر گفتمان رایج و سنتی پیرامون سیاست جنایی اسلامی، تغییر نوع نگاه رایج به فقه در برخی از عرصه­ ضروری است. اگرچه ورود فقها به حکومت، فقه را درگیر عرصه ­های زندگی اجتماعی کرد، اما هنوز در فضای کلی حوزه،‌این ورود آن طور که باید و شاید، مخصوصاً از جانب اساتید اصلی و مراجع معظّم تقلید محقق نشده است. برگزاری همایش­هایی کلی و تألیف کتبی در راستای توجه به مسائل مستحدثه، هنوز گفتمان فقه و حوزه ­های ما را تغییر نداده است و به مرحله آمادگی برای ارائه خدمات معرفتی به پروژه ­­های نظام­سازیِ بومی – که پروژه تدوین الگوی اسلامی/‌ایرانیِ سیاست جنایی، از آن جمله است – دست نیافته است. امام خمینی (ره) تعریف فقه را از یک سلسله باید و نبایدهای فردی، به «تئوری اداره انسان از گهواره تا گور» تغییر داد و طبیعتاً چنین نگرشی به فقه نوعی تحول عمیق در موضوعاتی که فقیهان در دستور کار دروس خارج فقه خود قرار می­ دهند، باید پدید آورد؛ اما هنوز اغلب مجتهدان برجسته، موضوعات مورد تدریس خود را همان موضوعات سنتی قرار داده­اند و کمتر دیده می­ شود که فقیه برجسته­ای درس خارج فقه خود را به بررسی مسائل روز، مانند بانکداری، معاملات نفت و گاز، امکان مجازات­های جایگزین حدود و قصاص قرار دهد و‌این امر ممکن است‌این نگرش ناصواب را دامن زند که گویی اسلام و فقه شیعه پاسخی برآیاین مسائل ندارد و تنها اقتصادانان و متخصصات مدیریت و جرم­شناسان توان اظهارنظر، و آن مهم­تر توان نظریه­پردازی برای نظام­سازی، دارند. علاوه بر‌این، جای برخی مباحث نگرشیِ کلان در فقه خالی به نظر می­رسد؛ مانند فقه جرم­­شناسی. البته جای بسی شعف و امیدواری است که در دانشگاه قم، «جرم­ شناسی اسلامی»[۷۷۶] توسط استاد دکتر محمدعلی حاجی­ده­آبادی در مقطع کارشناسی ارشد و دکتریِ حقوق جزا و جرم­ شناسی تدریس می­ شود. در مقابل، کوشش­های معرفت­شناختیِ نسنجیده­ای نیز برای تولید علوم انسانی اسلامی در مراکز پژوهشی قم و تهران به عمل آمده است که آن را شاید بتوان به حساب ناپختگی و علاقه هیجانی به خودنمایی در عرصه جنبش نرم­افزاری و جنبش تولید علوم انسانی اسلامی گذاشت که در کشور به راه افتاده است. بی تردید، تولید فلسفه­های مضاف تنها از عهده کسانی برمی­آید که آشنایی عمیقی با فلسفه اسلامی و البته آشنایی نسبی با رشته علمی مذکور داشته باشند. حال اگر مسأله برعکس شود، معلوم نیست حاصل تلاش آنها، واقعاً در راستای اسلامی کردن‌این علوم قرار گیرد یا توجیه کردن‌این علوم؛ همچنان که مشخص شد رویکردهای مضر به گفتمان سیاست جنایی اسلامی در‌این فصل، عموماً مبتلا به‌ایرادِ باور به‌این­همانیِ «سیاست­های حاکم بر فقه جزایی» با «سیاست جنایی اسلامی» بودند؛ وضعیتی که ریشه در عدم شناخت صحیحِ دانش سیاست جنایی و ماهیت آن و معنای «سیاست» در‌این دانش است که البته با هر تدبیر و چاره­اندیشی­ای متفاوت است و از همین رو است که نمی­ توان هر سیاست و تدبیری نسبت به امور جزایی را سیاست جنایی نامید. گاه برخی از تحصیل­کردگان حوزه و یا دانشگاهیانِ حوزوی، به علت‌این که شاید عمق لازم را در شناخت دانش سیاست جنایی کسب نکرده ­اند، به نگارش در‌این عرصه ­ها و عرصه ­های مرتبط اقدام کرده ­اند که نتیجه آن، کنار هم گذاشتن برخی از مدل­­های سیاست جنایی غربی با استنباط­ها از سیاست­های حاکم بر فقه جزایی است.
جدول نمایه چالش­های ذاتی و چالش­های انطباقی گفتمان سنّت­گرای فقهیِ سیاست جنایی

چالش­های انطباقی
چالش­های ذاتی

مغایرت با الگوی مرجّح «تولید علوم دینی»

ضعف در کاربست مطلوب عقلانیت
در سطح مبانی، منابع و سبک تحول

۱

مغایرت با الگوی مرجّح بومی­سازی علوم
و راهبردهای مدیریت کلان اجتماعی

ضعف در بهره­جویی از مصلحت

۲

ناهمسویی با الگوی مطلوبِ تعامل­­بخشی میان فقه جزایی با علوم جزایی و الزامات و اقتضائات بین ­المللی و جهانی

خلط ایدئولوژی، شریعت، فقه و فهم دینی
(هر سه با یکدیگر)

۳

نظر دهید »
دانلود پروژه های پژوهشی با موضوع احتضار و حقیقت مرگ ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

. خلیل بن احمد فراهیدی ، کتاب العین ، چاپ دوم ( قم: دارالهجره، ۱۴۰۹) ج۱ ص۳۵۷ ↑
. و گنه‏کاران را تشنه به سوى جهنم برانیم؛ مریم/۸۶ ↑
. در مثل مانند کسانى هستند که بسوى مرگشان مى‏کشند و ایشان (ابزار قتل خود را) تماشا مى‏کنند؛ انفال/۶ ↑
. احمدبن محمد قیومی، مصباح المنیر فب غریب الشرح الکبیر، (قم: دارالهجره ، بی تا)، ج۱، ص: ۲۸۱ ↑
. محمدحسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج‏۱۸، ص: ۵۲۱ ↑
. و مردمان به نظرت مست آیند ولى مست نیستند بلکه سختى عذاب خدا ایشان را بى‏خود کرده است؛ حج/۲ ↑
. و سکرات مرگ که قضاء حتمى خدا است مى‏آید؛ ق/۹ ↑
. فضل بن حسن طبرسی، ج‏۹، ص: ۲۱۷ ↑
. اگر ببینى که ستمگران در گردابهاى مرگند؛ انعام/۹۳ ↑
. محمدحسین طباطبایی، تفسیر المیزان، ج‏۷، ص: ۳۹۴ ↑
. آنهایى که در جهلى عمیق غرق در غفلتند؛ ذاریات/۱۱ ↑
. سیدعلی اکبرقرشی، ج۵، ص:۱۲۰ ↑
.محمدحسین طباطبایی،تفسیر المیزان، ج‏۷، ص: ۳۹۴ ↑
.محمد بن مکرم ابن منظور،ج‏۱۳، ص: ۳۰۷ ↑
.روح الله خمینی،شرح چهل حدیث، ص: ۴۵۳ ↑
. ایشان را از دهکده‏اى که نزدیک دریا بود بپرس؛ اعراف/۱۶۳ ↑
. سیدمحمد ابراهیم بروجردی، تفسیر جامع،چاپ ششم (تهران: انتشارات صدر، ۱۳۶۶)، ج‏۲، ص: ۴۷۶ ↑
. مبنای مرگ طبیعی استقلال نفس با حیات ذاتی اش و ترک استعمال ابزار و آلات بدنی به تدریج می باشد، تا جایی که ذاتش مجرد می شود و بدن را به طور کلی خلع می کند؛ محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی،الشواهد الربوبیه فى المناهج السلوکیه، ( بی جا: نشر دانشگاهی ، ۱۶۰) ص: ۸۹ ↑
. ر.ک: محمدبن ابراهیم صدرالدین شیرازی ،اسرار الآیات ( تحقیق خواجوی)،(تهران: انجمن اسلامی حکمت و فلسفه اسلامی،۱۳۶۰ ) ص: ۹۳ ↑
. عبدالغنی اردبیلی،تقریرات فلسفه، چاپ اول، ( تهران: موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۱) ج‏۳، ص: ۴۰۶ ↑
. و خدا به سنگینى یک ذره ظلم نمى‏کند؛ نساء/۴۰ ↑
. تا خداوند ناپاک را از پاک جدا نموده و ناپاک‏ها را پاره‏اى بر پاره‏اى نهاده و همه را یک جا جمع و انباشته کرده و در جهنم قرار دهد، ایشان، آرى هم ایشانند زیانکار؛ انفال/۳۷ ↑
. و کسانى که خدا و این پیامبر را اطاعت کنند، کسانى خواهند بود که همدم انبیا و صدیقین و شهدا و و صالحینند، که خدا مورد انعامشان قرار داده، و چه نیکو رفیقانى؛ نساء/۶۹ ↑
. گفت از آسمان بیرون شو، مذموم و مطرود، هر که از آنها از تو پیروى کند جهنم را از همه شما لبریز مى‏کنم؛ اعراف/۱۸ ↑
. عبد الحمید بن هبه الله ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه ،(قم: کتابخانه آیت الله العظمی مرعشی نجفی، بی تا) ج‏۱، ص: ۲۹۹ ↑
. محمدبن یعقوب کلینی، فروع کافی (مترجمان)، چاپ اول، ( قم: انتشارات قدس، ۱۳۸۸) ج۱ ،ص: ۳۱۰ ↑
. محمدبن یعقوب کلینی، فروع کافی ،ج۱ ص ۳۰۵-۳۱۰ ↑
. و از همه بالاتر رضاى خود را وعده داده که آن خود رستگارى عظیمى است؛ توبه/۷۲ ↑
. و خدا در قیامت با آنان سخن نمى‏گوید و به نظر رحمت نمى‏نگرد و پاکشان ننموده، در عوض عذابى دردناک دارند؛ آل عمران/۷۷ ↑
. هر چیزی بازگشتش به اصل خویش است. ↑
. هر کس شما را دوست بدارد خدا را دوست داشته است، و هر کس شما را دشمن بدارد خدا را دشمن داشته است. ↑
. محمدعلی شاه آبادی، رشحات البحار ، چاپ اول ، (تهران: پژوهشکده فرهنگ و اندیشه اسلامی، ۱۳۸۶ ) ص۲۸۶ ↑
. همان ۲۹۷ ↑
. هر جا که باشید مرگ شما را در مى‏یابد هر چند که در بناهاى استوار و ریشه‏دار باشید؛ نساء/۷۸ ↑
. هر نفسى مرگ را خواهد چشید؛ آل عمران/۱۸۵، أنبیاء/۳۵، عنکبوت/۵۷ ↑
. و سکرات مرگ که قضاء حتمى خدا است مى‏آید؛ ق/۱۹ ↑
.ر.ک: سیدمحمدحسین طهرانی،معاد شناسی ،چاپ یازدهم ( مشهد: انتشارات ملکوت نور قرآن، ۱۴۲۳ ق ) ج۲، ص ۱۰۹-۱۱۸ ↑
. تا خداوند ناپاک را از پاک جدا نموده و ناپاک‏ها را پاره‏اى بر پاره‏اى نهاده و همه را یک جا جمع و انباشته کرده و در جهنم قرار دهد، ایشان، آرى هم ایشانند زیانکار؛ انفال/۳۷ ↑
. کینه‏اى که در سینه‏هایشان بود برون کردیم، و اینک در جایگاهشان جویها روان است؛ اعراف/۴۳ ↑
. و بیرون کشیم آنچه در سینه‏هاى ایشان باشد، از عداوت و کینه (که در دار دنیا داشتند) در حالى که برادران یکدیگر مى‏باشند که بر تختها برابر هم قرار مى‏گیرند؛ حجر/۴۷ ↑
. روح الله خمینی، شرح چهل حدیث، ص:۴۶۱ ↑
. قِیلَ لِأَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع صِفْ لَنَا الْمَوْتَ فَقَالَ عَلَى الْخَبِیرِ سَقَطْتُمْ هُوَ أَحَدُ ثَلَاثَهِ أُمُورٍ یَرِدُ عَلَیْه‏ – محمدبن علی بن بابویه ،معانی الأخبار،(قم: موسسه النشر الاسلامی التابعه لجماعه المدرسین بقم ، ۱۳۶۱) النص، ص: ۲۸۸ ↑
. ر.ک فصل چهار،” انواع قیض روح” ↑
. و من جن و انس را نیافریدم مگر براى اینکه عبادتم کنند؛ ذاریات/۵۶ ↑
. از علم پروردگار تو حتى هم وزن ذره‏اى پوشیده نیست، نه در زمین و نه در آسمان، و هیچ کوچکتر و یا بزرگترى از آن نیست مگر آنکه در کتابى روشن ضبط است؛ یونس/۶۱ ↑

نظر دهید »
دانلود مطالب پایان نامه ها در رابطه با ارتباط سنجی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

پیچیدگی به میزان پراکندگی[۱۱۴] و تلفیق[۱۱۵] در داخل سازمان مربوط می شود . انواع پراکندگی در ساختار سازمان بشرح زیر است :
الف ـ پراکندگی عمودی
ب ـ پراکندگی افقی
ج ـ پراکندگی مکانی
افزایش هر یک از ۳ عامل فوق باعث افزایش پیچیدگی سازمان می شود .
تلفیق که یکی دیگر از جنبه های پیچیدگی سازمان است اشاره به مکانیسم های سازمانی برای تسهیل ارتباطات ، هماهنگی و کنترل بین اجزای پراکنده سیستم دارد. بعضی از عمومی ترین مکانیسمهای تلفیق شامل قوانین و دستورالعمل های رسمی ، کمیته هاو سیستم های اطالاعات و حمایت کننده تصمیم گیری هستند . پراکندگی عمودی نیز یکی از مکانیسمهای تلفیق کننده کلیدی برای واحدهای پراکنده افقی و جغرافیایی است .

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

رسمیت سازمان
از نقطه نظر ارگونومی ، رسمیت بصورت درجه استاندارد بودن مشاغل در سازمان تعریف میشود . در سازمانهای بسیار رسمی ، کارگران کنترل بسیار کمی روی آنچه که باید انجام شود دارند . در این سیستم ها اغلب طراحی سخت افزار و نرم افزار به گونه ای است که اعمال نظر کارگران را محدو.د می سازد در سازمانهایی که دارای رسمیت کمتر هستند به کارگران اجازه دخالت بیشتر در تصمیم گیری داده میشود و بنابر این کارگران قادرند بیشتر از ظرفیت فکری شان استفاده کنند .
تمرکز
تمرکز به مفهوم تصمیم گیری رسمی فرد در یک واحد یا سطح سازمان است . تمرکز باعث می شود که کارگران اعمال نظر محدودی در تصمیماتی که شغل شان را متأثر میسازد داشته باشند..
بطور سنتی تمرکز در شرایط زیر مطلوب است :
الف ـ هنگامی که دیدگاه جامعی مورد نیاز است مانند تصمیم گیری استراتژیک
ب ـ هنگامی که کار در محیطی بسیارپایدار و قابل پیش بینی صورت میگیرد.
ج ـ در تصمیم گیری های مالی و قانونی که بطور مشخص در صورت تمرکز ، تصمیم گیری مؤثرتر صورت میگیرد .
د ـ هنگامی که مزایای عمده تمرکز قابل بیان باشد .
عدم تمرکز در شرایط زیر مطلوب است :
الف ـ هنگامی که کار در محیطی ناپایدار و یا غیر قابل پیش بینی صورت میگیرد .
ب ـ هنگامی که شغل مدیر نیازمند پردازش اطلاعات و ظرفیت تصمیم گیری زیاد است .
ج ـ هنگامی که ورودی های پایه به فرایند تصمیم گیری ضرورت دارد.
د ـ فراهم کردن انگیزش شغلی بیشتر برای کارگران
ه ـ جلب نگرش بیشتر کارگران نسبت به سازمان و حمایت از تصمیمات با مشارکت کارگران
ارتباط ماکرو ارگونومی و میکرو ارگونومی
در مجموع، ماکرو ارگونومی تسهیل کننده و زمینه ساز طراحی سیستم در سطح میکرو ارگونومی و تعیین کننده سازگاری اجزای سیستم با ساختار کلی آن است . به بیان سیستمی ، این رویکرد، بهینه سازی مشترک زیر سیستم های فنی و انسانی را در گستره سازمانی امکان پذیر میسازد .نتیجه این امر ، تضمین بیشتر عملکرد بهینه سیستم و اثر بخشی آن شامل ایمنی ، سلامت ، راحتی ، انگیزش و کیفیت زندگی است(ابطحی،۷۴:۱۳۷۳)
۲-۱۴-۸٫ارگونومی و کیفیت
در یک‌ سازمان‌ سه‌ عنصراساسی‌ قابل‌ تعریف‌ است‌: کارفرما، کارگر و مشتری‌. این‌ عناصر به‌ترتیب‌ به‌ بهره‌وری‌، شرایط کار وکیفیت‌ به‌ شدت‌ علاقمندند. ازطرفی‌ اگر بخواهیم‌ به‌ بهره‌وری‌(خواسته‌ کارفرما یا صاحب‌صنعت‌) و کیفیت‌ (خواسته‌مشتری‌) دست‌ یابیم‌، چاره‌ای‌ جزفراهم‌ کردن‌ شرایط کار مناسب‌ برای‌کارگران‌ در سطح‌ سازمان‌ نداریم‌.

شکل‌ (۲-۳): مدل‌ علایق‌ سازمان‌(صدرا ابرقویی،۱۳۸۸)
ارگونومی‌ با هدف‌ قراردادن‌مستقیم‌ بهبود شرایط کار بامشارکت‌ کارگران‌ در تمام‌ سطوح‌سازمان‌ و ارتقای‌ کیفیت‌ زندگی‌کاری‌، برآن‌ است‌ تا به‌ خواسته ‌مشتریان‌ یعنی‌ کیفیت‌ محصولات‌ وخدمات‌ و خواسته‌ کارفرما یعنی ‌بهره‌وری‌، جامه‌ عمل‌ بپوشاند(صدرا ابرقویی،۱۳۸۸،ص۳۲۰).
روشن‌ است‌ که‌ بهبود شرایط کار، زمینه‌ساز بهره‌وری‌ و کیفیت‌بوده‌ و پیش‌ نیاز آن‌ تلقی‌ می‌شود و عکس‌ این‌ رابطه‌ صادق‌ نیست‌. در ارگونومی‌ شواهد فراوانی‌وجود دارد که‌ نشان‌ می‌دهد تعامل‌ناقص‌ بین‌ انسان‌ و تکنولوژی‌ یا بین‌انسان‌ و شرایط محیطی‌ نامساعدمی‌تواند منجر به‌ کاهش‌ بهره‌وری‌گردد. متخصصان‌ ارگونومی‌ تلاش‌کرده‌اند تا بهبودهای‌ حاصل‌ازارگونومی‌ را با افزایش‌ بهره‌وری‌ یاکاهش‌ ضایعات‌ (انسانی‌) توجیه‌کنند. شرایط نامساعد محیطی‌ وفیزیکی‌ که‌ باعث‌ ناراحتی‌ انسان‌می‌شوند، با خطاهای‌ کیفی‌ مرتبط هستند. به‌ عبارت‌ دیگر ناراحتی‌می‌تواند باعث‌ برهم‌ خوردن‌ تمرکزیا فعالیت‌های‌ جبرانی‌ شود که‌ باوظیفه‌ اصلی‌ تداخل‌ می کند.همچنین‌ ناراحتی‌ انسان‌ می‌توانددرک‌ وی‌ را دچار اختلال‌ نماید. ازطرفی‌ شرایط نامساعد محیطی‌می‌تواند عامل‌ کاهش‌دهنده‌ انگیزه‌باشد. مطالعات‌ نشان‌ داده‌اند که‌حدود یک‌ سوم‌ نواقص‌ کیفی‌ به‌دلیل‌ شرایط نامناسب‌ ارگونومیکی‌ایجاد می‌شوند و با بهبود این‌شرایط قابل‌ رفع‌ هستند.
‌ارگونومی‌ و کیفیت‌، همپوشانی‌ زیادی‌ بایکدیگر دارند و محور اساسی‌اشتراک‌ آنها توجه‌ به‌ نیازهای‌ انسان‌و برآوردن‌ آنهاست‌. ارگونومی‌ روشی‌ را ارائه‌ می‌کندکه‌ به‌ پایداری‌ سیستم‌های‌ کیفیت‌کمک‌ می‌کند. ایجاد کیفیت‌ درفرایندهای‌ تولیدی‌ یا خدماتی‌، بادر نظر گرفتن‌ قابلیت‌ها وظرفیت‌های‌ انسانی‌ آسانتر محقق‌می‌شود.
از طرفی‌ رویکرد ارگونومی‌ به ‌بهبود در سازمان‌، انسانی‌تر از رویکرد به‌ کیفیت‌ است‌، زیرا درکیفیت‌، توجه‌ به‌ رضایت‌ مشتری‌خارجی‌ سازمان‌ است‌، در حالی‌که‌برای‌ مشتریان‌ داخلی‌ (کارگران‌) دراین‌ فلسفه‌ مدیریتی‌ هیچ‌ نسخه‌پیچیده‌ای‌ وجود ندارد، ولی‌ نقطه‌شروع‌ در ارگونومی‌، مشتری‌ داخلی‌یعنی‌ کارگر است‌(حقیقی،۲۲:۱۳۸۳)
بدیهی است بدون فراهم‌ کردن‌ شرایط مناسب‌کاری‌ برای‌ کارگران‌ (مشتریان‌داخلی‌) که‌ با ارگونومی‌ و عمل‌ به‌اصول‌ و روش‌های‌ آن‌ قابل‌ حصول‌است‌، نیل‌ به‌ کیفیت‌ و جلب‌رضایت‌ مشتری‌ خارجی‌ محال‌به‌نظر می‌رسد.
در دنیای‌ امروز نگاه‌ به‌ارگونومی‌، به‌ منزله‌ پیش‌ شرط وپیش‌ زمینه‌ گسترش‌ مباحثی‌همچون‌ تی کیو ام[۱۱۶] در سطح‌سازمان‌های‌ تولیدی‌ و خدماتی‌است‌ و چنانچه‌ اصول‌ و روش‌های‌ارگونومی‌ در سطح‌ سازمان‌ به‌ کارگرفته‌ شده‌ و به‌ عنوان‌ یک‌استراتژی‌ در مسیر تحقق‌ اهداف‌سازمانی‌ پذیرفته‌ شود، نیل‌ به‌اهداف‌ کلان‌ کیفیت‌ و بهره‌وری‌،همچنین‌ تسهیل‌ و توانایی‌ رقابت‌سازمان‌ در بازارهای‌ ملی‌، منطقه‌ای‌ و جهانی‌ محقق‌ می‌شود.

۲-۱۵٫ارگونومی مشارکتی

ارگونومی مشارکتی ، مشارکت فعال تمام سازمان در توسعه و اجرای دانش ارگونومی با حمایت کامل مدیریت به منظور ارتقاء شرایط محیط کار ، کیفیت و بهره وری است. از ویژگیهای ارگونومی مشارکتی آن است که کارکنان را قادر می سازد ارگونومی را بعنوان یک دانش و همچنین بعنوان یک تکنولوژی فراگیرمحسوب کنند و از آن برای حل مشکلات محیط کارشان استفاده کنند.
در سالهای اخیر ، گرایش قابل توجهی به سمت ارگونومی مشارکتی وجود داشته است که بخشی از آن ناشی از زمینه های اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی است. جامعه و نیروی کار امروز روش های مدیریتی مربوط به پنجاه سال قبل را نمی پذیرند زیرا امروزه تاکید زیادی بر کیفیت و مشتری گرایی وجود دارد و تحقق این امر نیازمند مشارکت بیشتر نیروی کار است. درحال حاضر رویکرد ارگونومی مشارکتی در سازمان بعنوان رویکردی موثر جهت تحول سازمانها ، بهره وری و رضایتمندی کارکنان پذیرفته شده است(حقیقی،۱۳۸۳).
از آنجا که بهبود مداوم در سازمان بدون مشارکت کلیه نیروهای درگیر در سازمان امکان پذیر نیست و مدیریت به تنهایی توان و امکان ارزیابی تمامی فعالیتها را در سازمان ندارد ، جلب مشارکت همه به منظور ایجاد بهبود در سازمان ضروری است و انجام این مهم باعث احساس مالکیت نسبت به کار ، شکوفا شدن خلاقیت ها و ارائه پیشنهادات می گردد.
در ارگونومی مشارکتی هدف آن است که با معرفی و آموزش دانش کاربردی ارگونومی در کلیه سطوح سازمان ، کارکنان با بهره گرفتن از این دیدگاه جدید و با عطف به تجربیات شغلی شان قادر شوند ، پیشنهادات مناسب ، عملی و ساده (بدون هزینه و کم هزینه) درجهت بهبود سازمان و شرایط محیط کار ارائه نمایند.
از ارکان اصلی پرداختن به ارگونومی مشارکتی در سازمان آموزش است. آموزش ارگونومی بصورت کارگاهی است و درابتدا از بین مدیران ارشد سازمان گروهی که علاقمندی بیشتری به موضوع دارند (حداکثر ۱۵ نفر) انتخاب و در یک کارگاه ارگونومی تخصصی ظرف چند هفته مبانی و اصول دانش ارگونومی توسط متخصصین ارگونومی به آنان آموزش داده می شود. این تیم ،آموزش ارگونومی را در سطح سازمان با همراهی متخصصین ارگونومی انجام می دهد. هدف از تشکیل این تیم آموزش دهنده ، بومی کردن دانش ارگونومی در سازمان است.
یکی دیگر از ارکان ارگونومی مشارکتی ، تشکیل گروه های کوچک کاری (تیم) و کار تیمی و همچنین استقرار سیستم پیشنهادات مبتنی بر آن است. بعد از اجرای موفقیت آمیز کارگاههای آموزشی ارگونومی و استقرار سیستم پیشنهادات مبتنی بر تیم های کاری انتظار می رود که با گذشت زمان برنامه ارگونومی مشارکتی که درابتدا توسط متخصصین ارگونومی از خارج به سازمان وارد شده بود بتدریج به افراد داخل سازمان بطورکامل منتقل شود. برنامه ای که نهایتاً قادر است از داخل سازمان به حل مشکلات آن بپردازد.
از مزیت های ارگونومی مشارکتی به دو مزیت زیر اشاره می شود :
۱٫ارگونومی مشارکتی فرصتی را فراهم می کند که کارکنان دارای دانش و تجربه منحصر بفردی می شوند (عملکرد سیستم فراتر از مجموع عملکرد اجزای آن است) و بنابراین مشارکت آنان درک روشنتری از انواع مسائل موجود و راه حل های ارائه شده را بدست می دهد.
۲٫مشارکت دادن کارکنان در تجزیه و تحلیل ، توسعه و اجرای تحول سازمانی (پروژه ارگونومی مشارکتی) زمینه ساز ایجاد احساس مالکیت بیشتر نسبت به کار و سازمان و نگرش بیشتر در اجرای تغییرات است(شرعی،۱۷۲:۱۳۸۵)
مشارکت کارکنان در تعریف صحیح از مسائل مربوط به کار و ارائه راه حل های مناسب امری ضروری است. کارکنانی که طی سالهای متمادی یک کار را انجام می دهند اغلب ایده های عالی و راه حل های عملی و ساده ارائه می نمایند که غالباً بدون هزینه و یا با هزینه کم می توان این تغییرات را جهت بهترکردن سیستم انجام داد. آنها منابعی را ارائه می دهند که می توان بطور کامل از آنها استفاده نمود. بعلاوه ، وقتی خود در ارائه پیشنهادی سهیم باشند براحتی هر تغییری را پذیرا خواهند شد.
۲-۱۶٫شاخه های دانش ارگونومی
ارگونومی علمی چند نظامه است که در چهار حیطه عمده زیر فعالیت دارد:

نظر دهید »
منابع تحقیقاتی برای نگارش پایان نامه بررسی شرایط ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
ارسال شده در 17 تیر 1401 توسط نویسنده محمدی در بدون موضوع

مأخذ: سرشمارس نمونه گیری از بافت قدیم شهر لنگرود، ۱۳۸۶٫ قربانپور، ۱۳۸۶
۳-۳-۳- بررسی وضعیت بخش های مختلف اقتصادی
۳-۳-۳-۱- کشاورزی
شهر لنگرود علیرغم کارکرد خدماتی و تجاری، از نظر اقتصادی در بخش کشاورزی از اهمیت ویژه‎ای برخوردار است این عملکرد اقتصادی دارای ۱۲/۱۵ درصد شاغلان را در سطح شهر به خود اختصاص داده است. اما براساس نمونه گیری در مناطق چهارگانه شهر متفاوت است. منطقه (۳) شهر لنگرود[۳]: حدود ۳/۱۸ شاغلان را در بخش کشاورزی داشته و عمده مزارع شهر نیز در این منطقه واقع شده است (شهرداری لنگرود، ۱۳۸۹، ص ۹۰).
براساس نمونه گیری از ۱۰ درصد شاغلین بافت قدیم ۷۶/۸ درصد در بخش کشاورزی فعالیت دارند که از این تعداد انزلی محله با ۷۵/۱۲ درصد بیشترین و فشکالی محله با ۳۷/۱ درصد کمترین شاغلین در این بخش را دارد.
میزان اراضی بایر موجود در شهر لنگرود نیز حدود ۱۱ هکتار بوده و در مجموع اراضی قابل استفاده و غیرقابل استفاده این شهر بدون درنظر گرفتن فضاهای شهری به حدود ۱۰۵۴ هکتار می رسد که رقم قابل توجهی را نسبت به مساحت شهر، تشکیل می دهد. (جدول شماره ۳-۱۸ بیانگر وضعیت کشاورزی شهر لنگرود از نظر مساحت اراضی می باشد (همان، ص۹۱).
جدول ۳-۲۲ مساحت اراضی کشاورزی شهر لنگرود (هکتار) در سال۱۳۸۹

عنوان

مزارع برنج

باغات چای

باغات توت

اراضی بایر

جمع

مساحت

۶/۸۷۰

۰/۳۲

۴/۱۴۰

۰/۱۱

۱۰۵۴

مأخذ: شهرداری لنگرود، ۱۳۸۹
۳-۳-۳-۲- صنعت
در لنگرود در محدوده شهرستان امکان ایجاد صنایع سنگین وجود ندارد مگر در ارتباط با برنج، چای و پیله خشک کنی. اما برای صنایع و کارگاه های متوسط متناسب با شرایط اقتصادی به خصوص مواد غذایی و کارگاه‎های ساختمانی مکان هایی در بخش جنوب غربی شهر توسط مشاور طرح جامع پیشنهاد شد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

از کل شاغلین شهر لنگرود معادل ۳۹/۲۰ درصد در بخش صنعت فعالیت دارند که با توجه به مطالعه اقتصادی مناطق چهارگانه شهر لنگرود، ۲/۵ درصد از شاغلان شهر در بخش صنعت و معدن و ۲/۴ درصد در بخش ساختمان اشتغال دارند. مناطق (۱) و (۲) شهر لنگرود[۴] بیشترین میزان اشتغال صنعتی را به خود اختصاص داده اند (مهندسین مشاور شمال، ۱۳۷۷، ص ۸۹).
براساس مطالعات میدانی در محلات بافت قدیم ۸۷/۳ درصد در بخش صنعت (فنی) و ۵/۴ درصد در بخش ساختمان فعالیت دارند. از این تعداد دباغ محله بیشترین شاغلین را در بخش صنعت (فنی) با ۴۷/۱۱ درصد و ساختمان با ۵۵/۶ درصد و راه پشته کمترین شاغلین را در این بخش ها با ۰۴/۱ درصد و ۱۴/۳ درصد دارا می‎باشد (قربانپور، ۱۳۸۶، ص۸۱).
۳-۳-۳-۳- خدمات
بخش خدمات شهر لنگرود از کل شاغلان ۳۹/۶۳ درصد را به خود اختصاص داده است. براساس مطالعات میدانی تعداد واحدهای خدماتی و تجاری موجود در شهر لنگرود در سال ۱۳۷۵ حدود ۱۷۲۱ واحد بوده است.
بیشترین تعداد واحدهای خدماتی تجاری متعلق به صنف خواربارفورشی، خشک بار و لبنیات می باشد. تعداد این واحدها در شهر لنگرود به ۳۴۰ واحد می رسد. پس از آن صنف علافان با توجه به فعالیت کشاورزی منطقه در رابطه با محصول برنج، سهم عمده ای از بخش خدمات بازرگانی را به خود اختصاص داده و صنف خرازی و لوازم ورزشی و پوشاک در مرتبه سوم واقع شده است (مهندسین مشاور شمال، ۱۳۷۷، ۹۲).
سطح ساخته شده محلات بافت قدیم شهر لنگرود به بخش خدمات بدون احتساب فضاهای مسکونی در شرایط وضع موجود به این ترتیب است.
واحدهای خدماتی فشکالی محله شامل خدمات تجاری، آموزشی دبستان، دبیرستان، درمانی، انتظامی، ورزشی، بهداشتی، مذهبی و پارک فضای سبز می باشد.
واحدهای خدماتی راه پشته شامل خدمات تجاری، آموزش دبستان، راهنمایی، مدرسه علمیه و بهداشتی می‎باشد.
واحدهای خدماتی دباغ محله شامل خدمات تجاری، آموزشی دبستان، راهنمایی، دبیرستان و مذهبی است.
واحدهای خدماتی انزلی محله شامل خدمات تجاری، بهداشتی، مذهبی است.
براساس مطالعات میدانی محلات بافت قدیم، در بخش خدمات ۳۴/۱۵ درصد شاغلین، بازاری است که از این تعداد انزلی محله با ۸۵/۱۷ درصد بیشترین و دباغ محله با ۸۳/۹ درصد کمترین شاغلین این بخش را دارند.
در بخش دولتی ۷۱/۱۸ درصد شاغل هستندکه از این تعداد فشکالی محله با ۴۸/۳۴ درصد بیشترین و انزلی محله با ۴۸/۱۴ درصد کمترین شاغلین این بخش را دارند.
۶۸/۱۵ درصد خدمات شغلی آزاد است که از این تعداد راه پشته با ۲۷/۱۷ درصد بیشترین و فشکالی محله با ۴۸/۱۴ درصد کمترین شاغلین این بخش را دارند. در مجموع بخش خدمات حمل و نقل ۶۲/۱۰ درصد شاغل هستند که از این تعداد انزلی محله با ۸/۱۵ درصد بیشترین و فشکالی محله با ۷۵/۲ درصد کمترین شاغلین این بخش و ۶۱/۹ درصد در سایر مشاغل جای دارند (قربانپور، ۱۳۸۶، ص۸۵).
فصل چهارم

نظر دهید »
  • 1
  • ...
  • 249
  • 250
  • 251
  • ...
  • 252
  • ...
  • 253
  • 254
  • 255
  • ...
  • 256
  • ...
  • 257
  • 258
  • 259
  • ...
  • 298
بهمن 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  

معرفی بهترین سایت های اخبار تکنولوژی و سبک زندگی

 درآمد از هوش مصنوعی با ویدئوهای تبلیغاتی
 درآمد از پروژه‌های تحقیقاتی آنلاین
 فروش محصولات دست‌ساز آنلاین
 درآمد از وبلاگ‌نویسی
 کسب درآمد دلاری از سایت‌های خارجی
 نشانه‌های دلتنگ‌شدن مردان
 معیارهای انتخاب همسر
 سرماخوردگی گربه و درمان آن
 تهیه غذای خشک سگ
 درآمد از طراحی اپلیکیشن موبایل
 فروش عکس با هوش مصنوعی
 حقوقی خیانت شوهر
 غلبه بر ترس از تعهد
 آنالیز سئو فروشگاه آنلاین
 بی‌توجهی در رابطه عاشقانه
 سوالات حیاتی قبل از ازدواج
 احساس فراموش‌شدن در رابطه
 طراحی هدر و فوتر حرفه‌ای
 مشخصات سگ مالینویز
 علل بی‌حالی عروس هلندی
 درآمد از تدریس آنلاین مهارت‌ها
 آموزش کار با Grammarly
 معیارهای ازدواج از دید دختران
 احساس بی‌اهمیتی در رابطه
 تغذیه مناسب سگ مالینویز
 درآمد از ساخت بازی با هوش مصنوعی
 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

جستجو

آخرین مطالب

  • فایل های مقالات و پروژه ها | تفاوت زن و مرد در توانایی های شناختی از منظر قرآن – 10
  • مقاله های علمی- دانشگاهی | ۴-۱-۲ فطرت از منظر اندیشمندان غیر مسلمان – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود پایان نامه و مقاله | ۱-۱-۳- دلبستگی به والدین و همسالان – 3
  • مقاله-پروژه و پایان نامه | ۳-۱ نوع مطالعه و جامعه آماری، روش نمونه گیری و حجم نمونه: – 4
  • پایان نامه آماده کارشناسی ارشد – ۲-۱-۱۵- ارزش ویژه برند مبتنی بر مصرف‌کننده – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • فایل های مقالات و پروژه ها – قسمت 24 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • منابع پایان نامه ها – قسمت 11 – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • پایان نامه آماده کارشناسی ارشد – ۱-۱-۲٫ تاریخچه سرمایه ­گذاری مستقیم خارجی در ایران – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • فایل های مقالات و پروژه ها – بازنگری در تعیین مجازات ترک انفاق – 4
  • پژوهش های انجام شده در مورد طراحی سیستم هیبریدی متشکل از ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • پایان نامه -تحقیق-مقاله – قسمت 32 – 4
  • دانلود پایان نامه با فرمت word : منابع پایان نامه درباره :پیام ها نجفی زهرا ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود پایان نامه های آماده | ۳- ۲- ابعاد و مؤلفه های هوش معنوی از دیدگاه دانشمندان – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • شیوه های اعتماد سازی مخاطب از نگاه قرآن و ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود تحقیق-پروژه و پایان نامه – ۲-۸-۲- نقش و اهمیت اقلام تعهدی – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • دانلود فایل پایان نامه : مطالب با موضوع : اولویت بندی مکانی زهکشی ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • دانلود مطالب پژوهشی در مورد نقش اکراه بر اراده ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل های دانشگاهی -تحقیق – پروژه – ۲-انواع هویت – پایان نامه های کارشناسی ارشد
  • ارزیابی کیفیت خدمات ادراک شده از دیدگاه مشتریان بانکهای ... - منابع مورد نیاز برای پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • بررسی تأثیر کمپوست فضولات کرم ابریشم بر … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • فایل پایان نامه کارشناسی ارشد : بررسی نقش قابلیت‌های روان‌شناختی در اعتماد بین فردی و … – منابع مورد نیاز برای مقاله و پایان نامه : دانلود پژوهش های پیشین
  • مقالات و پایان نامه ها | قسمت 4 – پایان نامه های کارشناسی ارشد

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان